جنگ‌ها و درگیری‌ها· عصر صنعتی· 1877 – 1878

جنگ روسیه و عثمانی (۱۸۷۷-۱۸۷۸)

1877–1878 conflict between the Ottoman and Russian Empires

جنگ روسیه و عثمانی (۱۸۷۷–۱۸۷۸) یکی از آخرین جنگ‌های بزرگ اروپا در سدهٔ نوزدهم و یکی از تعیین‌کننده‌ترین مراحل مسئله شرق بود. این جنگ از ۲۴ آوریل ۱۸۷۷ تا ۳ مارس ۱۸۷۸ میان امپراتوری عثمانی و ائتلافی به رهبری امپراتوری روسیه روی داد که رومانی، صربستان، مونته‌نگرو و نیروهای داوطلب بلغاری نیز در آن شرکت داشتند. جنگ در دو جبهه اصلی، بالکان و قفقاز، جریان داشت و با شکست نظامی عثمانی، پیشروی ارتش روسیه تا نزدیکی قسطنطنیه و امضای پیمان سن استفانو پایان گرفت. جنگ در متن بحران بزرگ شرق رخ داد. شورش‌های بوسنی و هرزگوین در ۱۸۷۵، قیام آوریل ۱۸۷۶ در بلغارستان، سرکوب خونین آن به‌دست نیروهای عثمانی و نامنظم و سپس جنگ صربستان و مونته‌نگرو با عثمانی مسئلهٔ حکومت عثمانی در بالکان را بار دیگر به مرکز سیاست قدرت‌های اروپایی آورد. گزارش کشتار غیرنظامیان بلغاری واکنش گسترده‌ای در اروپا برانگیخت و در روسیه نیز جنبش‌های پان‌اسلاوی و حمایت عمومی از مسیحیان اسلاو بالکان بر سیاست دولت فشار وارد کردند. روسیه پس از شکست در جنگ کریمه در پی بازیابی نفوذ خود در جنوب‌شرقی اروپا و قفقاز بود. محدودیت نظامی روسیه در دریای سیاه که پیمان پاریس ۱۸۵۶ برقرار کرده بود پیش از این جنگ و در ۱۸۷۱ عملاً لغو شده بود، بنابراین هدف روسیه در ۱۸۷۷ تنها بازگشت به دریای سیاه نبود. امنیت مرزهای قفقاز، افزایش نفوذ در بالکان، حمایت از جنبش‌های اسلاو و ارتدکس و کاستن از قدرت عثمانی در منطقه همگی در تصمیم به جنگ نقش داشتند. نتیجهٔ نظامی جنگ بسیار فراتر از تغییر چند مرز بود. ساختار سیاسی بالکان دگرگون شد، دولت بلغارستان دوباره پدید آمد، استقلال رومانی، صربستان و مونته‌نگرو رسمیت یافت و قدرت عثمانی در اروپا به‌طور محسوسی کاهش یافت. با این همه، قدرت‌های اروپایی در کنگره برلین بخش بزرگی از ترتیبات مورد نظر روسیه در سن استفانو را تغییر دادند و نشان دادند که حتی یک پیروزی قاطع نظامی نیز نمی‌توانست مسئلهٔ شرق را بدون مداخلهٔ دیگر قدرت‌های بزرگ حل کند.

