جنگ‌ها و درگیری‌ها· عصر باروت· 1642 – 1651

جنگ داخلی انگلستان

سلسله نبردهای مسلحانه میان نمایندگان مجلس و سلطنت‌طلبان در انگلستان از سال ۱۶۴۲ تا ۱۶۵۱ میلادی

جنگ‌های داخلی انگلستان (به انگلیسی: English Civil Wars) مجموعه‌ای از سه درگیری پیوسته میان سلطنت‌طلبان و نیروهای وفادار به مجلس انگلستان بود که از ۱۶۴۲ تا ۱۶۵۱ ادامه یافت. جنگ نخست از ۱۶۴۲ تا ۱۶۴۶، جنگ دوم در ۱۶۴۸ و جنگ سوم از ۱۶۵۰ تا ۱۶۵۱ روی داد. اختلاف دربارهٔ حدود اقتدار چارلز یکم، حق پارلمان در وضع مالیات و ادارهٔ نیروهای مسلح و آیندهٔ مذهبی سه پادشاهی انگلستان، اسکاتلند و ایرلند در مرکز بحران قرار داشت. نام‌های «کاوالیرها» برای سلطنت‌طلبان و «راوندهدها» برای پارلمان‌گرایان در نوشته‌های آن دوره و روایت‌های بعدی رواج یافتند، اما این عنوان‌های جدلی تنوع اجتماعی، مذهبی و سیاسی درون هر اردوگاه را به تمامی نشان نمی‌دهند. این جنگ‌ها مرحلهٔ انگلیسی و ولزی بحران گسترده‌تری بودند که در تاریخ‌نگاری جدید جنگ‌های سه پادشاهی نامیده می‌شود. تغییر اتحادهای اسکاتلندی، شورش ۱۶۴۱ ایرلند و لشکرکشی‌های متقابل میان سه پادشاهی بر روند جنگ در انگلستان اثر مستقیم گذاشتند. پیروزی پارلمان به محاکمه و اعدام چارلز یکم در ژانویهٔ ۱۶۴۹، الغای پادشاهی و مجلس اعیان و تشکیل مشترک‌المنافع انگلستان انجامید. با این حال، دورهٔ حکومت لرد محافظ به رهبری الیور کرامول تا دسامبر ۱۶۵۳، یعنی بیش از دو سال پس از پایان جنگ سوم، آغاز نشد و پادشاهی نیز در ۱۶۶۰ با بازگشت چارلز دوم احیا شد.

زمینه‌ها و آغاز جنگ

چارلز یکم از ۱۶۲۹ تا ۱۶۴۰ بدون فراخواندن پارلمان حکومت کرد. در این دوره که به حکومت شخصی او شهرت یافت، برای تأمین درآمد سلطنت به عوارض گمرکی، فروش انحصارها و مالیات موسوم به «پول کشتی» متوسل شد. منتقدان این اقدامات را نقض حق پارلمان در تصویب مالیات می‌دانستند. هم‌زمان، سیاست‌های ویلیام لاد، اسقف اعظم کانتربری، و تشریفات تازه در کلیسای انگلستان نگرانی پیوریتن‌ها را دربارهٔ نزدیک شدن کلیسا به آیین کاتولیک افزایش داد. مسئله تنها نزاعی میان پادشاه و مجلس نبود و برداشت‌های متفاوت از اقتدار سلطنت، قانون، مالکیت و نظم مذهبی را دربر می‌گرفت. کوشش دربار برای تحمیل کتاب دعای تازه بر کلیسای اسکاتلند در ۱۶۳۷ با مقاومت میثاق‌گرایان اسکاتلند روبه‌رو شد و جنگ‌های اسقف‌ها در ۱۶۳۹ و ۱۶۴۰ را در پی آورد. شکست و کمبود پول چارلز را ناچار کرد در ۱۶۴۰ بار دیگر پارلمان را فراخواند. پارلمان طولانی ضمن رسیدگی به شکایت‌ها، خواستار محدود کردن اختیارهای پادشاه و کنترل نیروهای نظامی شد. شورش ایرلند در اکتبر ۱۶۴۱ بحران را شدیدتر کرد، زیرا شاه و پارلمان دربارهٔ اینکه ارتش اعزامی به ایرلند باید در فرمان چه کسی باشد به یکدیگر اعتماد نداشتند. در نتیجه، مناقشهٔ مذهبی در اسکاتلند و خشونت در ایرلند به بن‌بست سیاسی انگلستان پیوند خورد. تلاش نافرجام چارلز برای بازداشت پنج نمایندهٔ مجلس در ۴ ژانویهٔ ۱۶۴۲ اعتماد باقی‌مانده میان دو طرف را از میان برد. شاه لندن را ترک کرد و هر دو اردوگاه به گردآوری نیرو و تصرف انبارهای جنگی پرداختند. پارلمان در مارس همان سال فرمان ادارهٔ شبه‌نظامیان را بدون تأیید سلطنتی به اجرا گذاشت و چارلز نیز با صدور فرمان‌های سنتی خود هوادارانش را فراخواند. برافراشتن پرچم سلطنتی در ناتینگهام در ۲۲ اوت ۱۶۴۲ معمولاً آغاز رسمی جنگ نخست دانسته می‌شود. پارلمان از منابع مالی لندن و مناطق پرجمعیت جنوب و شرق بهره می‌برد، در حالی که پایگاه اصلی سلطنت‌طلبان در غرب، شمال، ولز و مقر دربار جنگی در آکسفورد قرار داشت.

