جنگ فالکلند (به انگلیسی: Falklands War) که در آرژانتین و دیگر کشورهای اسپانیاییزبان عمدتاً جنگ مالویناس (به اسپانیایی: Guerra de las Malvinas) نامیده میشود، جنگی اعلاننشده میان آرژانتین و بریتانیا بود که از ۲ آوریل تا ۱۴ ژوئن ۱۹۸۲ بر سر جزایر فالکلند، که آرژانتین آنها را «مالویناس» مینامد، و متعلقات بریتانیا در جورجیای جنوبی و ساندویچ جنوبی درگرفت. جنگ در ۲ آوریل با پیادهشدن نیروهای آرژانتینی در فالکلند و تصرف پورت استنلی آغاز شد و یک روز بعد به جورجیای جنوبی گسترش یافت. دولت مارگارت تاچر در پاسخ یک نیروی بزرگ دریایی، هوایی و زمینی را از بریتانیا به اقیانوس اطلس جنوبی اعزام کرد. پس از بیش از دو ماه نبرد دریایی، هوایی و زمینی، نیروهای بریتانیایی در ۱۴ ژوئن به استنلی رسیدند و فرمانده نیروهای آرژانتینی در جزایر تسلیم شد. جنگ ۷۴ روز طول کشید و در مجموع ۶۴۹ نظامی آرژانتینی، ۲۵۵ بریتانیایی و سه غیرنظامی ساکن جزایر کشته شدند. جنگ از لحاظ نظامی یکی از مهمترین عملیاتهای دریایی و آبیخاکی دوران پس از جنگ جهانی دوم بود. بریتانیا ناچار بود در فاصلهای نزدیک به ۱۳ هزار کیلومتر از خاک اصلی خود نیرو اعزام و پشتیبانی کند و برای این منظور علاوه بر ناوهای جنگی و ناوهای هواپیمابر، شمار زیادی شناور پشتیبانی و کشتی تجاری را بسیج کرد. در سوی مقابل، آرژانتین از نزدیکی جغرافیایی به جزایر، هواپیماهای مستقر در پایگاههای سرزمین اصلی و موشکهای ضدکشتی اگزوسه بهره میبرد. نبردها شامل عملیات زیردریایی، حملات موشکی به کشتیها، بمباران دوربرد، نبردهای هوایی سی هریرها با هواپیماهای آرژانتینی، عملیات آبیخاکی و سرانجام مجموعهای از نبردهای زمینی در زمین کوهستانی و آبوهوای دشوار فالکلند بود. گرچه جنگ در واپسین دههٔ جنگ سرد رخ داد، علت مستقیم آن رویارویی بلوک شرق و غرب نبود و هر دو دولت از مخالفان کمونیسم بهشمار میرفتند. ریشهٔ اصلی جنگ مناقشهای طولانی بر سر حاکمیت جزایر بود. آرژانتین انتقال حاکمیت بر فالکلند، جورجیای جنوبی و ساندویچ جنوبی را خواستار بود، در حالی که بریتانیا ادارهٔ جزایر را ادامه میداد و بر خواست ساکنان آنها برای حفظ پیوند با بریتانیا تأکید میکرد. پیروزی نظامی بریتانیا حاکمیت عملی این کشور بر جزایر را بازگرداند، اما مناقشهٔ حاکمیت را حل نکرد. شکست آرژانتین به سقوط سریع اعتبار حکومت نظامی آن کشور و تسریع بازگشت به حکومت غیرنظامی انجامید و پیروزی بریتانیا موقعیت سیاسی دولت تاچر را بهطور محسوسی تقویت کرد.