زمینه‌ها و آغاز جنگ

رقابت روسیه و عثمانی در سدهٔ نوزدهم دنبالهٔ مجموعه‌ای طولانی از جنگ‌های روسیه و عثمانی بود، اما بحران ۱۸۷۵ تا ۱۸۷۸ در محیط سیاسی متفاوتی شکل گرفت. رشد جنبش‌های ملی در بالکان، ضعف مالی و اداری دولت عثمانی، رقابت روسیه و اتریش-مجارستان و نگرانی بریتانیا از گسترش نفوذ روسیه در مسیر مدیترانه و تنگه‌ها، هر بحران محلی را به مسئله‌ای اروپایی تبدیل می‌کرد. شکست روسیه در جنگ کریمه نیز در حافظهٔ سیاسی سن‌پترزبورگ باقی مانده بود، هرچند روسیه با استفاده از جنگ فرانسه و پروس توانسته بود در ۱۸۷۰ محدودیت‌های نظامی تحمیل‌شده بر دریای سیاه را یک‌جانبه رد کند و قدرت‌های اروپایی در کنفرانس لندن ۱۸۷۱ این تغییر را پذیرفتند. بحران از تابستان ۱۸۷۵ با شورش مسیحیان در هرزگوین آغاز شد و سپس به بوسنی گسترش یافت. در بهار ۱۸۷۶، شورش بلغارها علیه حکومت عثمانی نیز آغاز شد. حکومت عثمانی شورش را با استفاده از واحدهای منظم و نیروهای نامنظم سرکوب کرد. کشتار گستردهٔ غیرنظامیان، به‌ویژه در مناطقی چون باتاک، زمانی که گزارش‌های دیپلمات‌ها، مبلغان و خبرنگاران به اروپای غربی رسید، موجی از خشم عمومی ایجاد کرد. برآورد تعداد قربانیان از همان زمان محل اختلاف بوده است، اما پژوهش‌ها در اصل وقوع خشونت گسترده علیه جمعیت غیرنظامی تردیدی باقی نمی‌گذارند. این بحران به دیپلماسی قدرت‌های بزرگ وارد شد. صربستان و مونته‌نگرو در تابستان ۱۸۷۶ با عثمانی وارد جنگ شدند. شکست ارتش صربستان احتمال نابودی استقلال عملی این شاهزاده‌نشین را ایجاد کرد و روسیه با فشار دیپلماتیک از عثمانی خواست عملیات را متوقف کند. سپس نمایندگان قدرت‌های اروپایی در کنفرانس قسطنطنیه در زمستان ۱۸۷۶–۱۸۷۷ طرح‌هایی برای اصلاح ادارهٔ ایالات مسیحی‌نشین عثمانی پیشنهاد کردند. دولت عثمانی که هم‌زمان قانون اساسی جدید خود را اعلام کرده بود، ترتیباتی را که نظارت خارجی بر اجرای اصلاحات پیش‌بینی می‌کرد نپذیرفت. تلاش نهایی قدرت‌ها برای حل بحران از راه پروتکل لندن ۱۸۷۷ نیز ناکام ماند. روسیه پیش از آغاز جنگ با اتریش-مجارستان دربارهٔ بی‌طرفی آن کشور مذاکره کرده و در ۱۶ آوریل ۱۸۷۷ با رومانی قراردادی امضا کرده بود که عبور ارتش روسیه از خاک رومانی را امکان‌پذیر می‌کرد. در ۲۴ آوریل، امپراتور الکساندر دوم به عثمانی اعلان جنگ کرد و واحدهای روس از مرز رود پروت وارد رومانی شدند. قدرت‌های بزرگ دیگر مستقیماً وارد جنگ نشدند. بریتانیا در آغاز بی‌طرف ماند و در عین نگرانی از سرکوب‌های عثمانی، پیشروی احتمالی روسیه به سوی قسطنطنیه و تنگه‌ها را تهدیدی برای موازنهٔ قدرت می‌دانست. اتریش-مجارستان نیز نمی‌خواست یک دولت بزرگ اسلاو تحت نفوذ روسیه در بالکان پدید آید. همین محدودیت‌های دیپلماتیک از آغاز سبب می‌شد که پیروزی نظامی روسیه لزوماً به پذیرش تمام خواسته‌های آن کشور از سوی اروپا نینجامد.