روند سه جنگ

نخستین رویارویی بزرگ در اج‌هیل در ۲۳ اکتبر ۱۶۴۲ نتیجهٔ روشنی نداشت و پیشروی سلطنت‌طلبان به سوی لندن اندکی بعد در ترنهام گرین متوقف شد. در ۱۶۴۳ نیروهای شاه در بخش‌هایی از غرب و شمال پیش رفتند، اما پیوستن ارتش میثاق‌گرای اسکاتلند به پارلمان توازن قوا را تغییر داد. شکست شاهزاده روپرت در مارستن مور در ۲ ژوئیهٔ ۱۶۴۴ موقعیت سلطنت‌طلبان در شمال را فروپاشید. پارلمان سپس ارتش مدل نو را در ۱۶۴۵ به فرماندهی توماس فیرفکس سازمان داد و این نیروی سراسری و منظم در نیزبی در ۱۴ ژوئن ۱۶۴۵ ارتش اصلی شاه را شکست داد. چارلز در مه ۱۶۴۶ خود را به ارتش اسکاتلندی سپرد و تسلیم آکسفورد در ژوئن همان سال جنگ نخست را پایان داد.

پس از جنگ نخست، پارلمان، ارتش و اسکاتلندی‌ها بر سر شکل حکومت و سازمان کلیسا اختلاف داشتند و مذاکرات متعدد با شاه به نتیجه نرسید. در همان دوره، سربازان و هواداران برابرسازان در بحث‌های پاتنی خواهان نمایندگی گسترده‌تر، برابری در برابر قانون و اصلاح ساختار سیاسی شدند، ولی فرماندهان ارتش با بسیاری از پیشنهادهای آنان موافق نبودند. چارلز در دسامبر ۱۶۴۷ با گروهی از میثاق‌گرایان اسکاتلندی توافق کرد که در برابر استقرار موقت پرسبیترینیسم در انگلستان، برای بازگرداندنش به قدرت مداخله کنند. شورش‌های سلطنت‌طلبانه در انگلستان و ولز و ورود ارتش اسکاتلندی، جنگ دوم را در ۱۶۴۸ پدید آورد. ارتش مدل نو قیام‌ها را سرکوب کرد و کرامول مهاجمان را در پرستون شکست داد. در دسامبر، سربازان به فرمان توماس پراید نمایندگان متمایل به ادامهٔ مذاکره را از مجلس کنار گذاشتند و پارلمان رمپ زمینهٔ محاکمهٔ شاه را فراهم کرد. چارلز در ۲۷ ژانویهٔ ۱۶۴۹ محکوم و در ۳۰ ژانویه در وایت‌هال اعدام شد.

اعدام چارلز یکم جنگ را در سراسر سه پادشاهی پایان نداد. اسکاتلندی‌ها پسر او را به عنوان چارلز دوم به رسمیت شناختند و او در ژوئن ۱۶۵۰ وارد اسکاتلند شد. کرامول برای جلوگیری از حملهٔ اسکاتلند، ارتش پارلمان را به شمال برد و در ۳ سپتامبر ۱۶۵۰ در دانبار پیروز شد. چارلز دوم سال بعد با ارتشی عمدتاً اسکاتلندی وارد انگلستان شد، اما حمایت گسترده‌ای در مسیر خود به دست نیاورد. نیروهای پارلمان در نبرد ووستر در ۳ سپتامبر ۱۶۵۱ ارتش او را شکست دادند و چارلز پس از چند هفته اختفا به قارهٔ اروپا گریخت. این نبرد پایان جنگ سوم و آخرین رویارویی عمده در جنگ‌های داخلی انگلستان بود، هرچند عملیات نظامی مشترک‌المنافع در ایرلند تا ۱۶۵۳ ادامه یافت.