== پیشینه == مناقشهٔ حاکمیت بر فالکلند سابقهای بسیار طولانیتر از جنگ ۱۹۸۲ داشت و تاریخ حضور فرانسه، اسپانیا، بریتانیا و دولتهای مستقر در بوئنوسآیرس در جزایر به سدههای هجدهم و نوزدهم بازمیگردد. بریتانیا در سال ۱۸۳۳ بار دیگر کنترل جزایر را به دست گرفت و از آن پس ادارهٔ مستمر آنها را در اختیار داشت. آرژانتین این اقدام را نپذیرفت و ادعای حاکمیت خود را بر پایهٔ جانشینی حقوق اسپانیا و حضور و اعمال حاکمیت دولتهای پیشین آرژانتینی در جزایر مطرح کرد. در مقابل، بریتانیا برای ادعای خود به سابقهٔ حضور و ادارهٔ طولانی جزایر و بعدها به حق تعیین سرنوشت جمعیت ساکن آنها استناد کرد. این اختلاف در طول سدهٔ بیستم بارها در روابط دو کشور مطرح شد، بدون آنکه هیچیک از آنها از موضع بنیادی خود صرفنظر کند.
در ۱۶ دسامبر ۱۹۶۵ مجمع عمومی سازمان ملل متحد با تصویب قطعنامهٔ ۲۰۶۵ وجود یک مناقشه میان آرژانتین و بریتانیا بر سر حاکمیت جزایر را مورد توجه قرار داد و دو دولت را دعوت کرد برای یافتن راهحلی مسالمتآمیز وارد مذاکره شوند و در این فرایند منافع جمعیت جزایر را در نظر بگیرند. در سالهای بعد مذاکرات متناوبی میان لندن و بوئنوسآیرس انجام شد و طرحهایی از انتقال حاکمیت همراه با تضمین حقوق ساکنان تا ترتیباتی مانند اجارهٔ بلندمدت مورد بحث قرار گرفت. با این حال مخالفت گستردهٔ ساکنان فالکلند با انتقال حاکمیت، اختلاف بر سر شرایط و جدول زمانی و تحولات سیاسی داخلی هر دو کشور مانع رسیدن به توافق شد. تا اوایل دههٔ ۱۹۸۰ مذاکرات عملاً به بنبست رسیده بود.
همزمان، نشانههایی از کاهش تعهد نظامی بریتانیا در اقیانوس اطلس جنوبی در محاسبات راهبردی آرژانتین اهمیت یافت. دولت بریتانیا در چارچوب کاهش هزینههای دفاعی تصمیم گرفته بود کشتی گشتی یخی اچاماس اندورنس، مهمترین حضور دائمی نیروی دریایی سلطنتی در منطقه، را از خدمت خارج کند. این تصمیم به خودی خود به معنای کنارگذاشتن فالکلند نبود، اما در بوئنوسآیرس میتوانست نشانهای از کاهش تمایل بریتانیا برای دفاع نظامی از منطقه تلقی شود. فریدمن در تاریخ رسمی جنگ مجموعهای از این نشانهها، همراه با ابهامهای دیپلماتیک و تصور نادرست دو طرف از ارادهٔ دیگری، را از عواملی میداند که امکان محاسبهٔ غلط را افزایش دادند. در آرژانتین نیز اوضاع داخلی بحرانی بود. از دسامبر ۱۹۸۱ ژنرال لئوپولدو گالتیری ریاست دولت نظامی را برعهده داشت؛ حکومتی که با مشکلات شدید اقتصادی، تورم، اعتراضات اجتماعی و پیامدهای سرکوب سیاسی سالهای پیش روبهرو بود. مسئلهٔ مالویناس در آرژانتین سابقهای بسیار طولانی داشت و صرفاً محصول بحران حکومت نظامی نبود، اما برخی پژوهشگران بر این باورند که رهبران نظامی امید داشتند اقدام قاطع بر سر جزایر به تقویت مشروعیت داخلی حکومت نیز کمک کند. دریاسالار خورخه آنایا از مهمترین حامیان گزینهٔ نظامی بود. بحران در مارس ۱۹۸۲، پس از ورود گروهی از کارگران آرژانتینی جمعآوری ضایعات به جورجیای جنوبی و برافراشتن پرچم آرژانتین، به سرعت شدت گرفت. بریتانیا اندورنس را برای رسیدگی به ماجرا اعزام کرد و آرژانتین نیز واحدهای دریایی را به منطقه فرستاد. در چنین فضایی، برنامهٔ نظامی که ابتدا برای زمانی دیرتر در نظر گرفته شده بود جلو افتاد.
