جنگ آمریکا و اسپانیا (انگلیسی: Spanish–American War، اسپانیایی: Guerra hispano-estadounidense) جنگی میان ایالات متحده آمریکا و اسپانیا در سال ۱۸۹۸ بود که در بستر مبارزههای استقلالطلبانه در کوبا و فیلیپین و بحران فزایندهٔ روابط واشینگتن و مادرید شکل گرفت. عملیات نظامی در چهار ماه عمدتاً در کوبا، پورتوریکو، فیلیپین و گوآم جریان داشت. شکست ناوگانهای اسپانیا در خلیج مانیل و سانتیاگو و از دست رفتن مواضع عمدهٔ زمینی، دولت اسپانیا را در اوت ۱۸۹۸ به پذیرش توقف خصومتها واداشت و معاهدهٔ پاریس در دسامبر همان سال به جنگ پایان رسمی داد. جنگ به مرحلهٔ پایانی امپراتوری فراآتلانتیکی اسپانیا انجامید. اسپانیا از حاکمیت بر کوبا صرفنظر کرد و پورتوریکو و گوآم را به ایالات متحده واگذار کرد. فیلیپین نیز در برابر پرداخت ۲۰ میلیون دلار به آمریکا واگذار شد. کوبا پس از چند سال اشغال نظامی آمریکا در ۱۹۰۲ به استقلال رسمی رسید. پورتوریکو و گوآم در اختیار ایالات متحده باقی ماندند و تصمیم واشینگتن برای حفظ فیلیپین با خواست استقلالطلبان فیلیپینی تعارض پیدا کرد و چند ماه بعد به جنگ فیلیپین و آمریکا انجامید. از این جهت، جنگ ۱۸۹۸ پایان یک منازعهٔ استعماری و آغاز مجموعهای تازه از مناسبات امپراتوری در کارائیب و اقیانوس آرام بود. در تاریخ ایالات متحده، این جنگ با گسترش حضور سیاسی و نظامی کشور در خارج از آمریکای شمالی پیوند خورده است و اغلب یکی از مراحل مهم تبدیل آمریکا به قدرتی با منافع فرامنطقهای دانسته میشود. در اسپانیا نیز از دست رفتن آخرین بخشهای عمدهٔ امپراتوری در آمریکا و آسیا به بحران سیاسی و فکری موسوم به «فاجعهٔ ۱۸۹۸» پیوند خورد و در مباحث مربوط به اصلاح دولت، هویت ملی و آنچه بعدها «نسل ۹۸» خوانده شد جایگاهی مهم یافت.
== زمینهها و آغاز جنگ == جنگ استقلال کوبا که در ۱۸۹۵ آغاز شد، سومین خیزش بزرگ کوباییها علیه حکومت اسپانیا در سدهٔ نوزدهم بود. نیروهای استقلالطلب به رهبری فرماندهانی مانند ماکسیمو گومز و کالیستو گارسیا توانستند بخشهایی از جزیره را از کنترل مؤثر حکومت استعماری خارج کنند. دولت اسپانیا برای مهار قیام نیروهای فراوانی به کوبا اعزام کرد و در دورهٔ فرمانداری والریانو وایلر سیاست تمرکز بخشی از جمعیت روستایی در مناطق تحت نظارت نظامی را اجرا کرد. جنگ، تخریب محصولات کشاورزی و جابهجایی جمعیت به بحران اقتصادی و انسانی بزرگی انجامید و توجه افکار عمومی ایالات متحده را بیش از پیش متوجه کوبا کرد.
