چهره‌های نظامی

اسماعیل انور

سیاست‌مدار اهل عثمانی

اسماعیل انور پاشا ((به ترکی عثمانی: اسماعیل انور پاشا)، ۲۳ نوامبر ۱۸۸۱ تا ۴ اوت ۱۹۲۲) افسر ستاد، انقلابی و سیاستمدار امپراتوری عثمانی و از برجسته‌ترین رهبران حزب اتحاد و ترقی بود. او در انقلاب ترکان جوان در ۱۹۰۸ به شهرت رسید و در فضای سیاسی پس از احیای مشروطیت با عنوان «قهرمان حریت» شناخته شد. انور در جنگ ایتالیا و عثمانی در سازمان‌دهی مقاومت عثمانی و نیروهای محلی در لیبی شرکت کرد و در ژانویهٔ ۱۹۱۳ از رهبران کودتای باب عالی بود که به افزایش اقتدار اتحاد و ترقی انجامید. بازپس‌گیری ادرنه در جریان جنگ دوم بالکان جایگاه او را بیش از پیش تقویت کرد و در ژانویهٔ ۱۹۱۴، در سی و دو سالگی، به مقام وزیر جنگ و ریاست ستاد کل ارتش رسید. انور از ۱۹۱۴ تا پایان مشارکت عثمانی در جنگ جهانی اول وزیر جنگ و یکی از قدرتمندترین اعضای رهبری اتحادی بود. او همراه طلعت پاشا و جمال پاشا در شمار سه چهرهٔ اصلی حکومت اتحاد و ترقی در سال‌های جنگ قرار داشت. انور در بازسازی ارتش پس از شکست‌های جنگ‌های بالکان نقش مهمی ایفا کرد و از اتحاد نظامی با امپراتوری آلمان حمایت می‌کرد. تصمیم عثمانی برای اتحاد با آلمان حاصل مجموعه‌ای از محاسبات رهبران حکومت و وضعیت بین‌المللی امپراتوری بود، اما انور از پیگیرترین حامیان ورود عملی عثمانی به جنگ به شمار می‌رفت. دستورهای او به ناوگان عثمانی در اکتبر ۱۹۱۴ در روندی که به حمله به بنادر روسیه در دریای سیاه و ورود رسمی امپراتوری به جنگ انجامید نقش مستقیم داشت. در جریان جنگ، انور فرماندهی مستقیم نبرد ساری‌قمیش را بر عهده گرفت که در زمستان ۱۹۱۴ و ۱۹۱۵ به شکست سنگین ارتش سوم عثمانی در برابر روسیه انجامید. او پس از بازگشت به استانبول همچنان در رأس وزارت جنگ و دستگاه فرماندهی باقی ماند. انور همچنین در بالاترین حلقهٔ رهبری اتحاد و ترقی قرار داشت که از ۱۹۱۵ سیاست اخراج و نابودی جمعیت ارمنی عثمانی را به اجرا گذاشت. پژوهش‌های تاریخی و اسناد دوره، او را در کنار طلعت پاشا، بهاءالدین شاکر و محمد ناظم از مقام‌های مرکزی در هماهنگی این سیاست‌ها می‌شمارند و وزارت جنگ تحت مسئولیت او نیز در برخی اجزای دستگاه اجرایی و نظامی آن نقش داشت. دادگاه نظامی عثمانی در ۵ ژوئیهٔ ۱۹۱۹ او را همراه چند تن دیگر از رهبران اتحاد و ترقی غیاباً مجرم شناخت و به مرگ محکوم کرد.