== عملیات روزاریو و واکنش بینالمللی == در ساعات نخست ۲ آوریل ۱۹۸۲ نیروهای آرژانتینی عملیات روزاریو را آغاز کردند. یگانهای تفنگداران دریایی، نیروهای ویژه و واحدهای ارتش در اطراف استنلی پیاده شدند و پس از نبردی کوتاه با گروه کوچک تفنگداران دریایی سلطنتی که از جزایر دفاع میکرد، مواضع اصلی را در اختیار گرفتند. فرماندار بریتانیایی، رکس هانت، پس از آنکه روشن شد ادامهٔ مقاومت در برابر نیروی بسیار بزرگتر نتیجهای جز افزایش تلفات ندارد، دستور توقف نبرد را صادر کرد. کارکنان دولت بریتانیا و نیروهای نظامی آن کشور از جزایر خارج شدند و ژنرال ماریو منندز از سوی حکومت آرژانتین بهعنوان فرماندار نظامی و فرمانده نیروهای مستقر در جزایر منصوب شد. روز بعد، نیروهای آرژانتینی پس از مقاومت تفنگداران دریایی بریتانیا در گریتویکن، جورجیای جنوبی را نیز تصرف کردند.
یک روز پس از آغاز حمله، شورای امنیت سازمان ملل متحد قطعنامهٔ ۵۰۲ را تصویب کرد. این قطعنامه خواستار توقف فوری خصومتها، خروج فوری نیروهای آرژانتینی از جزایر و تلاش برای یافتن راهحل دیپلماتیک شد. دولت تاچر همزمان تصمیم گرفت نیروی نظامی بزرگی را برای بازگرداندن کنترل جزایر اعزام کند. عملیات بریتانیا عملیات کورپوریت نام گرفت و در ۵ آوریل نخستین عناصر ناوگروه از پورتسموث حرکت کردند. ناوهای هواپیمابر اچاماس هرمس و اچاماس اینوینسیبل هستهٔ توان هوایی نیرو را تشکیل میدادند و ناوشکنها، ناوچهها، زیردریاییهای اتمی، کشتیهای آبیخاکی و شناورهای کمکی آنها را همراهی میکردند. شمار زیادی کشتی تجاری نیز به سرعت برای حمل سرباز، سوخت، مهمات، بالگرد و تجهیزات نظامی آماده شدند. جزیره اسنشن در میانهٔ اقیانوس اطلس به مهمترین پایگاه واسط برای این عملیات بدل شد. در حالی که ناوگروه به سوی جنوب حرکت میکرد، تلاش گستردهای برای حل بحران از راه دیپلماتیک انجام شد. دولت رونالد ریگان ابتدا میکوشید میان دو متحد ضدکمونیست خود بیطرف بماند و الکساندر هیگ، وزیر امور خارجهٔ آمریکا، از ۷ آوریل چندین بار میان لندن و بوئنوسآیرس رفتوآمد کرد. پیشنهادهای مختلف دربارهٔ خروج نیروها، تشکیل ادارهٔ موقت و ازسرگیری مذاکرات حاکمیت مطرح شد، اما اختلاف بنیادی بر سر ترتیب خروج، ادارهٔ جزایر و آیندهٔ حاکمیت مانع توافق بود. در ۲۹ آوریل حکومت آرژانتین آخرین پیشنهاد اصلی هیگ را نپذیرفت و واشینگتن روز بعد شکست میانجیگری را اعلام کرد، کمک نظامی و اقتصادی به آرژانتین را تعلیق کرد و آشکارا به حمایت از بریتانیا متمایل شد. آمریکا سپس اطلاعات، تجهیزات و پشتیبانی لجستیکی مهمی در اختیار بریتانیا گذاشت.
