جنگ سرد عربی (به عربی: الحرب العربیة الباردة) دورهای از رقابت سیاسی در جهان عرب بود که از آغاز دهه ۱۹۵۰ تا اواخر دهه ۱۹۷۰ یا آغاز دهه ۱۹۹۰ ادامه داشت و بخشی از جنگ سرد گستردهتر جهانی بهشمار میرفت. آغاز این دوره را بهطور کلی انقلاب ۱۹۵۲ مصر میدانند که سرانجام به قدرت رسیدن جمال عبدالناصر به عنوان رئیسجمهور مصر در ۱۹۵۶ انجامید. پس از آن، جمهوریهای عرب نوبنیاد که از ملیگرایی عربی انقلابی سکولار و الگوی مصر ناصر الهام میگرفتند، در رقابتی سیاسی با پادشاهیهای عرب محافظهکار سنتگرا به رهبری عربستان سعودی قرار گرفتند. انقلاب اسلامی ایران در ۱۹۷۹ (۲۲ بهمن ۱۳۵۷) و به قدرت رسیدن آیتالله سید روحالله خمینی بهطور گسترده پایان این دوره رقابتهای درونی عرب انگاشته میشود و پس از آن دوران تازهای از تنشهای عربی-ایرانی جایگزین آن شد. ناصر از پانعربیسم سکولار و سوسیالیسم عربی بهعنوان پاسخی به همدستی پنداشتهشده پادشاهیهای عرب با دخالتهای غرب در جهان عرب هواداری میکرد. پس از پیروزی سیاسی مصر در بحران سوئز ۱۹۵۶، ناصر و ایدئولوژی مرتبط با او سریعاً در سراسر کشورهای عرب از عراق در شرق تا الجزایر تحت اشغال فرانسه در غرب طرفدار یافت. در چندین کشور عرب مانند عراق، یمن شمالی و لیبی رژیمهای محافظهکار سرنگون و با حکومتهای جمهوری انقلابی جایگزین شدند. همزمان، سوریه اتحاد فدرالی کوتاهمدتی با مصر به نام جمهوری متحد عربی تشکیل داد. تلاشهای دیگری نیز برای اتحاد عربی صورت گرفت اما همگی ناکام ماندند. جنگ سرد عربی با رویارویی جهانی میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی پیوند داشت؛ آمریکا از پادشاهیهای محافظهکار به رهبری عربستان سعودی و شوروی از جمهوریهای پیرو سوسیالیسم عربی به رهبری مصر پشتیبانی میکرد. پایان این دوره به عوامل چندی بازمیگردد: شکست اعراب در جنگ ششروزه ۱۹۶۷، درگذشت ناصر در ۱۹۷۰ و چرخش سیاست مصر در دوره انور سادات بهسوی آمریکا و صلح با اسرائیل.
== اصطلاحشناسی == اصطلاح «جنگ سرد عرب» نخستین بار از سوی مالکوم اچ. کر (Malcolm H. Kerr)، دانشمند علوم سیاسی و پژوهشگر آمریکایی خاورمیانه، در کتاب همنامش در سال ۱۹۶۵ به کار رفت. با وجود نام آن، جنگ سرد عربی درگیری میان نظامهای سرمایهداری و کمونیستی نبود؛ در واقع همه حکومتهای عرب بهجز حکومت مارکسیستی یمن جنوبی صراحتاً کمونیسم را رد کرده و از کنش احزاب کمونیستی در خاک خود جلوگیری میکردند. کر کتاب خود را در چندین ویراست بازنگری کرد: The Arab Cold War, 1958–1964 (۱۹۶۵)، The Arab Cold War, 1958–1967 (۱۹۶۷) و The Arab Cold War: Gamal 'Abd al-Nasir and His Rivals, 1958–1970 (۱۹۷۱).