== زندگی و صعود سیاسی == انور در محلهٔ دیوان‌یولو در قسطنطنیه زاده شد. منابع زندگی‌نامه‌ای دربارهٔ تاریخ دقیق تولد او یکسان نیستند. خودزندگی‌نامهٔ ترکی او ۲۳ نوامبر ۱۸۸۱ و نسخهٔ آلمانی زندگی‌نامه‌اش ۶ دسامبر ۱۸۸۲ را ذکر می‌کند و تاریخ نخست در بیشتر منابع جدید به کار می‌رود. خانوادهٔ او ریشه در مناستیر داشتند. پدرش احمد بیگ ابتدا کارمند فنی وزارت فواید عامه بود و بعدتر به مقام‌های اداری بالاتر رسید و مادرش عایشه خانم نام داشت. انور پس از انتقال خانواده به مناستیر در مدارس نظامی این شهر تحصیل کرد و سپس وارد مکتب حربیهٔ شاهانه و آموزش ستاد ارتش شد. او در ژانویهٔ ۱۹۰۳ با درجهٔ سروانی ستاد به واحدهای مستقر در مقدونیه فرستاده شد و در عملیات ارتش علیه گروه‌های مسلح بلغاری، یونانی و آلبانیایی تجربهٔ میدانی به دست آورد. محیط سیاسی و نظامی مقدونیه، رقابت ملی‌گرایانه در بالکان و نگرانی از مداخلهٔ قدرت‌های اروپایی تأثیر مهمی بر شکل‌گیری دیدگاه سیاسی او داشت. در سپتامبر ۱۹۰۶ انور به «جمعیت حریت عثمانی» پیوست که اندکی بعد در ساختار اتحاد و ترقی ادغام شد. او در گسترش شبکهٔ مخفی سازمان در مناستیر فعال بود و پس از افزایش فشار حکومت برای شناسایی اعضای آن، در ۲۴ ژوئن ۱۹۰۸ به کوهستان رفت. شورش افسران مقدونیه که پیش‌تر با حرکت احمد نیازی آغاز شده بود، طی چند هفته به بحران سیاسی سراسری تبدیل شد و عبدالحمید دوم در ژوئیهٔ ۱۹۰۸ ناچار به احیای قانون اساسی و فراخواندن پارلمان شد. شهرت انور پس از انقلاب به سرعت افزایش یافت و تصاویر او و نیازی بر کارت‌پستال‌ها و پوسترهای «حریت» منتشر شدند. حکومت مشروطه در مارس ۱۹۰۹ او را به عنوان وابستهٔ نظامی به برلین فرستاد. انور در جریان واقعهٔ ۳۱ مارس موقتاً به عثمانی بازگشت و به «ارتش حرکت» که برای سرکوب شورش استانبول اعزام شده بود پیوست. اقامت‌های بعدی او در آلمان نیز علاقهٔ عمیقش به سازمان نظامی و قدرت صنعتی آلمان را تقویت کرد.

حملهٔ ایتالیا به سرزمین‌های عثمانی در شمال آفریقا در ۱۹۱۱ مرحلهٔ دیگری در صعود نظامی انور بود. او از طرفداران سازمان‌دهی جنگ نامنظم علیه ایتالیا بود و پس از عبور از مصر و صحرای لیبی در نوامبر ۱۹۱۱ به طبرق رسید. انور در برقه با افسران عثمانی، رهبران عرب و نیروهای محلی همکاری کرد و در ژانویهٔ ۱۹۱۲ فرمانده منطقهٔ بنغازی شد. او در پایان همان سال برای شرکت در جنگ بالکان به استانبول بازگشت. در ۲۳ ژانویهٔ ۱۹۱۳ انور و دیگر اعضای اتحاد و ترقی به باب عالی یورش بردند و صدر اعظم کامل پاشا را به استعفا واداشتند. این کودتا مسیر تسلط سیاسی اتحادیون را هموار کرد. پس از آغاز جنگ دوم بالکان، نیروهای عثمانی در ژوئیهٔ ۱۹۱۳ ادرنه را که ارتش بلغارستان تخلیه کرده بود بازپس گرفتند و ورود انور به شهر اعتبار عمومی تازه‌ای برای او ایجاد کرد. او در ۳ ژانویهٔ ۱۹۱۴ به درجهٔ میرلیوا رسید و در همان روز وزیر جنگ شد. ازدواج او در مارس همان سال با امینه ناجیه سلطان، از اعضای خاندان عثمانی، پیوند سیاسی و نمادینش با دودمان سلطنتی را نیز استحکام بخشید.

