قیام عید پاک (ایرلندی: Éirí Amach na Cásca) شورشی مسلحانه علیه حاکمیت بریتانیا در ایرلند بود که در هفتهٔ عید پاک ۱۹۱۶، در میانهٔ جنگ جهانی اول، آغاز شد. هستهٔ اصلی قیام را اعضای سازمان داوطلبان ایرلندی و ارتش شهروند ایرلند تشکیل میدادند که با مشارکت اعضای کومان نا مان و چند سازمان کوچکتر، نقاط مهمی از دوبلین را در ۲۴ آوریل تصرف کردند و جمهوری ایرلند را اعلام کردند. بیشتر نبرد در دوبلین جریان داشت، اما نیروهای داوطلب در میث، گالوی، وکسفورد و چند منطقهٔ دیگر نیز به میدان آمدند. قیام پس از شش روز نبرد و برتری روزافزون نیروهای بریتانیایی، توپخانه و نیروهای کمکی، با تسلیم فرماندهی مرکزی در ۲۹ آوریل و تسلیم آخرین مواضع در روزهای بعد پایان یافت. از نظر نظامی، قیام نتوانست هدف فوری خود، یعنی برانداختن حکومت بریتانیا و حفظ جمهوری اعلامشده، را تحقق بخشد. شمار اندک شورشیان، از دست رفتن محمولهٔ تسلیحاتی آلمان، دستور لغو مانورهای عید پاک از سوی ائوین مکنیل و ناکامی در تصرف ایستگاههای اصلی راهآهن، بندرها، قلعه دوبلین و دیگر مراکز ارتباطی به بریتانیا امکان داد نیروهای فراوانی را وارد پایتخت کند. با این حال مدافعان شماری از مواضع، بهویژه در پل ماونت استریت، اتحادیهٔ جنوب دوبلین و منطقهٔ فور کورتس و نورث کینگ استریت، مقاومت سنگینی کردند و به نیروهای مهاجم تلفات قابل توجهی وارد آوردند. نبرد همچنین بخشهایی از مرکز دوبلین را ویران کرد و بیشترین قربانیان آن غیرنظامیان بودند. اهمیت تاریخی قیام بیش از نتیجهٔ نظامی آن بود. واکنش نخستین جامعهٔ ایرلند به شورش یکدست نبود و در دوبلین مخالفت، سردرگمی و حتی خصومت با شورشیان دیده میشد، اما حکومت نظامی، بازداشت هزاران نفر، اعدام پانزده نفر در ماه مه و مناقشه بر سر کشتار غیرنظامیان به تغییر فضای سیاسی کمک کرد. این تغییر تنها محصول اعدامها نبود؛ تداوم جنگ جهانی اول، مسئلهٔ خدمت اجباری و تحولات انتخاباتی سالهای بعد نیز در سقوط نفوذ حزب پارلمانی ایرلند و قدرتگیری شین فین نقش داشتند. تا انتخابات عمومی ۱۹۱۸، جمهوریخواهی از موقعیتی اقلیت به نیروی مسلط سیاست ملیگرای ایرلند تبدیل شد و بسیاری از بازماندگان ۱۹۱۶ در تشکیل دایل ایرن و جنگ استقلال ایرلند نقش گرفتند.
