جنگ بریتانیا و زولو و یا جنگ انگلستان و زولو ((به انگلیسی: Anglo-Zulu War)) جنگی میان نیروهای امپراتوری بریتانیا و پادشاهی زولو بود که از ژانویه تا ژوئیهٔ ۱۸۷۹ در جنوب شرقی آفریقا، عمدتاً در زولولند واقع در کوازولو ناتال امروزی، روی داد. جنگ با عبور نیروهای بریتانیا از مرز زولولند پس از پایان مهلت اولتیماتومی آغاز شد که هنری بارتل فریر، کمیسر عالی بریتانیا در جنوب آفریقا، در دسامبر ۱۸۷۸ به کتچوایو کامپانده، پادشاه زولو، داده بود. اولتیماتوم شامل مطالباتی بود که ساختار نظامی و بخشی از حاکمیت سیاسی پادشاهی را هدف قرار میداد. فریر این اقدام را بدون تأیید قبلی دولت بریتانیا انجام داد و پس از آغاز جنگ، دولت و پارلمان در لندن نحوهٔ ایجاد بحران و آمادگی ناکافی برای عملیات را مورد انتقاد قرار دادند. نخستین تهاجم بریتانیا با تصور برتری سازمانی و آتش ارتش امپراتوری طرحریزی شد، اما در ۲۲ ژانویه نیروی اصلی زولو در نبرد ایساندلوانا اردوگاه ستون مرکزی را درهم شکست و یکی از سنگینترین شکستهای ارتش بریتانیا در جنگهای استعماری سدهٔ نوزدهم را رقم زد. در همان شب، حدود چهار هزار جنگجوی زولو به پایگاه کوچک رورکز دریفت در خاک ناتال حمله کردند و پس از بیش از دوازده ساعت نبرد عقب نشستند. دفاع رورکز دریفت از نظر روحیه و حافظهٔ عمومی بریتانیا اهمیت فراوان یافت، اما اثر عملی آن بر مسیر کلی جنگ محدود بود. شکست ایساندلوانا چلمزفورد را واداشت تهاجم را متوقف کند، نیروهایش را متمرکز و استحکامات را تقویت کند و منتظر نیروهای کمکی بزرگی از بریتانیا بماند. در اواخر مارس و اوایل آوریل، پیروزیهای بریتانیا در کامبولا و گینگیندلوو روند جنگ را تغییر داد. تهاجم دوم در نهایت با شکست ارتش اصلی زولو در اولوندی در ۴ ژوئیه پایان یافت. پیروزی بریتانیا در ۱۸۷۹ به الحاق فوری زولولند نینجامید. کتچوایو در اوت دستگیر و تبعید شد و گارنت ولسلی در سپتامبر ساختار سلطنتی را برچید و زولولند را میان ۱۳ رئیس تقسیم کرد. این نظم سیاسی رقابتهای محلی را تشدید کرد و در سالهای بعد به جنگ داخلی انجامید. کتچوایو پس از سفر به لندن اجازه یافت در ۱۸۸۳ بر بخشی از قلمرو سابق خود بازگردد، اما دولت بازسازیشدهٔ او دوام نیاورد. بریتانیا زولولند را در ۱۹ مهٔ ۱۸۸۷ رسماً ضمیمه کرد و در ۱۸۹۷ آن را به مستعمرهٔ ناتال افزود. جنگ در حافظهٔ تاریخی دو سنت متفاوت پیدا کرد. ایساندلوانا در آفریقای جنوبی به نمادی از مقاومت زولو در برابر توسعهٔ استعماری تبدیل شد، در حالی که رورکز دریفت با یازده نشان صلیب ویکتوریا و بازنمایی گسترده در هنر و سینما جایگاهی برجسته در فرهنگ نظامی بریتانیا یافت. تاریخنگاری جدید با استفاده از شهادتها و منابع زولو، تصویر جنگ را از روایتی تقریباً یکسره بریتانیایی به بررسی متوازنتر راهبرد، سیاست و تجربهٔ دو طرف گسترش داده است.