== وزارت جنگ و جنگ جهانی اول == انور پس از رسیدن به وزارت جنگ برنامهٔ گسترده‌ای برای بازسازمان‌دهی ارتشی آغاز کرد که در جنگ اول بالکان آسیب سنگینی دیده بود. شمار زیادی از افسران ارشد بازنشسته یا از فرماندهی کنار گذاشته شدند و افسران جوان‌تر و آموزش‌دیدهٔ ستاد در مناصب مهم قرار گرفتند. برخی پژوهش‌ها شمار افسران ارشدی را که در این فرایند کنار گذاشته شدند صدها نفر برآورد کرده‌اند. این اصلاحات در کنار همکاری فزاینده با هیئت نظامی آلمان، نسل تازه‌ای از افسران را در سلسله‌مراتب ارتش بالا آورد. انور از ۸ ژانویهٔ ۱۹۱۴ ریاست ستاد کل را نیز بر عهده داشت و پس از بسیج عمومی در تابستان همان سال به عنوان معاون فرمانده کل قوا از قدرت عملی گسترده‌ای در ادارهٔ نیروهای مسلح برخوردار شد. رهبری اتحاد و ترقی پس از تجربهٔ جنگ‌های بالکان امپراتوری را در معرض تهدید تقسیم و انزوای بین‌المللی می‌دید. پیمان محرمانهٔ اتحاد عثمانی و آلمان در ۲ اوت ۱۹۱۴ در چنین فضایی امضا شد. مصطفی آکساکال نشان داده است که تصمیم برای یافتن متحد اروپایی حاصل محاسبهٔ جمعی بخش مهمی از نخبگان اتحادی بود و نباید آن را تصمیم شخصی انور دانست. انور در مرحلهٔ بعد از مدافعان اصلی ورود عثمانی به جنگ در کنار آلمان شد. او در اوت ورود رزم‌ناوهای آلمانی گوبن و برسلاو به تنگه‌ها را تسهیل کرد و در ۲۵ اکتبر دستور مکتوبی به دریاسالار ویلهلم زوشون فرستاد که زمینهٔ عملیات دریایی علیه روسیه را فراهم کرد. ناوگان عثمانی در ۲۹ اکتبر بنادر و کشتی‌های روسیه را در دریای سیاه هدف قرار داد و چند روز بعد جنگ میان عثمانی و قدرت‌های متفقین آغاز شد.

انور پس از آغاز جنگ برای فرماندهی عملیات در کارزار قفقاز به شرق رفت. او حسن عزت پاشا، فرمانده ارتش سوم، را که با اجرای یک حملهٔ وسیع زمستانی مخالفت داشت کنار گذاشت و طرح احاطهٔ نیروهای روسیه در ساری‌قمیش را دنبال کرد. عملیات اصلی از ۲۲ دسامبر ۱۹۱۴ آغاز شد. زمین کوهستانی، فاصلهٔ زیاد مراکز تدارکاتی، سرمای شدید، اختلال در ارتباط میان ستون‌ها و مقاومت ارتش روسیه به فروپاشی عملیات انجامید. ارتش سوم ده‌ها هزار نفر را در نبرد، اسارت، بیماری، سرما و فرسودگی از دست داد و انور در ژانویهٔ ۱۹۱۵ جبهه را ترک کرد. ساری‌قمیش تنها موردی در جنگ جهانی اول بود که او شخصاً فرماندهی مستقیم یک عملیات بزرگ میدانی را در دست گرفت و شکست آن اعتبار نظامی او را به شدت آسیب زد. در سال‌های بعد نقش او عمدتاً در سطح وزارت جنگ، فرماندهی عالی و تعیین راهبرد کلان باقی ماند. در ۱۹۱۸ انور توجه زیادی به قفقاز و سرزمین‌های مسلمان‌نشین امپراتوری پیشین روسیه نشان داد. او در ۵ آوریل دستور تشکیل ارتش اسلام را صادر کرد و فرماندهی آن را به برادرش نوری پاشا سپرد. این نیرو با همکاری نیروهای جمهوری تازه‌تأسیس آذربایجان در سپتامبر ۱۹۱۸ باکو را تصرف کرد و نفوذ عثمانی را برای مدتی کوتاه تا شرق قفقاز گسترش داد. مسئولیت انور در سیاست‌های حکومت اتحادی علیه ارمنیان بخش محوری ارزیابی تاریخی دوران وزارت اوست. حکومت اتحاد و ترقی از بهار ۱۹۱۵ تبعید سراسری ارمنیان، مصادرهٔ دارایی‌ها و جابه‌جایی آنان به مناطق جنوبی امپراتوری را به اجرا گذاشت. این فرایند با کشتار، گرسنگی، بیماری، خشونت سازمان‌یافته و شرایط مرگبار تبعید همراه شد و پژوهش تاریخی جریان اصلی آن را نسل‌کشی ارمنی‌ها می‌شناسد. تقسیم مسئولیت در دستگاه عثمانی میان نهادهای مختلف صورت می‌گرفت. وزارت کشور تحت ادارهٔ طلعت پاشا بخش بزرگی از تبعید جمعیت غیرنظامی را هدایت می‌کرد و وزارت جنگ انور بر نیروهای مسلح و تصمیم‌های نظامی اثر مستقیم داشت. فرمان ۲۵ فوریهٔ ۱۹۱۵ وزارت جنگ به محدود کردن خدمت مسلحانهٔ نظامیان ارمنی و انتقال شمار زیادی از آنان به گردان‌های کار انجامید. ساختارهای مخفی و شبه‌نظامی مرتبط با اتحاد و ترقی نیز در خشونت‌ها نقش داشتند. پژوهش‌ها دربارهٔ تشکیلات مخصوصه از وجود پیوندهای سازمانی پیچیده میان وزارت جنگ، کمیتهٔ مرکزی اتحاد و ترقی و شبکهٔ تحت هدایت بهاءالدین شاکر سخن می‌گویند و اسناد معاصر انور را در حلقهٔ عالی تصمیم‌گیری اتحادی قرار می‌دهند. پس از شکست عثمانی، دادگاه نظامی ویژه در استانبول رهبران پیشین اتحادی را محاکمه کرد. حکم اصلی در ۵ ژوئیهٔ ۱۹۱۹ طلعت، انور، جمال و محمد ناظم را در ارتباط با ورود عثمانی به جنگ و سازمان‌دهی کشتار ارمنیان مجرم شناخت و آنان را که در خارج از کشور بودند غیاباً به مرگ محکوم کرد.