== جنگ در بالکان == هدف اصلی روسیه در جبههٔ اروپا عبور از دانوب، شکستن شبکهٔ استحکامات عثمانی در شمال بلغارستان، گذر از رشته‌کوه بالکان و پیشروی در جهت ادرنه و قسطنطنیه بود. ارتش دانوب به فرماندهی نیکلای نیکلایویچ بزرگ در آغاز حدود ۱۸۵ هزار نفر داشت. فرماندهی روسیه تصور می‌کرد مقاومت اصلی عثمانی در خطوط دانوبی را می‌توان نسبتاً سریع پشت سر گذاشت و نیرویی در همین اندازه برای مرحلهٔ نخست عملیات کافی خواهد بود. این برآورد در تابستان ۱۸۷۷ با مقاومت عثمانی در پلونا و شیپکا به چالش کشیده شد. نیروهای روس در اواخر ژوئن از دانوب در نزدیکی سویشتوف عبور کردند و سرپل خود را توسعه دادند. یگان پیشرو به فرماندهی یوسیف گورکو به سرعت ولیکو ترنوو را تصرف کرد و در اوایل ژوئیه به گذرگاه‌های رشته‌کوه بالکان رسید. تصرف گذرگاه شیپکا راهی مستقیم به جنوب بلغارستان می‌گشود و در صورت حفظ آن، ارتش عثمانی را ناچار می‌کرد برای جلوگیری از پیشروی روسیه از نیروهای قابل توجهی استفاده کند. پاسخ عثمانی در چند محور شکل گرفت. عثمان نوری پاشا نیروی خود را از ویدین به سوی شهر پلونا حرکت داد و با ایجاد مجموعه‌ای از استحکامات میدانی در اطراف شهر، آن را به مانعی اصلی بر سر راه روس‌ها تبدیل کرد. استفادهٔ گسترده از سنگر، توپخانه و تفنگ‌های مدرن پیبادی–مارتینی به مدافعان امکان داد چند حملهٔ روسی را با تلفات سنگین دفع کنند. نبردهای پلونا اهمیت روزافزون استحکامات صحرایی و قدرت آتش سلاح‌های جدید را در جنگ‌های اواخر سدهٔ نوزدهم آشکار ساخت.

نخستین حملهٔ روسیه به پلونا در ژوئیه شکست خورد و حملهٔ دوم نیز نتیجه‌ای نداشت. هم‌زمان نیروهای سلیمان پاشا از جنوب کوشیدند گذرگاه شیپکا را بازپس گیرند. نبردهای سخت اوت ۱۸۷۷ میان نیروهای عثمانی و مدافعان روس و داوطلبان بلغاری، گذرگاه را به یکی از نقاط نمادین جنگ تبدیل کرد. مدافعان با وجود فشار شدید مواضع خود را حفظ کردند و مانع پیوند نیروهای عثمانی در دو سوی رشته‌کوه شدند. ناکامی روس‌ها در حملهٔ سوم به پلونا در سپتامبر نشان داد که تصرف مستقیم استحکامات با هزینه‌ای بسیار سنگین همراه خواهد بود. فرماندهی روسیه سپس ادوارد توتلبن، مهندس نظامی مشهور جنگ کریمه، را برای سازمان‌دهی محاصره فراخواند. راه‌های تأمین عثمانی به‌تدریج قطع شد و تصرف لووچ و گورنی دوبنیک حلقهٔ محاصره را کامل‌تر کرد. در همین مرحله رومانی نقش نظامی مهم‌تری در عملیات پیدا کرد. شاهزاده کارول یکم و ارتش رومانی در محاصرهٔ پلونا، به‌ویژه در نبردهای پیرامون استحکامات گریویتسا، مشارکت داشتند. ورود رومانی به جنگ ابعاد سیاسی ویژه‌ای داشت. پارلمان این کشور در مه ۱۸۷۷ استقلال رومانی را اعلام کرده بود و جنگ برای رومانی به «جنگ استقلال» تبدیل شد. با این حال، اتحاد با روسیه بعداً بر سر مطالبهٔ روسیه برای بازپس‌گرفتن بسارابیای جنوبی تنش شدیدی پیدا کرد. پس از چند ماه محاصره، ذخایر غذا و مهمات پلونا رو به پایان گذاشت. عثمان پاشا در ۱۰ دسامبر ۱۸۷۷ برای شکستن محاصره دست به حمله زد. تلاش او شکست خورد، خود عثمان زخمی شد و حدود چهل هزار نفر از نیروهای باقی‌مانده تسلیم شدند. سقوط پلونا نقطهٔ عطف عملیات بالکان بود. نیروی بزرگی که ماه‌ها ارتش روسیه را متوقف کرده بود از میدان خارج شد و روسیه توانست عملیات تهاجمی زمستانی خود را از سر بگیرد. گورکو با وجود سرمای شدید از ارتفاعات بالکان عبور کرد و صوفیه در اوایل ژانویهٔ ۱۸۷۸ به دست روس‌ها افتاد. در محور شیپکا نیز ارتش روسیه با عملیات دوطرفه، نیروهای عثمانی را در نبرد شیپکا–شینوو محاصره و وادار به تسلیم کرد. ارتش عثمانی دیگر نیروی منسجمی برای ایجاد یک خط دفاعی پایدار در بلغارستان نداشت. نیروهای روس پس از نبردهای جنوب بالکان به پلوودیف و سپس ادرنه رسیدند.