== پیشینه == در ۱۹۵۶ میلادی، سال بحران سوئز، تنها مصر، سوریه، لبنان، تونس و سودان در میان کشورهای عرب جمهوری بودند و همگی تا اندازهای به ایدئولوژی ملیگرایی عربی پایبند بودند. اردن و عراق هر دو زیر فرمان پادشاهیهای دودمان هاشمی بودند. مراکش، لیبی، عربستان سعودی و یمن شمالی دودمانهای مستقل داشتند. الجزایر، یمن جنوبی، عمان و ساحل آشتی زیر سلطه استعماری فرانسه یا اشغال بریتانیا قرار داشتند. تا سال ۱۹۶۰ عراق، تونس، الجزایر و یمن شمالی حکومتهای جمهوری یا جنبشهای شورشی ملیگرای عرب داشتند و لبنان نیز درگیر بحران شبه جنگ داخلی میان جناحهای همپیمان آمریکا و جناحهای ملیگرای عرب همپیمان شوروی و مصر بود. تاریخگذاری درگیریهای این دوره از منبعی به منبع دیگر متفاوت است. منابع اردنی آغاز جنگ سرد عربی را آوریل ۱۹۵۷ میدانند، در حالی که منابع فلسطینی بازه ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۷ را مهمترین دوره برای خود در چارچوب گستردهتر عربی برمیشمرند.
تاریخ
انقلاب مصر و برآمدن ناصر
جنبش افسران آزاد در جریان انقلاب ۱۹۵۲ مصر شاه فاروق را سرنگون کرد. افسران آزاد به رهبری محمد نجیب و جمال عبدالناصر برنامهای برای دگرگونی مصر از راه برچیدن اربابرعیتی، پایان دادن به نفوذ بریتانیا و الغای سلطنت و اشرافیت به اجرا گذاشتند و در ۱۹۵۳ مصر را جمهوری اعلام کردند. در ۲۶ ژوئیه ۱۹۵۶ ناصر کانال سوئز را ملی اعلام کرد؛ این اقدام پس از آن صورت گرفت که بریتانیا و آمریکا پیشنهاد تأمین مالی ساخت سد اسوان را در واکنش به نزدیکی مصر به شوروی پس گرفتند. بریتانیا و فرانسه سپس با اسرائیل پیمان محرمانهای بستند و به مصر حمله کردند اما در جریان بحران سوئز ناچار به عقبنشینی شدند. ناصر از این بحران با اعتبار فراوان بهعنوان «رهبر بیچونوچرای ملیگرایی عربی» بیرون آمد. ناصر از ابزارهای گوناگون سیاسی برای افزایش نفوذ خود در جهان عرب بهره برد؛ از برنامههای رادیویی مانند «صدای اعراب» گرفته تا فرستادن نیروهای حرفهای مصری، بهویژه آموزگاران، به سراسر کشورهای عرب.
=== سقوط پادشاهیها === در ژوئیه ۱۹۵۸ پادشاهی هاشمی عراق سرنگون شد؛ شاه، ولیعهد، نخستوزیر و بیشتر اعضای خاندان سلطنتی به دست انقلابیون ملیگرا کشته شدند و جمهوری ملیگرای عربی جایگزین پادشاهی شد. نیروهای هوادار ناصر و ملیگرایی عرب رو به صعود بودند و پادشاهیهای کهن عرب در خطر به نظر میرسیدند. در ۱۹۶۹ نیز جنبش افسران آزاد لیبی به رهبری سرهنگ معمر قذافی پادشاهی لیبی به رهبری ملک ادریس را سرنگون کرد. در عربستان سعودی محبوبیت ناصر چنان بود که برخی شاهزادگان سعودی به رهبری شاهزاده طلال بن عبدالعزیز به آرمان سوسیالیسم عربی او گرایش یافتند. در ۱۹۶۲ یک خلبان نیروی هوایی سعودی به قاهره گریخت. در سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۶۶ نشانههایی از ناآرامی و خرابکاری بهویژه در منطقه نفتخیز عربستان پدیدار شد و در ۱۹۶۹ دولت سعودی یک توطئه ناصری را کشف کرد که ۲۸ افسر ارتش، ۳۴ افسر نیروی هوایی، ۹ نظامی دیگر و ۲۷ غیرنظامی در آن دست داشتند.
=== جنگ داخلی یمن شمالی === در آغاز دهه ۱۹۶۰ ناصر نیروی اعزامی به یمن فرستاد تا از نیروهای ضد پادشاهی در جنگ داخلی یمن شمالی پشتیبانی کند. سلطنتطلبان یمنی از سوی عربستان سعودی و اردن حمایت میشدند. نیروی هوایی مصر شهرهای مرزی سعودی مانند نجران را در دسامبر ۱۹۶۲ بمباران کرد. این درگیری به جنگ نیابتی میان مصر و عربستان سعودی تبدیل شد. پادشاهیهای عربستان سعودی و اردن که پیش از آن به سبب ادعاهای رقیب دودمانهایشان با یکدیگر رقابت داشتند، در حمایت از جناح سلطنتطلب یمنی همکاری نزدیکی آغاز کردند.