واکنش بینالمللی یکدست نبود. کشورهای جامعهٔ اقتصادی اروپا تحریمهایی علیه آرژانتین اعمال کردند، در حالی که در آمریکای لاتین همدلی قابل توجهی با ادعای تاریخی آرژانتین بر جزایر وجود داشت، اما دولتها دربارهٔ استفاده از نیروی نظامی مواضع متفاوتی داشتند. پرو و چند کشور دیگر برای میانجیگری تلاش کردند و شیلی، که خود بر سر کانال بیگل با آرژانتین اختلاف سرزمینی شدیدی داشت، در عمل در برخی زمینههای اطلاعاتی با بریتانیا همکاری کرد. در همین زمان، نیروهای بریتانیایی در ۲۵ و ۲۶ آوریل جورجیای جنوبی را بازپس گرفتند. این نخستین موفقیت عملیاتی عمدهٔ بریتانیا بود و همزمان با شکست مذاکرات هیگ نشان داد که مرکز ثقل بحران بهسرعت از دیپلماسی به عملیات نظامی منتقل شده است.
== کارزار دریایی و هوایی == در ۳۰ آوریل بریتانیا «منطقهٔ طرد کامل» به شعاع ۲۰۰ مایل دریایی پیرامون فالکلند اعلام کرد و از ۱ مه جنگ در اطراف خود جزایر وارد مرحلهٔ گسترده شد. در نخستین ساعات آن روز یک بمبافکن آورو ولکان نیروی هوایی سلطنتی پس از پروازی بسیار طولانی از اسنشن، با مجموعهای پیچیده از سوختگیریهای هوایی، فرودگاه استنلی را در نخستین عملیات «بلک باک» بمباران کرد. همزمان هواپیماهای سی هریر ناوهای هواپیمابر و کشتیهای نیروی دریایی به فرودگاهها و مواضع آرژانتین حمله کردند. عملیات بلک باک در ادامه چند بار تکرار شد و بعدها مواضع راداری نیز با موشک ضدتشعشع هدف قرار گرفتند. میزان تأثیر مستقیم این حملات دوربرد بر نتیجهٔ جنگ در پژوهشهای تاریخی محل بحث است، اما آنها توان بریتانیا برای اجرای عملیات هوایی در فاصلهای استثنایی را نشان دادند و بخشی از سامانهٔ پدافندی و منابع آرژانتین را به خود مشغول کردند.
در دریا، فرماندهی آرژانتین میکوشید ناوگروه بریتانیا را از چند جهت تهدید کند. ناو هواپیمابر وینتیسینکو د مایو در شمال و رزمناو آرا ژنرال بلگرانو و دو ناوشکن همراه آن در جنوب جزایر مانور میکردند. زیردریایی اتمی بریتانیایی اچاماس کانکوئرر گروه بلگرانو را تعقیب کرد و در ۲ مه، پس از صدور مجوز در لندن، سه اژدر به سوی رزمناو شلیک کرد. دو اژدر به کشتی برخورد کردند و بلگرانو در مدت کوتاهی غرق شد. ۳۲۳ نفر از ۱٬۰۹۳ خدمهٔ آن جان باختند. کشتی در زمان حمله خارج از منطقهٔ طرد ۲۰۰ مایلی قرار داشت و همین امر به مناقشهٔ سیاسی گستردهای دربارهٔ حمله انجامید؛ با این حال منطقهٔ طرد بهعنوان تنها محدودهٔ ممکن عملیات رزمی اعلام نشده بود و خود گروه بلگرانو در روزهای پیش از حمله بخشی از طرح عملیاتی ناوگان آرژانتین برای تهدید نیروهای بریتانیایی بود. پس از غرقشدن آن، بخش عمدهٔ ناوگان سطحی آرژانتین به آبهای نزدیکتر به سرزمین اصلی بازگشت و تا پایان جنگ نقش تهاجمی محدودی ایفا کرد. دو روز بعد، آرژانتین توانایی خطرناک دیگری را نشان داد. در ۴ مه دو جنگندهٔ سوپر اتاندارد نیروی دریایی آرژانتین از ارتفاع پایین به ناوگروه نزدیک شدند و موشکهای هواپرتاب اگزوسه AM39 خود را شلیک کردند. یکی از موشکها به ناوشکن اچاماس شفیلد اصابت کرد. بیست نفر از خدمه کشته شدند و آتشسوزی گسترده کشتی را از کار انداخت؛ شفیلد شش روز بعد هنگام یدککشی غرق شد. در ۲۵ مه یک حملهٔ دیگر اگزوسه کشتی کانتینری Atlantic Conveyor را از میان برد و همراه آن شمار زیادی بالگرد و تجهیزات حیاتی نابود شد. در ۱۲ ژوئن نیز ناوشکن Glamorgan با یک اگزوسه که از یک پرتابگر زمینی آرژانتینی شلیک شده بود آسیب جدی دید. این حملات از نخستین نمونههای برجستهٔ تأثیر موشکهای ضدکشتی مدرن بر عملیات ناوگانهای سطحی بودند.