صربستان در دسامبر ۱۸۷۷ بار دیگر به عثمانی اعلان جنگ کرد و نیروهایش در جهت نیش و مناطق جنوبی پیش رفتند. مونته‌نگرو نیز که از ۱۸۷۶ در حال جنگ با عثمانی بود، بر قلمروهای مرزی و مسیر دسترسی به دریای آدریاتیک فشار وارد کرد. مجموعهٔ این عملیات‌ها ظرفیت عثمانی برای انتقال نیرو به جبههٔ اصلی را کاهش داد. در ژانویهٔ ۱۸۷۸ پیشروی روسیه به تراکیه شتاب گرفت و تهدید مستقیم قسطنطنیه جدی شد. نزدیک‌شدن ارتش روسیه به پایتخت عثمانی نگرانی بریتانیا را به اوج رساند و ناوگان مدیترانهٔ بریتانیا به سوی تنگه‌ها حرکت کرد. دولت عثمانی درخواست آتش‌بس کرد و در ۳۱ ژانویه آتش‌بس ادرنه برقرار شد. ارتش روسیه تا منطقهٔ سن استفانو در حومهٔ قسطنطنیه پیش رفت، اما رویارویی مستقیم روسیه و بریتانیا رخ نداد.

جبههٔ قفقاز

جبههٔ قفقاز از نظر شمار نیرو و تأثیر مستقیم بر نتیجهٔ نهایی جنگ کوچک‌تر از بالکان بود، اما پیامدهای سرزمینی آن دوام بیشتری یافت. روسیه در این منطقه می‌کوشید شبکهٔ دژهای عثمانی در شرق آناتولی، به‌ویژه قارص و ارداهان، را از میان بردارد و مرز خود را به سوی جنوب‌غرب گسترش دهد. فرماندهی عالی نیروهای روس در اختیار میخائیل نیکلایویچ بزرگ، نایب‌السلطنهٔ قفقاز، بود و ژنرال‌هایی مانند میخائیل لوریس-ملیکوف، آرشاک تر-گوکاسیان و ایوان لازارف عملیات میدانی را هدایت می‌کردند. ارتش عثمانی در این جبهه زیر فرمان احمد مختار پاشا قرار داشت. نیروهای روس هم‌زمان با آغاز جنگ از چند محور وارد قلمرو عثمانی شدند. بایزید در اواخر آوریل و ارداهان در ۱۷ مه به دست روس‌ها افتاد. لوریس-ملیکوف سپس به سوی قارص حرکت کرد و نخستین محاصرهٔ شهر را آغاز کرد. وضعیت در تابستان تغییر کرد. مختار پاشا نیروهای خود را متمرکز کرد و در نبرد زیوین پیشروی روس‌ها را متوقف ساخت. محاصرهٔ قارص رفع شد و بخش‌هایی از ارتش روسیه ناچار به عقب‌نشینی شدند. این عقب‌نشینی چند ماه بیشتر دوام نداشت. روسیه نیروهای کمکی وارد قفقاز کرد و در پاییز حمله از سر گرفته شد. ارتش مختار پاشا در اکتبر در نبرد آلادژاداغ شکست سنگینی خورد و به سوی ارزروم عقب نشست. موقعیت قارص در نتیجهٔ این شکست بسیار دشوار شد. نیروهای روس در شب ۱۷ به ۱۸ نوامبر با حمله به مجموعهٔ استحکامات شهر، دفاع عثمانی را شکستند و قارص را تصرف کردند. هزاران سرباز عثمانی اسیر شدند و روسیه یکی از مهم‌ترین دژهای شرق آناتولی را به دست آورد. پس از پیروزی در قارص، روس‌ها به سوی ارزروم پیش رفتند. ارتش مختار پاشا در ارتفاعات دویه‌بویونو شکست خورد، اما حملهٔ مستقیم روسیه به استحکامات ارزروم