در ایالات متحده، منافع اقتصادی در کوبا، نزدیکی جغرافیایی جزیره، همدلی با استقلالطلبان و جریان رو به رشد طرفدار گسترش قدرت آمریکا در خارج از مرزهایش بر سیاست دولت اثر میگذاشت. مطبوعات پرتیراژی مانند روزنامههای ویلیام راندولف هرست و جوزف پولیتزر نیز گزارشهای جنگ کوبا را با زبانی پرهیجان منتشر میکردند. تاریخنگاری جدید نقش این «روزنامهنگاری زرد» را در ایجاد فضای موافق مداخله مهم میداند، اما آن را توضیحی کافی برای آغاز جنگ نمیشمارد. بحران کوبا، محاسبات راهبردی و سیاسی دولت مککینلی و تحولات داخل اسپانیا نیز در تصمیمگیری دو کشور نقش داشتند. در ژانویهٔ ۱۸۹۸، دولت مککینلی کشتی جنگی مین را برای حفاظت از اتباع و منافع آمریکا به هاوانا فرستاد. انفجار کشتی در شب ۱۵ فوریه ۲۶۶ تن را کشت. هیئت تحقیق نیروی دریایی آمریکا در آن زمان انفجار خارجی را علت حادثه دانست، اما بررسیهای بعدی دربارهٔ منشأ انفجار به نتایج متفاوتی رسیدند و مسئولیت اسپانیا هرگز بهطور قطعی اثبات نشد. انتشار نامهٔ خصوصی انریکه دوپوی دلوم، سفیر اسپانیا، که در آن مککینلی با لحنی تحقیرآمیز توصیف شده بود، نیز به تنش سیاسی افزود. کنگره در ۲۰ آوریل قطعنامهای تصویب کرد که خواهان خروج اسپانیا از کوبا بود و همزمان در اصلاحیهٔ تلر اعلام کرد ایالات متحده قصد الحاق کوبا را ندارد. مککینلی در ۲۲ آوریل محاصرهٔ دریایی کوبا را آغاز کرد، اسپانیا در ۲۴ آوریل اعلان جنگ کرد و کنگرهٔ آمریکا در ۲۵ آوریل اعلام کرد که حالت جنگ از ۲۱ آوریل وجود داشته است.
== کارزارهای نظامی == نخستین پیروزی بزرگ آمریکا هزاران کیلومتر دورتر از کوبا روی داد. در ۱ مه ۱۸۹۸، ناوگان آسیایی آمریکا به فرماندهی جورج دیوئی ناوگان اسپانیا را در نبرد خلیج مانیل منهدم کرد. گزارش فرمانده اسپانیایی مجموع کشته و زخمیهای ناوگان و زرادخانه را ۳۸۱ نفر اعلام کرد، در حالی که ناوگان دیوئی هیچ کشتهای در نبرد نداشت و تنها چند نفر زخمی شدند. این پیروزی کنترل دریایی خلیج را در اختیار آمریکا گذاشت، اما تصرف شهر مانیل به نیروی زمینی نیاز داشت. همزمان، امیلیو آگوینالدو از تبعید بازگشت و ارتش انقلابی فیلیپین با سرعت گسترش یافت. نیروهای او بسیاری از مواضع اسپانیایی را تصرف و مانیل را از خشکی محاصره کردند. رابطهٔ این نیروها با آمریکا در این مرحله بر دشمن مشترک متمرکز بود و اختلاف دربارهٔ حاکمیت آیندهٔ فیلیپین بهتدریج آشکارتر شد. در کارائیب، آمریکا کوبا را از دریا محاصره کرد و در ۱۰ ژوئن نخستین گردان تفنگداران دریایی در خلیج گوانتانامو پیاده شد. نیروی اعزامی ارتش به فرماندهی ویلیام شافتر در ۲۲ ژوئن در شرق سانتیاگو فرود آمد. استقلالطلبان کوبایی اطلاعات، راهنما و نیرو در اختیار آمریکاییها گذاشتند و در عملیات پیرامون سانتیاگو مشارکت کردند. در اول ژوئیه نبردهای ال کانی و ارتفاعات سن خوآن روی دادند. سواران خشن که تئودور روزولت یکی از فرماندهان آنها بود در حمله به کتل هیل شرکت کردند، اما نبرد با حضور واحدهای متعدد ارتش، از جمله سربازان آفریقاییتبار هنگهای سوارهنظام نهم و دهم، انجام شد و نقش آن تنها به واحد روزولت محدود نبود. در ۳ ژوئیه، ناوگان دریاسالار پاسکوال سرورا برای شکستن محاصره از بندر سانتیاگو خارج شد و در نبردی چندساعته بهطور کامل نابود شد. اسپانیا در این نبرد ۳۲۳ کشته، ۱۵۱ زخمی و ۱٬۷۲۰ اسیر داد و آمریکا یک کشته داشت. شهر سانتیاگو در ۱۷ ژوئیه تسلیم شد. ایالات متحده سپس در ۲۵ ژوئیه نیروهایی را در گوانیکا در پورتوریکو پیاده کرد و ستونهای آمریکایی پیش از توقف خصومتها در بخشهایی از جزیره پیشروی کردند.