زمینه و تدارک قیام
بحران سیاسی پیش از جنگ جهانی اول زمینهٔ مستقیم قیام را فراهم کرد. پس از دههها مبارزهٔ پارلمانی برای حکومت خودگردان، قانون حکومت خودگردان ایرلند در ۱۹۱۴ به تصویب رسید، اما اجرای آن با آغاز جنگ جهانی اول به تعویق افتاد. پیش از آن، مخالفت اتحادیهگرایان اولستر با حکومت خودگردان به تشکیل داوطلبان اولستر و مسلحشدن آنان انجامیده بود و در پاسخ، سازمان داوطلبان ایرلندی در نوامبر ۱۹۱۳ تأسیس شد. پس از آغاز جنگ، اختلاف بر سر حمایت از بریتانیا سازمان را دو پاره کرد: اکثریت با جان ردموند همراه شدند و «داوطلبان ملی» را ساختند، در حالی که اقلیتی حدود یازده هزار نفر نام داوطلبان ایرلندی را حفظ کردند و با اعزام نیرو برای جنگ بریتانیا مخالفت کردند. در درون این اقلیت، اعضای مخفی اخوان جمهوریخواه ایرلند (IRB) بهتدریج نفوذی تعیینکننده یافتند و از ۱۹۱۵ شورای نظامی کوچکی را برای برنامهریزی قیام تشکیل دادند. شورای نظامی متشکل از تام کلارک، شان مکدرمادا، پاتریک پیرس، جوزف پلانکت، ایمون کِنت و سپس توماس مکدونا بود؛ جیمز کانلی، رهبر سوسیالیست ارتش شهروند ایرلند، در ژانویهٔ ۱۹۱۶ به طرح پیوست. هدف رهبران آن بود که در زمانی که توان و توجه بریتانیا در جنگ اروپا گرفتار است، قیامی ایجاد کنند که جمهوری مستقل ایرلند را اعلام کند و مسئلهٔ استقلال را در سطح بینالمللی مطرح سازد. برنامه به نیروی داوطلبان متکی بود، اما ائوین مکنیل، رئیس ستاد سازمان، از تصمیم مخفیانه برای شورش اطلاع نداشت و تنها در روزهای پایانی از آن آگاه شد. رهبران قیام برای بسیج داوطلبان، مانورهای نظامی عید پاک را پوششی برای استقرار نیروها قرار داده بودند. آلمان برای کمک به شورش حدود بیست هزار قبضه تفنگ و مهمات را با کشتی مبدل Aud به ساحل کری فرستاد و راجر کیسمنت نیز با زیردریایی آلمانی به ایرلند آمد. هماهنگی عملیات شکست خورد: کشتی پیش از تحویل محموله شناسایی شد و ناخدای آن پس از توقیف، کشتی را غرق کرد؛ کیسمنت نیز دستگیر شد. مکنیل پس از اطلاع از از دست رفتن اسلحه و روشنشدن ماهیت واقعی برنامه، دستور لغو مانورهای یکشنبهٔ عید پاک را صادر کرد. انتشار این دستور و ارسال پیامهای متناقض به شهرستانها شمار شرکتکنندگان را بهشدت کاهش داد. شورای نظامی با وجود این شکست تصمیم گرفت قیام را یک روز به تعویق اندازد و ظهر دوشنبه، ۲۴ آوریل، عملیات را آغاز کند.
شش روز نبرد
حدود هزار تا هزار و دویست و پنجاه نفر در نخستین روز در دوبلین بسیج شدند. ستاد فرماندهی و دولت موقت، ادارهٔ پست مرکزی در خیابان سَکویل را تصرف کردند و پیرس اندکی پس از ظهر اعلامیهٔ جمهوری را در برابر ساختمان خواند. گردان اول به فرماندهی ادوارد دالی منطقهٔ فور کورتس و خیابانهای شمالغربی را گرفت؛ گردان دوم توماس مکدونا در کارخانهٔ بیسکویت جیکوب مستقر شد؛ گردان سوم ایمون دو والرا آسیابها و نانواییهای بولند و مسیر راهآهن جنوبشرق را کنترل کرد؛ گردان چهارم ایمون کِنت در اتحادیهٔ جنوب دوبلین مستقر شد؛ و نیروهای ارتش شهروند به فرماندهی مایکل مالین و کنتس مارکیویچ سنت استیونز گرین را گرفتند و سپس به کالج سلطنتی جراحان عقب نشستند. شورشیان نتوانستند قلعهٔ دوبلین، ایستگاههای اصلی راهآهن و بندرهای دوبلین و کینگستاون را تصرف کنند. همین نقاط به مراکز مهم فرماندهی و انتقال نیروی بریتانیا بدل شدند.