در نوامبر موفق نشد. شهر در طول زمستان محاصره شد و پس از آتش‌بس در فوریهٔ ۱۸۷۸ به‌طور موقت در اختیار روس‌ها قرار گرفت. شرایط نهایی صلح ارزروم را به عثمانی بازگرداند، در حالی که روسیه قارص، ارداهان و باتومی را حفظ کرد. جبههٔ قفقاز افزون بر پیامد نظامی، بر سیاست قومی و جمعیتی منطقه نیز اثر گذاشت. جمعیت‌های ارمنی، مسلمان، کرد، گرجی و دیگر گروه‌های قفقاز و شرق آناتولی در مناطق عملیاتی زندگی می‌کردند و جابه‌جایی مرزها موج‌های مهاجرت در هر دو جهت ایجاد کرد. پس از جنگ، بخشی از مسلمانان مناطق واگذارشده به روسیه به سوی قلمرو عثمانی مهاجرت کردند و در مقابل بخشی از ارامنهٔ عثمانی به مناطق تحت حکومت روسیه رفتند. جنگ همچنین در شکل‌گیری مرحلهٔ تازه‌ای از مسئله ارمنی نقش داشت. مادهٔ ۱۶ پیمان سن استفانو دولت عثمانی را موظف می‌کرد در ایالات ارمنی‌نشین اصلاحات انجام دهد و امنیت ارامنه را در برابر حملات محلی تضمین کند. در پیمان برلین، این موضوع در مادهٔ ۶۱ بازنویسی شد و اجرای اصلاحات به نظارت عمومی قدرت‌های اروپایی پیوند خورد. از این زمان مسئلهٔ اصلاحات در ایالات شرقی عثمانی به‌صورت پایدار وارد دیپلماسی اروپایی شد.

پایان جنگ و پیامدها

سن استفانو و برلین

پیمان مقدماتی سن استفانو در ۳ مارس ۱۸۷۸ میان روسیه و عثمانی امضا شد. شرایط پیمان بازتابی از برتری نظامی کامل روسیه در پایان جنگ بود. استقلال رومانی، صربستان و مونته‌نگرو به رسمیت شناخته می‌شد، قلمرو آنان افزایش می‌یافت و شاهزاده‌نشین خودمختار بلغارستان با محدوده‌ای بسیار وسیع از دانوب تا نزدیکی دریای اژه و از دریای سیاه تا مناطق مقدونیه ایجاد می‌شد. روسیه نیز بخش‌هایی از بسارابیا را بازمی‌گرفت و در قفقاز قارص، ارداهان، باتومی، بایزید و بخش‌هایی از مناطق پیرامونی را مطالبه می‌کرد. طرح بلغارستان بزرگ در سن استفانو برای بریتانیا و اتریش-مجارستان پذیرفتنی نبود. چنین دولتی اگرچه به‌طور اسمی تحت حاکمیت سلطان عثمانی باقی می‌ماند، در عمل تحت نفوذ بسیار قوی روسیه قرار می‌گرفت و حضور روسیه را تا نزدیکی دریای اژه گسترش می‌داد. اتریش-مجارستان نیز از گسترش یک دولت بزرگ اسلاو در جنوب مرزهای خود و افزایش نفوذ روسیه در میان اسلاوهای بالکان نگران بود. بحران حتی احتمال جنگ میان روسیه و بریتانیا را مطرح کرد. سرانجام قدرت‌های بزرگ در ژوئن ۱۸۷۸ در کنگره برلین گرد آمدند. اتو فون بیسمارک ریاست مذاکرات را برعهده داشت و نمایندگان آلمان، روسیه، بریتانیا، اتریش-مجارستان، فرانسه، ایتالیا و عثمانی دربارهٔ بازنگری سن استفانو مذاکره کردند.