== پیامدها و میراث == پس از اعدام پادشاه، پارلمان رمپ در مارس ۱۶۴۹ پادشاهی و مجلس اعیان را لغو کرد و در ۱۹ مه انگلستان را «مشترک‌المنافع و کشور آزاد» اعلام کرد. حکومت جمهوری از آغاز برای حفظ خود به پشتیبانی ارتش متکی بود، ولی در نخستین سال‌های آن کرامول هنوز رئیس رسمی کشور نبود. او در آوریل ۱۶۵۳ پارلمان رمپ را منحل کرد و در دسامبر همان سال بر پایهٔ سند حکومت، عنوان لرد محافظ مشترک‌المنافع انگلستان، اسکاتلند و ایرلند را پذیرفت. پس از مرگ او در ۳ سپتامبر ۱۶۵۸، جانشینی پسرش ریچارد کرامول پایدار نماند و بحران سیاسی سرانجام به دعوت از چارلز دوم و احیای سلطنت در ۱۶۶۰ انجامید. بنابراین تشکیل جمهوری پیامد مستقیم پیروزی پارلمان بود، اما جمهوری انگلستان، دورهٔ جنگ‌ها و حکومت لرد محافظ سه مفهوم هم‌معنا نیستند. جنگ‌ها به استقرار فوری و پایدار مشروطیت نینجامیدند و بازگشت سلطنت بخش بزرگی از قوانین جمهوری را لغو کرد. با این همه، تجربهٔ حکومت بدون پادشاه، محاکمهٔ فرمانروا و دخالت ارتش در سیاست زبان سیاسی تازه‌ای دربارهٔ حاکمیت، نمایندگی و آزادی وجدان پدید آورد. همچنین ارتش مدل نو نخستین ارتش دائمی سراسری انگلستان بود و حضور آن در سیاست، در کنار توان مالی و اداری پارلمان، توازن دیرینه میان تاج و مجلس را دگرگون کرد. تنش بر سر حدود اختیار سلطنت پس از ۱۶۶۰ ادامه یافت و منازعات این دوره در زمینهٔ انقلاب شکوهمند و تحول بعدی قانون اساسی بریتانیا اهمیت یافت، هرچند این تحولات نتیجهٔ مستقیم و اجتناب‌ناپذیر جنگ‌ها نبودند. پیامد انسانی و اقتصادی جنگ سنگین بود. محاصره‌ها، ضبط آذوقه، سربازگیری اجباری، غارت و شیوع بیماری به بسیاری از شهرها و روستاها آسیب زد. برآوردی که سازمان میراث انگلستان نقل می‌کند شمار جان‌باختگان نظامی و غیرنظامی در انگلستان را تا ۲۰۰٬۰۰۰ نفر، معادل حدود چهار و نیم درصد جمعیت آن زمان، می‌داند؛ بیماری‌های همراه ارتش‌ها سهم بزرگی از این مرگ‌ها داشتند. این رقم به انگلستان مربوط است و تلفات جنگ‌های هم‌زمان در اسکاتلند و ایرلند را دربر نمی‌گیرد. وفاداری‌ها نیز صرفاً طبقاتی نبودند و انگیزه‌های مذهبی، پیوندهای محلی، منافع اقتصادی و وفاداری خانوادگی در انتخاب طرف نقش داشتند. همین درهم‌تنیدگی سبب شده است که پژوهشگران معاصر جنگ را نه نبرد سادهٔ پادشاه با مردم، بلکه مجموعه‌ای از بحران‌های سیاسی، مذهبی، محلی و نظامی مرتبط بررسی کنند.

== جستارهای وابسته == جنگ‌های سه پادشاهی نخستین جنگ داخلی انگلستان جنگ داخلی دوم انگلستان جنگ داخلی سوم انگلستان جمهوری انگلستان پیوریتن‌ها برابرسازان

منابع

== برای مطالعهٔ بیشتر == Braddick, Michael (2008). God's Fury, England's Fire: A New History of the English Civil Wars (in English). Allen Lane. Gaunt, Peter (2014). The English Civil War: A Military History (in English). I.B. Tauris. Russell, Conrad (1991). The Fall of the British Monarchies, 1637–1642 (in English). Clarendon Press. Woolrych, Austin (2002). Britain in Revolution, 1625–1660 (in English). Oxford University Press.

پیوند به بیرون

معرفی جنگ‌های داخلی بریتانیا در موزهٔ ملی ارتش مجموعهٔ پارلمان بریتانیا دربارهٔ جنگ داخلی

مقالهٔ کامل در ویکی‌پدیا ↗