واکنش نخستین بریتانیا پراکنده بود، زیرا بسیاری از نیروهای مستقر در دوبلین در تعطیلات بودند و فرماندهان از ابعاد شورش آگاهی روشنی نداشتند. در روزهای بعد نیرو از کورا، بلفاست و نقاط دیگر ایرلند و سپس از انگلستان وارد شهر شد و شمار سربازان بریتانیایی تا پایان هفته به حدود شانزده هزار نفر رسید. سهشنبه حکومت نظامی اعلام شد و نیروهای بریتانیا حلقهٔ محاصره را پیرامون مواضع شورشیان گسترش دادند. از چهارشنبه توپهای صحرایی و قایق مسلح Helga به کار گرفته شدند؛ لیبرتی هال و سپس منطقهٔ پیرامون ستاد مرکزی زیر آتش قرار گرفتند و آتشسوزیها در خیابان سَکویل گسترش یافت.
سنگینترین برخوردهای نظامی همیشه در اطراف ستاد مرکزی رخ نداد. در محور ماونت استریت، حدود هفده داوطلب از مواضع پیشرفتهٔ گردان دو والرا ستون نیروهای شروود فورستر را که تازه از انگلستان رسیده بود زیر آتش گرفتند. فرماندهان بریتانیایی حملات مستقیم متعددی را ادامه دادند و نیروهایشان در این محور دهها کشته و شمار بسیار بیشتری زخمی دادند؛ نبرد ماونت استریت به نمونهای از کارآمدی موضع دفاعی کوچک در برابر نیرویی بسیار بزرگتر تبدیل شد. نبرد سخت دیگری در اتحادیهٔ جنوب دوبلین جریان داشت، جایی که نیروهای ایمون کِنت از مجموعهای گسترده از ساختمانها دفاع کردند. در شمال رود لیفی، افراد ادوارد دالی پیرامون فور کورتس، چرچ استریت و نورث کینگ استریت راههای ارتباطی پادگانهای غربی با مرکز شهر را تهدید میکردند و نبرد خانهبهخانه تا صبح شنبه ادامه یافت.
با گسترش توپخانه و آتشسوزی، وضع غیرنظامیان به سرعت وخیم شد. رفتوآمد و توزیع غذا مختل شد و تیراندازی متقابل و گلولهباران در محلههای مسکونی قربانی گرفت. در کنار مرگهای ناشی از آتش متقابل، چند مورد قتل غیرنظامیان به دست نیروهای بریتانیا نیز ثبت شد. فرانسیس شیهی-اسکفینگتون، نویسنده و صلحطلبی که در قیام شرکت نداشت، پس از بازداشت به فرمان یک افسر بریتانیایی بدون محاکمه تیرباران شد. در نورث کینگ استریت نیز افراد هنگ ساوت استفوردشر در جریان پاکسازی خانهبهخانه پانزده مرد غیرمسلح را کشتند؛ تحقیق نظامی بعدی به مجازات فرد مشخصی نینجامید. بیشتر قربانیان کل قیام غیرنظامی بودند و این واقعیت یکی از تفاوتهای مهم میان حافظهٔ قهرمانانهٔ بعدی و تجربهٔ واقعی شهر در هفتهٔ نبرد است. فعالیت خارج از دوبلین محدودتر، اما در چند نقطه مهم بود. در شهرستان میث، نیروهای توماس اش و ریچارد مولکاهی در اشبورن با پلیس سلطنتی ایرلند نبرد کردند و یکی از معدود پیروزیهای روشن نظامی شورشیان خارج از پایتخت را به دست آوردند. در گالوی، لیام ملوز نیروی بزرگی از داوطلبان را بسیج کرد، اما کمبود اسلحه و حضور نیروهای دولتی مانع تصرف مراکز اصلی شد. در وکسفورد، داوطلبان