کارزار پورتوریکو در مقایسه با نبردهای سانتیاگو تلفات کمتری داشت و پایان آن با پذیرش پروتکل صلح همزمان شد. در اقیانوس آرام نیز نیروهای آمریکا در ژوئن بدون نبرد مهم گوآم را تصرف کردند. در ۱۲ اوت نمایندگان آمریکا و اسپانیا در واشینگتن پروتکلی امضا کردند که توقف عملیات خصمانه را مقرر میکرد. خبر این توافق بهموقع به فیلیپین نرسید و نیروهای آمریکایی در ۱۳ اوت مانیل را تصرف کردند. فرماندهان آمریکا و اسپانیا ترتیبی برای تسلیم شهر برقرار کرده بودند که مانع ورود ارتش آگوینالدو به مرکز مانیل شد. این رویداد اختلاف میان استقلالطلبان فیلیپینی و ایالات متحده را عمیقتر کرد. کوتاهی جنگ مشکلات جدی سازمانی ارتش آمریکا را نیز آشکار کرد. نیروهای داوطلب با سرعت بسیار زیاد بسیج شده بودند و اردوگاههای شلوغ، شبکهٔ ناکافی تدارکات و ضعف بهداشت زمینهٔ همهگیری تیفوئید و بیماریهای دیگر را فراهم کرد. آمار ارتش برای فاصلهٔ مه تا سپتامبر ۱۸۹۸ حدود ۲٬۹۱۰ مرگ را ثبت میکند که بیش از ۲٬۵۰۰ مورد ناشی از بیماری بود و تنها بخش کوچکی مستقیماً در نبرد رخ داد. تجربهٔ جنگ در سالهای بعد در اصلاح سازمان، پزشکی نظامی و نظام ستادی ارتش آمریکا اثر گذاشت.
پایان جنگ و پیامدها
مذاکرات صلح در پاییز ۱۸۹۸ در پاریس انجام شد و معاهده در ۱۰ دسامبر به امضا رسید. اسپانیا در مادهٔ نخست از حاکمیت و عنوان خود بر کوبا صرفنظر کرد. پورتوریکو و دیگر جزایر اسپانیایی در هند غربی همراه با گوآم به آمریکا واگذار شدند. مادهٔ سوم نیز واگذاری مجمعالجزایر فیلیپین را مقرر کرد و آمریکا پذیرفت ظرف سه ماه پس از مبادلهٔ اسناد تصویب، ۲۰ میلیون دلار به اسپانیا بپردازد. سنای ایالات متحده در ۶ فوریهٔ ۱۸۹۹ معاهده را با اختلافی اندک تصویب کرد. این ترتیبات سرنوشت چهار قلمرو را به مسیرهای متفاوتی برد. در کوبا، اصلاحیهٔ تلر مانع الحاق رسمی جزیره به ایالات متحده شد، اما ارتش آمریکا تا ۱۹۰۲ در آنجا باقی ماند. شرایط استقلال کوبا بعدتر با اصلاحیهٔ پلات محدود شد و آمریکا برای مداخله در شرایط معین و حفظ پایگاه دریایی در خلیج گوانتانامو حقوقی به دست آورد. پورتوریکو و گوآم به قلمروهای ایالات متحده تبدیل شدند. در فیلیپین، تصمیم آمریکا برای حفظ مجمعالجزایر با جمهوری تأسیسشده به رهبری آگوینالدو ناسازگار بود. درگیری میان سربازان آمریکایی و فیلیپینی در ۴ فوریهٔ ۱۸۹۹ آغاز شد و به جنگی بسیار طولانیتر و خونینتر از نبرد آمریکا با اسپانیا انجامید. پیامد جنگ در کوبا را نمیتوان تنها بر اساس پیروزی نظامی آمریکا توضیح داد. جنبش استقلال کوبا پیش از ورود ایالات متحده سه سال علیه ارتش اسپانیا جنگیده و توان نظامی و اقتصادی حکومت استعماری را فرسوده بود. سباستین بالفور نیز در بررسی پایان امپراتوری اسپانیا نقش ارتش شورشی کوبا را در محدودکردن پادگانهای اسپانیایی و فراهمکردن اطلاعات و شرایط لازم برای پیشروی آمریکا مهم میداند. لوئیس پرز نشان داده است که سنت تاریخنگاری آمریکایی در مواردی سهم کوباییها در جنگ استقلال را در سایهٔ مداخلهٔ چندماههٔ آمریکا قرار داده است و همین مسئله در بحثهای تاریخنگارانه دربارهٔ نام و معنای «جنگ آمریکا و اسپانیا» اهمیت دارد.