پیمان برلین در ۱۳ ژوئیه امضا شد. بلغارستان سن استفانو به سه بخش تقسیم شد. سرزمین میان دانوب و رشته‌کوه بالکان به همراه صوفیه، شاهزاده‌نشین بلغارستان را تشکیل داد که خودمختار بود و همچنان حاکمیت اسمی سلطان را به رسمیت می‌شناخت. جنوب رشته‌کوه بالکان با عنوان روملی شرقی به استانی خودمختار زیر حاکمیت مستقیم‌تر عثمانی تبدیل شد و مقدونیه به ادارهٔ کامل عثمانی بازگشت. بلغارستان در نتیجهٔ جنگ استقلال کامل به دست نیاورد و استقلال رسمی آن سی سال بعد، در ۱۹۰۸، اعلام شد. استقلال رومانی، صربستان و مونته‌نگرو در سطح بین‌المللی به رسمیت شناخته شد و مرزهای هر سه کشور گسترش یافت. رومانی با نتیجه‌ای پیچیده روبه‌رو شد. روسیه بسارابیای جنوبی را که پس از جنگ کریمه به مولداوی واگذار شده بود بازپس گرفت و در مقابل رومانی دوبروژای شمالی و دسترسی گسترده‌تری به دریای سیاه به دست آورد. این مبادلهٔ اجباری با وجود اتحاد نظامی دو کشور، روابط رومانی و روسیه را تیره کرد. در قفقاز، پیمان برلین مالکیت روسیه بر قارص، ارداهان و باتومی را تأیید کرد، اما بایزید و درهٔ آلاشکرت به عثمانی بازگردانده شدند. این مرز جدید برای چند دهه خط اصلی جدایی روسیه و عثمانی در جنوب قفقاز بود و شهر ساری‌قمیش نیز در قلمرو روسیه قرار گرفت. همین مرز در آغاز جنگ جهانی اول بار دیگر به صحنهٔ عملیات بزرگ نظامی تبدیل شد. اتریش-مجارستان بر اساس مادهٔ ۲۵ پیمان برلین اجازه یافت بوسنی و هرزگوین را اشغال و اداره کند، هرچند این سرزمین از نظر حقوقی همچنان تحت حاکمیت عثمانی باقی ماند. الحاق رسمی بوسنی و هرزگوین به اتریش-مجارستان تا ۱۹۰۸ صورت نگرفت. بریتانیا نیز در جریان بحران دیپلماتیک سال ۱۸۷۸ موقعیت خود را در شرق مدیترانه تقویت کرد. انتقال ادارهٔ قبرس به بریتانیا جزو مفاد پیمان برلین نبود. بریتانیا و عثمانی در ۴ ژوئن ۱۸۷۸ و پیش از آغاز کنگره، قرارداد قبرس را جداگانه امضا کردند. عثمانی اداره و اشغال جزیره را به بریتانیا سپرد و بریتانیا در مقابل تعهداتی در زمینهٔ دفاع از قلمرو آسیایی عثمانی در برابر گسترش بیشتر روسیه پذیرفت. حاکمیت اسمی عثمانی بر قبرس در این مرحله حفظ شد.