زمینهها و آغاز جنگ
پادشاهی زولو و سیاست بریتانیا در جنوب آفریقا
پادشاهی زولو در دهههای نخست سدهٔ نوزدهم زیر فرمان شاکا و جانشینان او از مجموعهای از واحدهای سیاسی و خویشاوندی در جنوب شرقی آفریقا به دولتی متمرکزتر تبدیل شده بود. یکی از پایههای قدرت سلطنت، نظام امابوتو بود که مردان را در گروهها و هنگهایی بر پایهٔ سن و وابستگی سیاسی سازمان میداد و پادشاه از طریق آن نیروی انسانی را برای جنگ، کار و نمایش اقتدار بسیج میکرد. این نظام در زمان کتچوایو همچنان اهمیت داشت. درون پادشاهی نیز اختلاف منافع و مراکز قدرت محلی وجود داشت. پژوهش جان لابند دربارهٔ انسجام سیاسی زولو نشان داده است که برخی رؤسای محلی، به ویژه در نواحی مرزی، منافع و شبکههای قدرت خود را داشتند و در جریان جنگ میزان وفاداری آنان به دربار یکسان نبود. کتچوایو از دههٔ ۱۸۵۰ عملاً مهمترین شخصیت سیاسی در دربار پدرش، امپانده، بود و پس از مرگ او در ۱۸۷۲ به پادشاهی رسید. روابط زولو با مستعمرهٔ ناتال برای سالها ترکیبی از تجارت، دیپلماسی و بدگمانی متقابل بود. مهمترین اختلاف ارضی در شمال غربی زولولند با مهاجران بوئر و جمهوری ترانسوال شکل گرفت. پس از آنکه بریتانیا در ۱۸۷۷ ترانسوال را ضمیمه کرد، خود به وارث این اختلاف مرزی تبدیل شد. کمیسیون مرزی که در ۱۸۷۸ تشکیل شد بخش عمدهٔ ادعای زولوها را معتبر دانست، اما فریر نتیجه را در قالبی گستردهتر از سیاست منطقهای بریتانیا بررسی میکرد و موجودیت یک دولت زولوی مسلح و مستقل را با برنامهٔ خود برای نظم سیاسی جنوب آفریقا ناسازگار میدید. از میانهٔ دههٔ ۱۸۷۰ دولت بریتانیا طرحی برای نزدیک کردن مستعمرات بریتانیایی، جمهوریهای بوئر و دولتهای آفریقایی جنوب قاره در یک چارچوب کنفدرالی دنبال میکرد. اجرای این طرح در عمل با گسترش قدرت امپراتوری و از میان بردن استقلال یا ظرفیت نظامی دولتهایی پیوند خورد که بیرون از کنترل بریتانیا قرار داشتند. لابند جنگ زولو را در مجموعهٔ وسیعتری از جنگهای بریتانیا علیه دولتهای آفریقایی میان ۱۸۷۷ و ۱۸۷۹ قرار میدهد که هدف مشترکشان تحکیم سلطهٔ سیاسی بریتانیا در جنوب آفریقا بود. فریر پس از ورود به منطقه در ۱۸۷۷ پادشاهی زولو را یکی از مهمترین موانع این برنامه میدانست.
=== بحران مرزی و اولتیماتوم فریر === تنش در ۱۸۷۸ با چند حادثهٔ مرزی شدت گرفت. مهمترین آنها ورود گروهی از مردان وابسته به سیهایو کاماپیتا به خاک ناتال برای بازگرداندن دو زن زولو بود که از زولولند گریخته بودند. مقامهای استعماری این رخداد و چند حادثهٔ دیگر را نقض قلمرو بریتانیا تلقی کردند. فریر از این بحران برای طرح مطالباتی بسیار گستردهتر استفاده کرد. نمایندگان بریتانیا در ۱۱ دسامبر ۱۸۷۸ اولتیماتوم را در مرز به نمایندگان کتچوایو تحویل دادند و سی روز برای اجرای بخشهای اصلی آن مهلت تعیین کردند. مطالبات شامل تحویل متهمان، پرداخت جریمه، پذیرش نمایندهٔ دائمی بریتانیا و تغییراتی در نظام سیاسی و نظامی زولو بود که قدرت پادشاه را محدود میکرد. دولت بریتانیا پیش از صدور اولتیماتوم مجوز چنین اقدامی را به فریر نداده بود. این موضوع پس از فاجعهٔ ایساندلوانا به بحثی جدی در لندن تبدیل شد. در ۲۵ مارس ۱۸۷۹ مجلس اعیان قطعنامهای را بررسی کرد که صریحاً یادآور میشد اولتیماتوم «بدون اختیار» مشاوران مسئول تاج و تخت ارائه شده و جنگ تهاجمی بدون ضرورت فوری و آمادگی کافی آغاز شده است. دولت نیز در مکاتبات رسمی به فریر اعلام کرد که پیش از برداشتن گامی که احتمال جنگ را افزایش میداد باید نظر لندن را جلب میکرد. بنابراین آغاز جنگ را باید از سیاست منطقهای کمیسر عالی و تصمیم او برای تحمیل شرایط بر زولوها تفکیک کرد و آن را صرفاً اجرای یک برنامهٔ از پیش تصویبشده در لندن ندانست. کتچوایو بخشهای اصلی اولتیماتوم را اجرا نکرد. با پایان مهلت، نیروهای بریتانیا در ۱۱ ژانویه از چند نقطه وارد زولولند شدند. فریر در اطلاعیهای همان روز اعلام کرد که عملیات برای اجرای مطالبات صورت میگیرد و دولت بریتانیا با «مردم زولو» نزاعی ندارد. این تفکیک سیاسی در میدان جنگ پایدار نماند، زیرا ارتش برای رسیدن به مرکز سلطنت ناچار بود با بسیج گستردهٔ امابوتو روبهرو شود و عملیات بعدی شامل یورش به آبادیها، تصرف دام و نابودی برخی مراکز سلطنتی شد. از سوی دیگر، کتچوایو نیز میکوشید جنگ را تا حد امکان در داخل زولولند نگه دارد و توان نظامی خود را برای دفع مهاجمان متمرکز کند.