در هوا، آرژانتین از نظر شمار هواپیما برتری آشکاری داشت و بیش از صد فروند هواگرد از انواع مختلف برای عملیات در منطقه در اختیار داشت، اما بیشتر جنگندهها و هواپیماهای تهاجمی ناچار بودند از پایگاههای سرزمین اصلی پرواز کنند. فاصلهٔ زیاد تا جزایر زمان حضور آنها بر فراز هدف را محدود میکرد و عملیات سوختگیری هوایی نیز تنها بخشی از این مشکل را برطرف میساخت. در مقابل، ناوگروه بریتانیا در آغاز فقط بیست سی هریر داشت که از دو ناو هواپیمابر عمل میکردند. سی هریرها با استفاده از رادار، آموزش نبرد هوایی و موشکهای گرمایاب AIM-9L در نبردهای هوا به هوا عملکرد مؤثری داشتند، اما نتوانستند همهٔ حملات ارتفاع پایین آرژانتین را متوقف کنند. خلبانان آرژانتینی با پرواز بسیار پایین از روی دریا بارها از شبکهٔ کشف و رهگیری عبور کردند و خسارات سنگینی به کشتیها وارد ساختند. در عین حال، شمار قابل توجهی از بمبهایی که به شناورهای بریتانیا برخورد کردند منفجر نشدند، زیرا رهاسازی در ارتفاع بسیار پایین فرصت کافی برای مسلحشدن چاشنیها فراهم نمیکرد.
== فرود سان کارلوس و نبرد زمینی == مرحلهٔ تعیینکنندهٔ زمینی در ۲۱ مه آغاز شد؛ هنگامی که حدود چهار هزار نیروی بریتانیایی، عمدتاً از تیپ سوم کماندویی، در فالکلند شرقی و پیرامون آبراه سان کارلوس و خلیج آژاکس پیاده شدند. مقاومت زمینی اولیه در ساحل محدود بود و بریتانیا توانست بهسرعت سرپل ایجاد کند، اما ناوها و کشتیهای پشتیبانی مستقر در آبراه باریک سان کارلوس هدف حملات پیدرپی هواپیماهای آرژانتینی قرار گرفتند. این منطقه میان نیروهای بریتانیایی به «کوچهٔ بمب» شهرت یافت. ناوچهٔ Ardent در ۲۱ مه غرق شد، Antelope پس از اصابت بمب و انفجار مهمات عملنکرده از میان رفت و ناوشکن Coventry در ۲۵ مه غرق شد. با وجود این تلفات، هواپیماهای آرژانتینی نتوانستند جریان پیادهشدن سربازان، توپخانه و تدارکات را قطع کنند و سرپل بریتانیا باقی ماند.