برای اسپانیا، شکست سال ۱۸۹۸ پایان بخش اعظم امپراتوری باقیمانده در آن سوی اقیانوسها بود و به بحرانی گسترده در بحثهای مربوط به نظام سیاسی، ارتش، اقتصاد و جایگاه کشور در اروپا انجامید. تعبیر «فاجعهٔ ۹۸» در حافظهٔ تاریخی اسپانیا برای این مجموعه تحولات رواج یافت و روشنفکرانی که بعدها ذیل عنوان بحثبرانگیز «نسل ۹۸» قرار گرفتند، دربارهٔ ضعفهای ساختاری و هویت اسپانیا به بحث پرداختند. پیامد اقتصادی شکست نیز پیچیدهتر از فروپاشی ساده بود. بازگشت بخشی از سرمایههای مستعمراتی و تمرکز بیشتر بر اقتصاد شبهجزیره با روندهای صنعتی و مالی سالهای بعد همراه شد، در حالی که بحران سیاسی و اجتماعی ناشی از جنگ همچنان ادامه داشت.
برای ایالات متحده، پیروزی ۱۸۹۸ دامنهٔ راهبردی کشور را از کارائیب تا غرب اقیانوس آرام گسترش داد. پورتوریکو و گوآم در اختیار آمریکا قرار گرفتند و فیلیپین به مرکز نخستین جنگ استعماری بزرگ ایالات متحده در آسیا تبدیل شد. الحاق هاوایی نیز در جریان جنگ و با استدلالهای راهبردی مرتبط با عملیات اقیانوس آرام تصویب شد، هرچند هاوایی بخشی از قلمروهای واگذارشده در معاهدهٔ پاریس نبود. نتیجهٔ جنگ در خود آمریکا مناقشهای گسترده دربارهٔ امپریالیسم، تابعیت ساکنان قلمروهای تازه و حدود قانون اساسی در سرزمینهای خارج از قاره ایجاد کرد. این مناقشات همراه با حضور تازهٔ آمریکا در کارائیب و آسیا، جایگاه بینالمللی این کشور را در آغاز سدهٔ بیستم دگرگون کرد.
== جستارهای وابسته == جنگ فیلیپین و آمریکا انقلاب فیلیپین یواساس مین (ایسیآر-۱) نبرد خلیج مانیل معاهده پاریس (۱۸۹۸) مداخله ایالات متحده آمریکا در تغییر رژیم سایر کشورها
پانویس
== منابع == Sebastian Balfour (1997). The End of the Spanish Empire, 1898–1923 (in English). Oxford University Press. ISBN 9780198205074. Louis A. Pérez Jr. (1998). The War of 1898: The United States and Cuba in History and Historiography (in English). University of North Carolina Press. ISBN 9780807847428. David F. Trask (1981). The War with Spain in 1898 (in English). Macmillan. ISBN 0029329507. نقیبزاده، احمد (۱۳۸۸). تاریخ دیپلماسی و روابط بینالملل. تهران: قومس.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:تاریخ بهطور خودکار ترجمهشده (رده) رابرت شولزینگر، دیپلماسی آمریکا در قرن بیستم، ترجمهٔ حمید رفیعی مهرآبادی، تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ۱۳۷۹.
== پیوند به بیرون == جنگ آمریکا و اسپانیا در دفتر تاریخنگار وزارت امور خارجهٔ ایالات متحده مجموعهٔ تاریخ نیروی دریایی ایالات متحده دربارهٔ جنگ آمریکا و اسپانیا مجموعهٔ «جهان ۱۸۹۸» در کتابخانهٔ کنگرهٔ ایالات متحده

_(14579399380).jpg?width=500)