جنگ‌ها و درگیری‌ها· میان دو جنگ· 1937 – 1945

جنگ دوم چین و ژاپن

Japanese invasion of China (1937–1945)

جنگ دوم چین و ژاپن درگیری گسترده‌ای میان جمهوری چین و امپراتوری ژاپن بود که از ۷ ژوئیهٔ ۱۹۳۷ تا تسلیم رسمی ژاپن در ۲ سپتامبر ۱۹۴۵ ادامه یافت. در تاریخ‌نگاری چین از این جنگ معمولاً با عنوان «جنگ مقاومت در برابر ژاپن» یاد می‌شود. بیشتر پژوهشگران آغاز جنگ تمام‌عیار را حادثه پل مارکو پولو می‌دانند، هرچند زنجیرهٔ درگیری‌ها با اشغال منچوری به دست ژاپن در ۱۹۳۱ آغاز شده بود. پس از حمله به پرل هاربر در دسامبر ۱۹۴۱، این جنگ با جنگ اقیانوس آرام پیوند یافت و جبههٔ چین به یکی از جبهه‌های اصلی جنگ جهانی دوم در آسیا تبدیل شد. ژاپن در سال‌های نخست جنگ بیشتر شهرهای بزرگ ساحلی، بندرها و خطوط اصلی راه‌آهن چین را تصرف کرد، اما نتوانست دولت چین را به تسلیم وادارد. دولت ملی‌گرا پایتخت خود را به چونگ‌چینگ انتقال داد و جنگ را از مناطق داخلی ادامه داد، در حالی که نیروهای کمونیست پایگاه‌های چریکی خود را در شمال چین گسترش می‌دادند. جنگ با نبردهای گسترده، بمباران شهرها، قحطی، جابه‌جایی جمعیت و جنایت‌هایی مانند قتل‌عام نانجینگ همراه بود و یکی از پرهزینه‌ترین درگیری‌های تاریخ معاصر آسیا به شمار می‌رود.

== زمینه و آغاز جنگ == رقابت چین و ژاپن پیشینه‌ای طولانی‌تر از رویدادهای ۱۹۳۷ داشت. پیروزی ژاپن در نخستین جنگ چین و ژاپن و انعقاد پیمان شیمونوسکی در ۱۸۹۵، این کشور را به قدرتی استعماری در شرق آسیا تبدیل کرد. در سپتامبر ۱۹۳۱، افسران ارتش ژاپن از حادثه موکدن به عنوان زمینه‌ای برای اشغال منچوری استفاده کردند و سال بعد دولت دست‌نشاندهٔ منچوکو را با قرار دادن پویی در رأس آن تشکیل دادند. جامعه ملل این اقدام را به عنوان تصرف نظامی سرزمین چین محکوم کرد، اما نتوانست ژاپن را به عقب‌نشینی وادارد و ژاپن نیز در ۱۹۳۳ از جامعه ملل خارج شد. چین در همین دوره با چندپارگی سیاسی و ادامهٔ جنگ داخلی چین روبه‌رو بود. دولت کومینتانگ به رهبری چیانگ کای‌شک بخش عمده‌ای از توان خود را صرف مقابله با حزب کمونیست چین و مهار نیروهای منطقه‌ای کرده بود. پس از حادثه شی‌آن در دسامبر ۱۹۳۶، ملی‌گرایان و کمونیست‌ها تشکیل جبهه متحد دوم را پذیرفتند تا در برابر توسعه‌طلبی ژاپن همکاری کنند. این همکاری هیچ‌گاه به وحدت کامل فرماندهی نینجامید و بی‌اعتمادی میان دو طرف در تمام سال‌های جنگ باقی ماند، اما زمینهٔ مقاومت مشترک در برابر تهاجم ژاپن را فراهم کرد. درگیری میان سربازان چینی و ژاپنی در نزدیکی پل مارکو پولو در ۷ ژوئیهٔ ۱۹۳۷ به سرعت از یک برخورد محلی فراتر رفت. نیروهای ژاپنی پکن و تیانجین را تصرف کردند و در اوت همان سال نبرد سنگین شانگهای آغاز شد. مقاومت چندماههٔ چین در شانگهای پیشروی ژاپن را کند کرد، اما با تلفات بسیار سنگین پایان یافت. نیروهای ژاپنی در دسامبر ۱۹۳۷ وارد نانجینگ، پایتخت وقت چین، شدند و در هفته‌های پس از تصرف شهر قتل، تجاوز و غارت گسترده‌ای را مرتکب شدند که با عنوان قتل‌عام نانجینگ شناخته می‌شود. دولت چین پیش از سقوط شهر نخست به ووهان و سپس به چونگ‌چینگ منتقل شد و تصمیم گرفت جنگ را ادامه دهد.

== روند جنگ و گسترش بین‌المللی == در ۱۹۳۸، ژاپن عملیات خود را به مرکز و جنوب چین گسترش داد. نیروهای چینی در نبرد تایرژوانگ به پیروزی مهمی رسیدند، اما ژاپنی‌ها پس از نبرد شوژو و نبرد ووهان بر بخش بزرگی از درهٔ یانگ‌تسه مسلط شدند و گوانگ‌ژو را نیز تصرف کردند. دولت چین برای کند کردن پیشروی دشمن، سدهای رود زرد را در ژوئن ۱۹۳۸ تخریب کرد. سیلاب حاصل، مسیر پیشروی ژاپن را تغییر داد، اما صدها هزار غیرنظامی را کشت یا آواره کرد. با وجود تصرف ووهان و دیگر مراکز مهم، ژاپن همچنان نتوانست ارتش و دولت چین را از ادامهٔ مقاومت بازدارد.