== تبعید، آسیای مرکزی و ارزیابی تاریخی == دولت طلعت پاشا در ۱۴ اکتبر ۱۹۱۸ استعفا کرد و دورهٔ وزارت جنگ انور پایان یافت. او در شب اول و دوم نوامبر همراه طلعت، جمال و چند رهبر دیگر اتحاد و ترقی با یک شناور آلمانی از استانبول گریخت و از راه دریای سیاه به اودسا رسید. فرمان سلطنتی در ژانویهٔ ۱۹۱۹ او را رسماً از ارتش اخراج کرد. انور سرانجام در آوریل ۱۹۱۹ در برلین مستقر شد و در تلاش برای ایجاد شبکه‌ای تازه میان اتحادیون تبعیدی مشارکت کرد. او در همین دوره با کارل رادک و دیگر چهره‌های بلشویک ارتباط برقرار کرد و پس از چند تلاش ناموفق برای رسیدن به روسیه، در اوت ۱۹۲۰ وارد مسکو شد. انور با مقام‌هایی چون گئورگی چیچرین، گریگوری زینوویف و ولادیمیر لنین دیدار کرد و کوشید میان رهبران شوروی، فعالان مسلمان و شبکه‌های پیشین اتحادی نقشی واسطه‌ای پیدا کند. در سپتامبر ۱۹۲۰ نیز در کنگرهٔ خلق‌های شرق در باکو حضور یافت. روابط انور با شوروی از آغاز بر مجموعه‌ای از اهداف متفاوت استوار بود. بلشویک‌ها امیدوار بودند از اعتبار او در میان مسلمانان برای سیاست ضد استعماری خود بهره بگیرند و انور در پی حفظ امکان فعالیت سیاسی در جهان اسلام و سرزمین‌های ترک‌زبان بود. او مدتی تلاش کرد با جنبش ملی ترکیه در آناتولی ارتباط برقرار کند، اما پیروزی نیروهای آنکارا در نبرد ساکاریا امکان مداخلهٔ سیاسی مستقیم او در آناتولی را کاهش داد. انور در پاییز ۱۹۲۱ از قفقاز و ترکمنستان به بخارا رفت. در آنجا از سیاست شوروی فاصله گرفت و به نیروهای مسلح ضدشوروی در ترکستان که در منابع شوروی با عنوان باسماچی‌ها شناخته می‌شدند پیوست. جنبش باسماچی مجموعه‌ای ناهمگون از رهبران محلی، نیروهای قبیله‌ای، اسلام‌گرایان و مخالفان گوناگون حکومت شوروی بود و انور تلاش کرد بخشی از این گروه‌ها را زیر فرمانی هماهنگ گرد آورد. ورود او برای مدتی بر دامنه و سازمان نظامی مقاومت افزود، اما رقابت میان رهبران محلی و برتری نظامی ارتش سرخ مانع ایجاد فرماندهی پایدار و یکپارچه شد. در تابستان ۱۹۲۲ ارتش سرخ عملیات خود را علیه نیروهای باسماچی افزایش داد و انور به منطقهٔ بلجوان عقب نشست. در ۴ اوت، هم‌زمان با عید قربان، نیروهای شوروی به قرارگاه او در نزدیکی آب‌دریا حمله کردند. انور همراه گروه کوچکی از سواران به مقابله با مهاجمان رفت و در درگیری نزدیک تپهٔ چغان کشته شد. او ابتدا در همان منطقه به خاک سپرده شد. بقایای پیکرش در ۱۹۹۶ به ترکیه منتقل و در یادبود آزادی در شیشلی استانبول دوباره دفن شد. زندگی سیاسی انور از زمان خود او موضوع روایت‌های بسیار متضاد بوده است. تصویر «قهرمان حریت» انقلاب ۱۹۰۸ و شهرت او در لیبی و ادرنه در سال‌های بعد در کنار شکست ساری‌قمیش، نقش محوری در ورود عثمانی به جنگ، اقتدار نظامی اتحاد و ترقی و مسئولیت رهبری آن در نسل‌کشی ارمنیان قرار گرفت. فعالیت‌های او پس از ۱۹۱۸ نیز با گرایش‌های پان‌اسلامی و پان‌ترکی و تلاش برای ایجاد شبکه‌ای سیاسی در قفقاز و آسیای مرکزی پیوند یافت. تاریخ‌نگاری جدید برای ارزیابی او این مراحل را در بستر تحول گسترده‌تر سیاست عثمانی بررسی می‌کند و مسیر او را نمونه‌ای مهم از پیوند میان انقلاب مشروطه‌خواهانه، نظامی‌شدن سیاست، جنگ تمام‌عیار و ملی‌گرایی در سال‌های پایانی امپراتوری می‌داند.