شهر انیسکورثی را گرفتند، راهها و راهآهن را بستند و تا دریافت تأیید مستقیم فرمان تسلیم از پیرس مقاومت کردند. دادههای آرشیو نظامی که بر پروندههای نشان ۱۹۱۶ و مستمریهای خدمت استوار است، ۲٬۶۱۱ مشارکتکننده را در سراسر کشور شناسایی میکند؛ این رقم علاوه بر افراد درگیر مستقیم در آتش، پیامرسانان، نیروهای پشتیبان و کسانی را که طی روزهای متفاوت خدمت کردهاند نیز دربر میگیرد. جمعه، ساختمان ادارهٔ پست مرکزی زیر آتش و آتشسوزی دیگر قابل دفاع نبود و ستاد فرماندهی به خانههای مور استریت منتقل شد. صبح شنبه، رهبران به این نتیجه رسیدند که ادامهٔ جنگ احتمالاً تلفات غیرنظامی را افزایش میدهد. الیزابت اوفارل، عضو کومان نا مان، با پرچم سفید از موضع خارج شد و ارتباط با فرماندهی بریتانیا را برقرار کرد. پیرس بعدازظهر ۲۹ آوریل تسلیم بیقیدوشرط را پذیرفت و دستور داد مواضع دیگر نیز سلاح بر زمین بگذارند. برخی فرماندهان که ارتباطشان با ستاد قطع شده بود تا یکشنبه از صحت فرمان مطمئن نشدند و نیروهای انیسکورثی در وکسفورد در ۱ مه تسلیم شدند.
سرکوب، اعدامها و پیامد سیاسی
پس از تسلیم، حکومت نظامی ادامه یافت و بیش از ۳٬۵۰۰ نفر بازداشت شدند؛ شمار بازداشتشدگان بیش از دو برابر شمار افرادی بود که مستقیماً در قیام جنگیده بودند. حدود ۱٬۶۰۰ نفر بدون محاکمه به اردوگاهها و زندانهای بریتانیا، از جمله فرونگوخ در ولز، فرستاده شدند. دادگاههای نظامی پشت درهای بسته برگزار شدند. پانزده نفر میان ۳ و ۱۲ مه در دوبلین تیرباران شدند: هفت امضاکنندهٔ اعلامیهٔ جمهوری و هشت تن دیگر از فرماندهان و فعالان. جیمز کانلی که در نبرد بهشدت زخمی شده بود در ۱۲ مه اعدام شد. راجر کیسمنت، که پیش از قیام برای تأمین حمایت آلمان فعالیت کرده و در کری دستگیر شده بود، در محاکمهای جداگانه در لندن به خیانت محکوم و ۳ اوت ۱۹۱۶ اعدام شد. در روایتهای ملیگرایانهٔ بعدی، اغلب چنین تصویر شده است که جامعهٔ ایرلند بلافاصله پس از اعدامها یکپارچه به سوی جمهوریخواهی چرخید؛ پژوهش تاریخی تصویر پیچیدهتری ارائه میدهد. در هفتهٔ قیام بسیاری از شهروندان دوبلین از خسارت، کمبود غذا و کشتهشدن غیرنظامیان خشمگین بودند و نشانههای آشکاری از خصومت با زندانیان وجود داشت. در مقابل، گستردگی بازداشتها، تداوم اعدامها طی بیش از یک هفته و افشای مواردی چون قتل شیهی-اسکفینگتون و نورث کینگ استریت به مشروعیت حکومت بریتانیا آسیب زد. بازگشت تدریجی زندانیان نیز شبکهای از فعالان سیاسی و نظامی را دوباره وارد جامعه کرد. از این رو سرکوب پس از قیام یکی از عوامل اصلی رادیکالشدن افکار عمومی بود، در کنار تجربهٔ جنگ جهانی اول، بحران خدمت اجباری در ۱۹۱۸ و ضعف روزافزون حزب پارلمانی ایرلند. از ۱۹۱۷ مجموعهای از انتخابات