جمعیت، خشونت و مهاجرت

جنگ تنها به ارتش‌ها و مرزها محدود نماند. حرکت جبهه‌ها در بلغارستان، تراکیه، صربستان و قفقاز با خشونت گسترده علیه غیرنظامیان، تخریب سکونتگاه‌ها و مهاجرت اجباری همراه شد. در مراحل گوناگون جنگ نیروهای منظم، واحدهای نامنظم و گروه‌های محلی از هر دو سوی منازعه در کشتار، غارت و اخراج غیرنظامیان مشارکت داشتند. جمعیت‌های بلغاری مسیحی در جریان عملیات عثمانی و عقب‌نشینی برخی نیروهای عثمانی قربانی خشونت شدند و جوامع مسلمان ترک، تاتار، چرکس و دیگر مسلمانان نیز در جریان پیشروی نیروهای روسی، بلغاری و صرب با قتل، اخراج و فرار گسترده روبه‌رو شدند. مقیاس دقیق مهاجرت‌ها به دلیل تفاوت سرشماری‌ها و منابع همچنان محل بحث است. کریشتف پوپک برآورد می‌کند که جنگ حدود ۳۵۰ هزار مسلمان را وادار به ترک سرزمین‌هایی کرد که بعداً در محدودهٔ بلغارستان قرار گرفت و اشغال سنجق نیش به دست ارتش صربستان نیز حدود ۷۱ هزار مسلمان را آواره کرد. بخشی از آوارگان پس از جنگ کوشیدند به زادگاه خود بازگردند و گروه بزرگی نیز در تراکیه، آناتولی و دیگر نقاط امپراتوری عثمانی اسکان یافتند.

این مهاجرت‌ها ترکیب جمعیتی بخش‌هایی از بالکان را تغییر دادند و به روندی گسترده‌تر پیوستند که از جنگ‌های روسیه و عثمانی و مهاجرت مسلمانان قفقاز در دهه‌های پیش آغاز شده بود. در حافظهٔ تاریخی بلغارستان، جنگ به عنوان مرحلهٔ تعیین‌کنندهٔ رهایی از حکومت عثمانی جایگاهی محوری پیدا کرد. در حافظهٔ ترکی و جوامع مسلمان بالکان، همان دوره با تجربهٔ آوارگی، کشتار و مهاجرت «مهاجران» پیوند خورد. پژوهش تطبیقی تاریخ‌نگاری بلغاری و ترکی نشان می‌دهد که این دو تجربهٔ تاریخی برای مدت طولانی روایت‌های ملی متفاوت و گاه ناسازگاری از یک جنگ واحد ایجاد کرده‌اند.