نخستین نبرد زمینی بزرگ در ۲۸ و ۲۹ مه در گوس گرین و داروین رخ داد. گردان دوم هنگ چترباز بریتانیا به مواضع نیروهای آرژانتینی در شبهجزیره حمله کرد و پس از نبردی طولانی و در مواردی نزدیک، مدافعان را وادار به تسلیم کرد. فرمانده گردان بریتانیایی، سرهنگ دوم هربرت «اچ» جونز، در جریان حمله کشته شد و پس از مرگ نشان صلیب ویکتوریا دریافت کرد. بیش از هزار نیروی آرژانتینی پس از پایان نبرد به اسارت درآمدند. اهمیت عملیاتی گوس گرین نسبت به مسیر مستقیم پیشروی به استنلی موضوع بحث میان فرماندهان و مورخان بوده است، اما پیروزی در آنجا جناح جنوبی سرپل بریتانیا را تثبیت کرد و از نظر روانی در مرحلهای حساس از کارزار اهمیت یافت.
یکی از مشکلات اصلی بریتانیا انتقال نیرو و تجهیزات در زمین فاقد جاده و در شرایط سرد، مرطوب و بادخیز بود. از دست رفتن Atlantic Conveyor در ۲۵ مه بخش بزرگی از بالگردهای ترابری را نابود کرده بود و در نتیجه شمار زیادی از تفنگداران دریایی و چتربازان ناچار شدند مسافت طولانی میان سان کارلوس و مواضع پیرامون استنلی را با تجهیزات کامل پیاده طی کنند؛ راهپیماییای که اصطلاح نظامی «یامپ» برای آن شهرت یافت. در اوایل ژوئن تیپ پنجم پیاده نیز به جزایر رسید و برای گسترش جبهه به جنوب استنلی اعزام شد. در ۸ ژوئن دو کشتی پشتیبانی Sir Galahad و Sir Tristram در نزدیکی فیتزروی و بلاف کوو هدف حملهٔ هواپیماهای اسکایهاوک آرژانتینی قرار گرفتند. بیش از پنجاه نفر کشته و شمار زیادی، بهویژه از نیروهای گارد ولز، دچار سوختگی و جراحات شدید شدند. این حمله یکی از خونینترین حوادث جنگ برای نیروهای بریتانیایی بود.
در مرحلهٔ نهایی، هدف بریتانیا تصرف رشتهارتفاعات غرب و جنوبغرب استنلی بود که بخش عمدهٔ خط دفاعی آرژانتین را تشکیل میداد. در شب ۱۱ به ۱۲ ژوئن، نیروهای بریتانیایی به کوه لانگدن، تو سیسترز و کوه هریت حمله کردند. در برخی مواضع، بهویژه لانگدن، نبرد بسیار شدید بود و نیروهای آرژانتینی مقاومت سختی نشان دادند. شب بعد حملات به وایرلس ریج، کوه تامبلداون و کوه ویلیام ادامه یافت. عملیات عمدتاً شبانه، با پشتیبانی توپخانهٔ زمینی و آتش توپخانهٔ دریایی، بهتدریج مواضع دفاعی آرژانتین را شکست. با سقوط این ارتفاعات، نیروهای بریتانیایی بر زمین مسلط پیرامون استنلی قرار گرفتند و امکان ادامهٔ دفاع سازمانیافته از پایتخت جزایر بهشدت کاهش یافت.
== سقوط استنلی و پایان جنگ == تا صبح ۱۴ ژوئن مواضع دفاعی آرژانتین در غرب استنلی در حال فروپاشی بود و واحدهای متعددی به سوی شهر عقبنشینی کرده بودند. ژنرال ماریو منندز، فرماندار نظامی جزایر و فرمانده نیروهای آرژانتینی، پس از ارزیابی وضعیت و گفتگو با فرماندهان خود وارد مذاکره با سرلشکر جرمی مور، فرمانده نیروهای زمینی بریتانیا، شد. عصر همان روز سند تسلیم امضا شد و آتشبس برقرار گردید. بیش از ۱۱ هزار نیروی آرژانتینی در جزایر خلع سلاح شدند و طی هفتههای بعد به آرژانتین بازگردانده شدند. بدین ترتیب جنگ متعارف در فالکلند در ۱۴ ژوئن، ۷۴ روز پس از آغاز عملیات روزاریو، پایان یافت.