میاندورهای نشان داد که جریان جداییطلب در حال رشد است و شین فین، که خود سازماندهندهٔ قیام ۱۹۱۶ نبود، به ظرف سیاسی بازماندگان و هواداران جمهوری تبدیل شد. در انتخابات عمومی دسامبر ۱۹۱۸ این حزب ۷۳ کرسی از ۱۰۵ کرسی ایرلند را به دست آورد. نمایندگان منتخب از رفتن به وستمینستر خودداری کردند و در ژانویهٔ ۱۹۱۹ دایل ایرن را تشکیل دادند؛ همان روز در سولوهدبگ نخستین درگیریای رخ داد که معمولاً آغاز جنگ استقلال ایرلند دانسته میشود. بدین ترتیب رابطهٔ قیام با استقلال بعدی مستقیم و خودکار نبود، اما ۱۹۱۶ زبان سیاسی جمهوری، شبکهٔ رهبران و نمادهایی را فراهم کرد که طی سه سال بعد به مرکز سیاست استقلالطلب ایرلندی منتقل شدند. میراث قیام در دولت مستقل ایرلند به یکی از ارکان حافظهٔ ملی تبدیل شد. دولت ایرلند هر سال در آربور هیل، محل دفن چهارده تن از اعدامشدگان دوبلین، مراسم رسمی برگزار میکند و ادارهٔ پست مرکزی و اعلامیهٔ جمهوری در فرهنگ سیاسی کشور جایگاهی نمادین یافتهاند. با این همه، تفسیر ۱۹۱۶ در ایرلند و بریتانیا همواره یکسان نبوده است. در بخشهایی از سنت اتحادیهگرا، قیام شورشی علیه دولت قانونی در زمان جنگ جهانی تلقی شده و در سنت جمهوریخواه، آغاز تجدیدشدهٔ حق حاکمیت ملی دانسته شده است. پژوهش و یادبودهای سدهٔ بیستویکم توجه بیشتری به غیرنظامیان، سربازان بریتانیاییِ ایرلندیتبار، زنان مشارکتکننده و تجربهٔ شهروندانی دادهاند که در هیچیک از دو اردوگاه نبودند؛ گسترشی که تصویر تاریخی قیام را از روایت صرفاً دوطرفهٔ «شورشیان و بریتانیا» فراتر برده است.
== جستارهای وابسته == جمهوریخواهی ایرلندی اعلامیه جمهوری ایرلند جنگ استقلال ایرلند ارتش جمهوریخواه ایرلند (۱۹۱۹–۱۹۲۲) شین فین پاتریک پیرس جیمز کانلی
پانویس
== منابع == Foy, Michael T.; Barton, Brian (2011). The Easter Rising (in English). The History Press. ISBN 9780752472720. Laffan, Michael (1999). The Resurrection of Ireland: The Sinn Féin Party, 1916–1923 (in English). Cambridge University Press. doi:10.1017/CBO9781139106849. ISBN 9780521650731. McGarry, Fearghal (2016). The Rising: Ireland, Easter 1916 (in English) (Centenary edition ed.). Oxford University Press. ISBN 9780198732341. {{cite book}}: |edition= متن اضافی دارد (کمک) Townshend, Charles (2015). Easter 1916: The Irish Rebellion (in English). Penguin Books. ISBN 9780141982472.
== پیوند به بیرون == مجموعهٔ دیجیتال قیام ۱۹۱۶ در آرشیو نظامی ایرلند نمایشگاه دیجیتال ۱۹۱۶ در کتابخانهٔ ملی ایرلند پروندهٔ پژوهشی «قیام عید پاک» در Century Ireland معرفی رسمی قیام ۱۹۱۶ در وبگاه دولت ایرلند

_MOD_45152541.jpg?width=500)