=== جایگاه تاریخی === پیروزی روسیه پایان فوری بر حضور عثمانی در بالکان ایجاد نکرد، اما موازنهٔ منطقه را به‌طور عمیقی تغییر داد. حاکمیت مستقیم عثمانی بر بخش بزرگی از جمعیت و سرزمین اروپایی آن از میان رفت. رومانی، صربستان و مونته‌نگرو به دولت‌های مستقلی تبدیل شدند و شکل‌گیری شاهزاده‌نشین بلغارستان دولت بلغاری را پس از چند سده دوباره وارد نقشهٔ سیاسی اروپا کرد. روملی شرقی در ۱۸۸۵ با بلغارستان متحد شد و بلغارستان در ۱۹۰۸ استقلال کامل خود را اعلام کرد. نتایج جنگ در عین حال بسیاری از مسائل سرزمینی را حل‌نشده باقی گذاشت. تقسیم بلغارستان، بازگشت مقدونیه به عثمانی، رقابت صربستان، یونان و بلغارستان بر مناطق مختلط قومی، وضعیت بوسنی و هرزگوین و گسترش اتریش-مجارستان به بالکان در دهه‌های بعد به بحران‌های تازه انجامید. ساختار سیاسی‌ای که کنگرهٔ برلین ایجاد کرد به یکی از زمینه‌های رقابت‌های منتهی به جنگ‌های بالکان و سرانجام جنگ جهانی اول تبدیل شد. برای امپراتوری عثمانی، جنگ شکست نظامی و جمعیتی بسیار سنگینی بود. از دست‌رفتن سرزمین‌های وسیع، ورود صدها هزار پناهنده به قلمرو باقی‌مانده و هزینه‌های مالی جنگ بر دولتی تحمیل شد که پیش از آغاز بحران نیز در وضعیت دشوار مالی قرار داشت. با وجود اصلاحات و نوسازی‌های ارتش عثمانی، فرماندهی پراکنده و دشواری تمرکز نیروها اجازه نداد مزیت‌هایی مانند استحکامات پلونا و تجهیزات مدرن به یک راهبرد هماهنگ سراسری تبدیل شوند. روسیه از نظر نظامی به پیروزی چشمگیری رسید و موقعیت خود را در قفقاز تقویت کرد، اما نتیجهٔ دیپلماتیک آن کمتر از آن چیزی بود که سن استفانو نشان می‌داد. مخالفت بریتانیا و اتریش-مجارستان مانع ایجاد بلغارستان بزرگ شد و اختلاف بر سر ترتیبات برلین به روابط روسیه با اتریش-مجارستان و آلمان آسیب زد. هزینهٔ مالی جنگ نیز برای خزانهٔ روسیه سنگین بود و در سال‌های بعد محدودیت‌هایی بر سیاست خارجی سن‌پترزبورگ ایجاد کرد.

اهمیت تاریخی جنگ از پیوند هم‌زمان آن با فروپاشی تدریجی نظم امپراتوری عثمانی، تشکیل دولت‌های ملی بالکان، رقابت قدرت‌های بزرگ و جابه‌جایی وسیع جمعیت‌ها ناشی می‌شود. جنگ از یک سو استقلال یا خودمختاری سیاسی میلیون‌ها نفر از مردم بالکان را تسریع کرد و از سوی دیگر موج تازه‌ای از خشونت قومی و مهاجرت را پدید آورد. این ترکیب رهایی ملی، رقابت امپراتوری و آوارگی جمعیت یکی از ویژگی‌های اصلی دگرگونی سیاسی جنوب‌شرقی اروپا در دهه‌های پایانی سدهٔ نوزدهم بود.

== جستارهای وابسته == جنگ‌های روسیه و عثمانی بحران بزرگ شرق جنگ کریمه پیمان سن استفانو کنگره برلین جنگ‌های بالکان مسئله ارمنی جنگ روسیه و عثمانی (۱۸۲۸–۱۸۲۹)

پانویس

== منابع == Barry, Quintin (2012). War in the East: A Military History of the Russo-Turkish War 1877–78 (in English). Solihull: Helion. ISBN 9781907677113. Allen, W. E. D.; Paul Muratoff (1953). Caucasian Battlefields: A History of the Wars on the Turco-Caucasian Border 1828–1921 (in English). Cambridge: Cambridge University Press. M. Hakan Yavuz و Peter Sluglett, ed. (2011). War and Diplomacy: The Russo-Turkish War of 1877–1878 and the Treaty of Berlin (in English). University of Utah Press. ISBN 9781607811503. Menning, Bruce W. (1992). Bayonets Before Bullets: The Imperial Russian Army, 1861–1914 (in English). Bloomington: Indiana University Press. Schimmelpenninck Van Der Oye, David (2011). "Russo-Turkish War (1877–1878)" (in English). The Encyclopedia of War, Wiley. doi:10.1002/9781444338232.wbeow538.

== پیوند به بیرون == اسناد دیپلماتیک سال ۱۸۷۸ در دفتر تاریخ‌نگار وزارت امور خارجهٔ ایالات متحده The War in the East، اثر معاصر سال ۱۸۷۸ در کتابخانهٔ کنگره

مقالهٔ کامل در ویکی‌پدیا ↗