هزینهٔ انسانی جنگ نسبت به مدت کوتاه آن سنگین بود. ۶۴۹ نظامی آرژانتینی، ۲۵۵ نفر از نیروها و کارکنان بریتانیایی و سه غیرنظامی ساکن فالکلند کشته شدند. ۳۲۳ نفر از تلفات آرژانتین تنها در غرقشدن ژنرال بلگرانو جان باختند. بریتانیا هفت شناور را از دست داد و چندین کشتی دیگر بهشدت آسیب دیدند؛ آرژانتین نیز علاوه بر بلگرانو، هواپیماها، بالگردها و شناورهای متعددی را از دست داد. تلفات در هر سه محیط دریا، هوا و زمین رخ داد و سهم بالای خدمهٔ کشتیها و هواپیماها از ویژگیهای این جنگ بود. هیچیک از دو کشور بهطور رسمی به دیگری اعلان جنگ نکرده بود. نتیجهٔ نظامی جنگ در نهایت روشن بود: بریتانیا دوباره کنترل عملی فالکلند و متعلقات آن را به دست گرفت. با این حال پیروزی از پیش تضمینشده نبود. بریتانیا ناچار بود یک عملیات مشترک در فاصلهای بسیار زیاد از پایگاههای اصلی خود انجام دهد و برای حفظ دو ناو هواپیمابر، نیروی آبیخاکی و نیروهای زمینی به شبکهٔ گستردهای از کشتیهای پشتیبانی، کشتیهای تجاری، سوختگیری هوایی و پایگاه اسنشن وابسته بود. زیردریاییهای اتمی در محدودکردن آزادی عمل ناوگان آرژانتین نقش مهمی داشتند و سی هریرها توانستند بخش بزرگی از پوشش هوایی لازم را فراهم کنند، اما حملات هوایی آرژانتین نشان داد که حتی ناوگروهی مجهز به سامانههای پدافند هوایی مدرن نیز در برابر حملهٔ ارتفاع پایین و موشک ضدکشتی آسیبپذیر است.
عملکرد آرژانتین نیز یکدست نبود. خلبانان نیروی هوایی و هوانوردی دریایی بارها در ارتفاع بسیار پایین و در برابر پدافند شدید حمله کردند و خساراتی وارد کردند که در برخی مراحل موجودیت سرپل بریتانیا را به خطر انداخت. در مقابل، مشکلات فرماندهی مشترک میان سه نیروی مسلح، محدودیت لجستیکی نیروهای مستقر در جزایر، تفاوت سطح آموزش میان یگانهای حرفهای و سربازان وظیفه و ناتوانی در ایجاد برتری هوایی پایدار، توان آرژانتین برای تبدیل موفقیتهای تاکتیکی به نتیجهٔ راهبردی را محدود کرد. از سوی دیگر، مقاومت در چند نبرد زمینی، از جمله لانگدن و تامبلداون، نشان داد که ارزیابی نیروهای آرژانتینی صرفاً بر اساس وضعیت سربازان وظیفه تصویری کامل از عملکرد آنها ارائه نمیکند.
== پیامدها و میراث == شکست در فالکلند پیامد سیاسی فوری و عمیقی در آرژانتین داشت. حکومت نظامی که پیش از جنگ نیز با بحران اقتصادی و اعتراضات اجتماعی روبهرو بود، بخش بزرگی از اعتبار باقیماندهٔ خود را از دست داد. گالتیری تنها سه روز پس از تسلیم نیروهای آرژانتینی از قدرت کنار رفت و حکومت نظامی دیگر نتوانست روند فرسایش مشروعیت خود را متوقف کند. انتخابات آزاد در سال ۱۹۸۳ برگزار شد و با روی کار آمدن رائول آلفونسین، آرژانتین به حکومت غیرنظامی بازگشت. جنگ در حافظهٔ سیاسی و اجتماعی آرژانتین جایگاهی بسیار مهم یافت؛ یاد ۶۴۹ کشتهٔ آرژانتینی، تجربهٔ سربازان وظیفه و کهنهسربازان و مسئلهٔ حاکمیت مالویناس همچنان از موضوعات مهم سیاست و فرهنگ عمومی این کشور باقی مانده است.