=== شکست ۱۹۶۷ و فرسایش اعتبار ناصر === در اواخر دهه ۱۹۶۰ اعتبار ناصر آسیب دید: شکست سیاسی اتحاد مصر و سوریه (جمهوری متحد عربی)، بنبست نظامی در یمن و بهویژه شکست سنگین در جنگ ششروزه ۱۹۶۷ که مصر شبهجزیره سینا و میان ۱۰ تا ۱۵ هزار سرباز را از دست داد. در پایان ۱۹۶۷ ناصر و شاهزاده فیصل سعودی پیمانی امضا کردند که بر پایه آن ناصر ۲۰ هزار سرباز مصری را از یمن خارج کند و فیصل ارسال سلاح به سلطنتطلبان یمنی را متوقف سازد و سه کشور عرب بیطرف ناظر بفرستند.
=== بیداری اسلامی و برآمدن عربستان سعودی === گرچه عربستان سعودی جمعیتی بسیار کمتر از مصر داشت، اما از ثروت نفتی و اعتبار معنوی بهعنوان سرزمین مکه و مدینه، دو شهر مقدس اسلام، برخوردار بود. در ۱۹۶۲ عربستان سعودی یک کنفرانس بینالمللی اسلامی در مکه برگزار کرد و مجمع جهانی اسلامی (رابطه العالم الإسلامی) را بنیان نهاد که به گسترش اسلام و بهویژه اسلام محافظهکارانه وهابی و مبارزه با «ایدئولوژیهای رادیکال بیگانه» مانند سوسیالیسم عربی اختصاص داشت. بهویژه پس از جنگ ششروزه بیداری اسلامی در سراسر جهان عرب نیرومندتر شد. پس از مرگ ناصر در ۱۹۷۰، جانشین او انور سادات بر دین و آزادسازی اقتصادی تأکید گذاشت و از ملیگرایی و سوسیالیسم عربی فاصله گرفت. در جنگ ۱۹۶۷ شعار نظامی مصر «زمین، دریا و هوا» بود اما در جنگ اکتبر ۱۹۷۳ این شعار با فریاد جنگی اسلامی «اللهاکبر» جایگزین شد. بر پایه تحلیل ژیل کپل، دانشمند علوم سیاسی فرانسوی، «پیروزمندان واقعی» جنگ اکتبر ۱۹۷۳ کشورهای عرب صادرکننده نفت بودند که تحریم نفتی آنها علیه متحدان غربی اسرائیل، قیمت نفت را از ۳ دلار به نزدیک ۱۲ دلار در هر بشکه افزایش داد و درآمدهای هنگفتی نصیب این کشورها کرد. این امر جایگاه برتر کشورهای عرب صادرکننده نفت، بهویژه عربستان سعودی، را در جهان اسلام تثبیت کرد.
پایان جنگ سرد عربی
پس از مرگ ناصر در ۱۹۷۰، انور سادات رئیسجمهور مصر شد و بهشکل چشمگیری از پایگاه انقلابی ناصر فاصله گرفت. سادات کوشید شراکت راهبردی نزدیکی با عربستان سعودی زیر فرمان ملک فیصل برقرار کند که برای موفقیت مصر در بخش نخست جنگ یوم کیپور ۱۹۷۳ سرنوشتساز بود. سادات با پایان دادن به اتحاد راهبردی مصر با شوروی و نزدیکی به ایالات متحده آمریکا بهطور کامل از ناصریسم فاصله گرفت. در ۱۹۷۸ او پیمان صلحی با اسرائیل (پیمان کمپ دیوید) به امضا رساند که خروج همه نیروهای نظامی و شهرکنشینان اسرائیلی از خاک مصر را الزامی میکرد. پیمان صلح سادات نهتنها ناصریستها و دیگر ملیگرایان سکولار عرب را بیگانه ساخت بلکه اسلامگرایان را نیز خشمگین کرد و سرانجام به ترور او در ۱۹۸۱ به دست جهاد اسلامی مصر انجامید. مصر از اتحادیه عرب تعلیق شد و در منطقه منزوی گردید. همزمان اسلامگرایی محبوبیت فزایندهای یافت و انقلاب اسلامی ایران در ۱۹۷۹ (۲۲ بهمن ۱۳۵۷) ایران شیعه را بهعنوان قدرت منطقهای متعهد به تغییر حکومتهای عمدتاً سنی عرب مطرح کرد. پس از آغاز جنگ ایران و عراق در اوایل دهه ۱۹۸۰، مصر همچنان تعلیقشده از اتحادیه عرب، به عربستان سعودی در حمایت از عراق پیوست. درگیری سنی-شیعی در دیگر بخشهای منطقه مانند لبنان به درگیری نیابتی تازهای میان قدرتهای منطقهای دو فرقه اسلامی بدل شد.