== جستارهای وابسته == طلعت پاشا جمال پاشا ترکان جوان حزب اتحاد و ترقی انقلاب ترکان جوان نبرد ساری‌قمیش نسل‌کشی ارمنی‌ها تشکیلات مخصوصه اردوی اسلام قفقاز باسماچی‌ها عملیات نمسیس

پانویس

== منابع == Ahmad, Feroz (1969). The Young Turks: The Committee of Union and Progress in Turkish Politics, 1908–1914 (in انگلیسی). Oxford: Clarendon Press. ISBN 9780198214755.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) Aksakal, Mustafa (2008). The Ottoman Road to War in 1914: The Ottoman Empire and the First World War (in انگلیسی). Cambridge University Press. doi:10.1017/CBO9780511551987. ISBN 9780521880602.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) Akçam, Taner (2012). The Young Turks' Crime against Humanity: The Armenian Genocide and Ethnic Cleansing in the Ottoman Empire (in انگلیسی). Princeton University Press. doi:10.23943/princeton/9780691153339.001.0001. ISBN 9780691153339.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) Hanioğlu, M. Şükrü (2001). Preparation for a Revolution: The Young Turks, 1902–1908 (in انگلیسی). Oxford University Press. doi:10.1093/oso/9780195134636.001.0001. ISBN 9780195134636.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) Hanioğlu, M. Şükrü (1995). "ENVER PAŞA". TDV İslâm Ansiklopedisi (in ترکی). Türkiye Diyanet Vakfı İslâm Araştırmaları Merkezi. Retrieved 29 اوت 2026.{{cite web}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) Balint, Jennifer (2013). "The Ottoman State Special Military Tribunal for the Genocide of the Armenians: 'Doing Government Business'". In Kevin Jon Heller; Gerry Simpson (eds.). The Hidden Histories of War Crimes Trials (in انگلیسی). Oxford University Press. pp. 77 تا 100. doi:10.1093/acprof:oso/9780199671144.003.0004. ISBN 9780199671144.{{cite book}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) Wasti, Syed Tanvir (2020). "A review of the Turco-Italian war of 1911–1912 and related letters of Enver Pasha". Middle Eastern Studies (in انگلیسی). 56 (1): 131 تا 141. doi:10.1080/00263206.2019.1627336.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده) Şahingöz, Mehmet; Akhantaeva, Amina (2020). "Some aspects of the «Basmachi» movement and the role of Enver pasha in Turkestan". Journal of History (in انگلیسی). 97 (2): 24 تا 33. doi:10.26577/jh.2020.v97.i2.03.{{cite journal}}: نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)

== پیوند به بیرون == «انور پاشا»، نوشتهٔ شکری هانی‌اوغلو در دانشنامهٔ اسلام بنیاد دیانت ترکیه «Enver Pasha, Ismail»، نوشتهٔ فرید احمد در دانشنامهٔ بین‌المللی جنگ جهانی اول

مقالهٔ کامل در ویکی‌پدیا ↗