در بریتانیا، پیروزی موقعیت مارگارت تاچر و دولت محافظهکار او را که پیش از جنگ با مشکلات اقتصادی و محبوبیت پایین روبهرو بود تقویت کرد، هرچند مورخان دربارهٔ میزان دقیق تأثیر «عامل فالکلند» بر پیروزی بزرگ محافظهکاران در انتخابات ۱۹۸۳ اختلاف نظر دارند و عوامل اقتصادی و وضعیت مخالفان نیز در نتیجهٔ انتخابات نقش داشتند. از لحاظ دفاعی، جنگ برنامههای پیشین برای کاهش بخشی از توان دریایی را زیر سؤال برد و بریتانیا پس از جنگ حضور نظامی خود را در فالکلند بهطور اساسی افزایش داد. ایجاد پایگاههای دائمی و سپس پایگاه هوایی بزرگ مونت پلزنت امکان واکنش سریعتر به هر بحران بعدی را فراهم کرد.
از نظر نظامی، جنگ فالکلند برای نیروهای مسلح بسیاری از کشورها به موضوع مطالعه تبدیل شد. آسیبپذیری کشتیهای سطحی در برابر موشکهای ضدکشتی و هواپیماهای ارتفاع پایین، اهمیت سامانههای دفاع نقطهای، جنگ الکترونیک و هشدار زودهنگام هوابرد، ضرورت کنترل خسارت و اطفای حریق در کشتیها و نقش زیردریایی اتمی در محرومکردن دشمن از آزادی عمل از درسهای مهم کارزار دریایی بودند. در عملیات زمینی و لجستیکی نیز توانایی استفاده از کشتیهای تجاری، سوختگیری هوایی، بالگرد، نیروهای ویژه و سازماندهی یک زنجیرهٔ تدارکاتی بسیار طولانی مورد توجه قرار گرفت. از دسترفتن بالگردهای Atlantic Conveyor و سپس راهپیمایی نیروها در سراسر فالکلند شرقی نیز نشان داد که یک آسیب منفرد به زنجیرهٔ لجستیک میتواند مستقیماً شیوهٔ اجرای عملیات زمینی را تغییر دهد. روابط دیپلماتیک آرژانتین و بریتانیا پس از جنگ برای چند سال قطع ماند، اما گفتوگوهای موسوم به فرایند مادرید در پایان دههٔ ۱۹۸۰ زمینهٔ عادیسازی روابط را فراهم کرد، بدون آنکه هیچیک از دو طرف از ادعای خود دربارهٔ حاکمیت صرفنظر کند. مناقشه تا امروز ادامه دارد. دولت بریتانیا بر حق تعیین سرنوشت ساکنان جزایر تأکید میکند و به همهپرسی مارس ۲۰۱۳ استناد میکند که در آن با مشارکت ۹۲ درصد واجدان شرایط، ۱٬۵۱۳ نفر، معادل ۹۹٫۸ درصد رأیدهندگان، به ادامهٔ وضعیت فالکلند بهعنوان سرزمین فرادریایی بریتانیا رأی دادند و سه نفر رأی مخالف دادند. آرژانتین این همهپرسی را تعیینکنندهٔ مسئلهٔ حاکمیت نمیداند و همچنان فالکلند/مالویناس، جورجیای جنوبی و ساندویچ جنوبی را بخشی از قلمرو خود میخواند و خواستار ازسرگیری مذاکرات دوجانبه بر اساس قطعنامههای سازمان ملل است. بنابراین پیروزی نظامی ۱۹۸۲ وضعیت عملی ادارهٔ جزایر را تثبیت کرد، اما اختلاف حقوقی و سیاسی میان دو دولت را پایان نداد.
جستارهای وابسته
جزایر فالکلند ارزیابی خسارت بمبان
منابع
پیوند به بیرون
سایت یوتیوب سایت یوتیوب (در پنج بخش)