درگیریهای اصلی
=== دهه ۱۹۵۰ === انقلاب ۱۹۵۲ مصر جنگ الجزایر بحران ۱۹۵۸ لبنان انقلاب ۱۴ ژوئیه (سرنگونی پادشاهی عراق)
=== دهه ۱۹۶۰ === جنگ داخلی یمن شمالی (۱۹۶۲–۱۹۷۰) انقلاب رمضان (کودتای فوریه ۱۹۶۳ عراق) کودتای ۱۹۶۳ سوریه کودتای ۱۹۶۶ سوریه مقاومت فلسطین در جنوب لبنان انقلاب ۱۹۶۹ لیبی جنگ ودیعه
=== دهه ۱۹۷۰ === سپتامبر سیاه (۱۹۷۰–۱۹۷۱) جنگ داخلی لبنان (۱۹۷۵–۱۹۹۰) درگیری صحرای غربی قیام اسلامگرایان در سوریه جنگ مصر و لیبی جنگ چاد و لیبی پاکسازی حزب بعث (۱۹۷۹)
=== دهه ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ === جنگ ایران و عراق (۱۹۸۰–۱۹۸۸) تهاجم عراق به کویت و جنگ خلیج فارس (۱۹۹۰–۱۹۹۱) اتحاد یمن (۱۹۹۰) خیزشهای ۱۹۹۱ عراق جنگ داخلی الجزایر
== پیوند جنگ سرد عربی با جنگ سرد جهانی == جنگ سرد عربی با رویارویی جهانی میان ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی پیوند نزدیکی داشت. آمریکا از پادشاهیهای محافظهکار به رهبری عربستان سعودی حمایت میکرد و شوروی از جمهوریهای پیرو سوسیالیسم عربی به رهبری مصر پشتیبانی مینمود، با آنکه این جمهوریها جنبشهای کمونیستی داخلی عرب را سرکوب میکردند. جنبش انقلابی ملیگرای جمهوریخواه عرب از جنبشهای ضد آمریکایی، ضد غربی، ضد امپریالیستی و ضد استعماری بیرون از جهان عرب مانند انقلاب کوبا پشتیبانی میکرد. در مقابل، جنبش پادشاهیخواه عرب از حکومتهای محافظهکار در کشورهای عمدتاً مسلمان مانند پاکستان حمایت مینمود. با این حال، بیشتر کشورهای عرب عضو جنبش عدم تعهد بودند و نه عضویت در ناتو و نه در پیمان ورشو را دنبال میکردند.
== جستارهای وابسته == پانعربیسم ناصریسم سوسیالیسم عربی بعثیسم جنگ سرد اتحاد عربی درگیری اسدیستها و صدامیستها
منابع
مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Arab Cold War». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۲۴ مارس ۲۰۲۶. مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Guerre froide arabe». در دانشنامهٔ ویکیپدیای فرانسوی، بازبینیشده در ۲۴ مارس ۲۰۲۶. مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Arabischer Kalter Krieg». در دانشنامهٔ ویکیپدیای آلمانی ، بازبینیشده در ۲۴ مارس ۲۰۲۶. مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «الحرب العربیة الباردة». در دانشنامهٔ ویکیپدیای عربی ، بازبینیشده در ۲۴ مارس ۲۰۲۶.
== پیوند به بیرون == نوشتههای مالکوم اچ. کر درباره جنگ سرد عرب