از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۱، جنگ وارد دوره‌ای از فرسایش شد. ارتش انقلابی ملی بیشتر نبردهای متعارف را بر عهده داشت، در حالی که ارتش مسیر هشتم و ارتش چهارم جدید وابسته به حزب کمونیست، عملیات چریکی و خرابکاری در مناطق اشغالی را گسترش دادند. ژاپن برای ادارهٔ سرزمین‌های تصرف‌شده از دولت‌های دست‌نشانده و نیروهای چینی همکار استفاده کرد و در ۱۹۴۰ دولتی به رهبری وانگ جینگ‌وی در نانجینگ تشکیل داد. هم‌زمان، اختلاف میان ملی‌گرایان و کمونیست‌ها افزایش یافت و حادثه ارتش چهارم جدید در ۱۹۴۱ نشان داد که جبههٔ متحد عملاً بسیار شکننده شده است. اشغال ژاپن با اعدام‌های جمعی، سرکوب روستاها، کار اجباری و استفاده از جنگ‌افزار شیمیایی و عوامل بیماری‌زا همراه بود. یگان ۷۳۱ در منچوری آزمایش‌های انسانی و برنامه‌های جنگ میکروبی را اجرا می‌کرد و نیروی هوایی ژاپن نیز چندین سال چونگ‌چینگ و دیگر شهرهای داخلی را بمباران کرد. این اقدامات، همراه با تخریب شبکه‌های حمل و نقل و کشاورزی، فشار شدیدی بر جمعیت غیرنظامی وارد کرد. با این همه، تسلط ژاپن در بسیاری از مناطق روستایی کامل نبود و مقاومت مسلحانه در پشت خطوط اشغال ادامه داشت. چین در آغاز جنگ از کمک نظامی و هوایی اتحاد جماهیر شوروی برخوردار بود، اما این کمک‌ها پس از انعقاد پیمان بی‌طرفی ژاپن و شوروی در ۱۹۴۱ کاهش یافت. پس از حملهٔ ژاپن به پرل هاربر، ایالات متحده و امپراتوری بریتانیا حمایت گسترده‌تری از چین آغاز کردند. تجهیزات از طریق جاده برمه و مسیر هوایی فراز هیمالیا به چین منتقل می‌شد و گروه داوطلبان آمریکایی معروف به ببرهای پرنده نیز در دفاع هوایی مشارکت داشت. نیروهای چینی در نبرد برمه در کنار متفقین جنگیدند، ولی اختلاف‌های چیانگ کای‌شک با فرمانده آمریکایی، جوزف استیلول، هماهنگی عملیات را دشوار کرد. ژاپن در ۱۹۴۴ با اجرای عملیات ایچی گو بخش بزرگی از خطوط راه‌آهن و چندین پایگاه هوایی چین را تصرف کرد، اما این عملیات نیز به تسلیم دولت چین نینجامید.

== پایان جنگ و پیامدها == در ۱۹۴۵، توان نظامی و اقتصادی ژاپن در نتیجهٔ شکست‌های پی‌درپی در اقیانوس آرام و محاصرهٔ دریایی به شدت کاهش یافته بود، هرچند بیش از یک میلیون نیروی ژاپنی همچنان در چین و منچوری حضور داشتند. پس از بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی و ورود اتحاد شوروی به جنگ، ارتش سرخ در اوت ۱۹۴۵ تهاجم گسترده‌ای به منچوری آغاز کرد و ارتش کوانتونگ را در هم شکست. ژاپن در ۱۵ اوت پذیرش شرایط اعلامیه پوتسدام را اعلام کرد و سند رسمی تسلیم در ۲ سپتامبر بر عرشهٔ ناو آمریکایی میزوری امضا شد.

مراسم تسلیم نیروهای ژاپنی در جبههٔ چین در ۹ سپتامبر ۱۹۴۵ در نانجینگ برگزار شد. دولت‌های منچوکو، منجیانگ و دولت وانگ جینگ‌وی فروپاشیدند و جمهوری چین ادارهٔ مناطق اشغالی را دوباره در اختیار گرفت. بر اساس تصمیم‌های کنفرانس قاهره و اعلامیه پوتسدام، تایوان و جزایر پنهو نیز پس از تسلیم ژاپن زیر ادارهٔ جمهوری چین قرار گرفتند. جمهوری چین در همان سال یکی از اعضای بنیان‌گذار سازمان ملل متحد و یکی از پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد شد. پیروزی در برابر ژاپن به صلح پایدار در چین نینجامید. ارتش و اقتصاد دولت ملی‌گرا پس از هشت سال جنگ فرسوده شده بود، در حالی که حزب کمونیست پایگاه اجتماعی و نیروهای مسلح خود را گسترش داده بود. جنگ داخلی میان دو طرف از ۱۹۴۶ دوباره شدت گرفت و با پیروزی کمونیست‌ها و تأسیس جمهوری خلق چین در ۱۹۴۹ پایان یافت. جنگ دوم چین و ژاپن افزون بر حدود ۱۴ تا ۲۰ میلیون کشته و ده‌ها میلیون آواره، بخش بزرگی از زیرساخت‌های صنعتی و حمل و نقل چین را نابود کرد. تجربهٔ اشغال، قتل‌عام‌ها و مقاومت در برابر ژاپن به یکی از عناصر اصلی حافظهٔ تاریخی چین تبدیل شد و تفسیر رویدادهای این دوره همچنان بر روابط چین و ژاپن اثر می‌گذارد.

== جستارهای وابسته == نخستین جنگ چین و ژاپن

منابع

مقالهٔ کامل در ویکی‌پدیا ↗