نیروها، تسلیحات و طرحهای جنگی
نیروی بریتانیا مجموعهای از سربازان منظم امپراتوری، واحدهای استعماری، داوطلبان، سوارهنظام نامنظم و شمار بزرگی از سربازان آفریقایی بود. جدول منتشرشده در ۱۸۸۰ برای پنج ستون آغازین ۶٬۶۶۹ نیروی امپراتوری و استعماری، ۹٬۰۳۵ عضو نیروی بومی ناتال و ۸۰۲ راننده و کارکنان ترابری ثبت کرده است. پژوهش پل تامپسون بر نیروی بومی ناتال نشان میدهد که بیش از نیمی از مردان نیروی تهاجمی در آغاز جنگ آفریقایی بودند و این واقعیت در روایتهای قدیمی جنگ اغلب کمرنگ مانده است. بیشتر آنان از جمعیت آفریقایی ناتال بسیج شده بودند و بخشی نیز مخالفان یا مهاجران زولو بودند. نقش آنان در شناسایی، حفاظت، حمل و نقل و نبرد برای عملیات بریتانیا اهمیت داشت. چلمزفورد برای تهاجم اصلی سه محور فعال در نظر گرفت. ستون راست به فرمان چارلز پیرسون از پایین رود توگلا به سوی اشوو حرکت میکرد، ستون مرکزی که چلمزفورد شخصاً همراه آن بود از رورکز دریفت عبور میکرد و ستون چپ به فرمان اِولین وود از جهت اوترخت و شمال غربی زولولند پیش میآمد. هدف نهایی اولوندی، مرکز سلطنتی، بود. طرح بر این فرض استوار بود که ارتش زولو برای یک نبرد بزرگ حاضر خواهد شد و قدرت آتش بریتانیا در میدان باز نتیجه را تعیین خواهد کرد. فاصلهٔ ستونها، زمین دشوار، باران تابستانی و وابستگی شدید به کاروانهای گاوکش، هماهنگی را مشکل میکرد. چلمزفورد همچنین توان زولوها در حرکت سریع و تمرکز مخفیانهٔ نیروی بزرگ را کمتر از واقع ارزیابی کرد. ارتش زولو نیروی دائمی به معنای اروپایی نبود. امابوتو چارچوب بسیج مردان را فراهم میکرد و هنگها در زمان نیاز فراخوانده میشدند. شیوهٔ شناختهشدهٔ حمله شامل مرکز، دو جناح برای احاطه و ذخیره بود و برای رسیدن به نبرد نزدیک بر سرعت حرکت، هماهنگی دستههای بزرگ و استفاده از زمین تکیه داشت. تصویر رایج جنگ که زولوها را فقط با سپر و نیزه نشان میدهد کامل نیست. از اواخر دههٔ ۱۸۶۰ شمار قابل توجهی سلاح گرم وارد پادشاهی شده بود و زولوها در نبردهایی چون رورکز دریفت، کامبولا و اولوندی از تفنگ استفاده کردند. جف گای نشان داده است که نبود آموزش و تدارک سازمانیافته برای آتش هماهنگ باعث شد سلاح گرم در تاکتیک زولو جایگاه مرکزی پیدا نکند و حملهٔ نزدیک همچنان شیوهٔ غالب باقی بماند. آمار کل ارتش زولو نامطمئن است. یک گزارش اطلاعاتی همزمان در ۲۰ ژانویه نیروی بسیجشده را بیش از ۳۵ هزار نفر دانست و گفت حدود چهار هزار تن نزد پادشاه ماندهاند. برخی برآوردهای بعدی ظرفیت بیشتری پیشنهاد کردهاند، اما لابند هشدار میدهد که منابع موجود، که عمدتاً از سوی بریتانیاییها ثبت شدهاند، برای تعیین شمار دقیق هنگها، فرماندهان، نیروی حاضر در هر نبرد و تلفات زولوها کافی نیستند. از این رو اعداد مربوط به ارتش زولو در این جنگ باید برآوردهایی با دامنهٔ خطا تلقی شوند.
روند جنگ
=== تهاجم نخست و ایساندلوانا === ستون مرکزی چلمزفورد پس از عبور از رود بوفالو در رورکز دریفت به سوی شرق حرکت کرد و در دامنهٔ کوه ایساندلوانا اردو زد. اردوگاه با واگنها محصور و سنگربندی نشد. چلمزفورد در صبح ۲۲ ژانویه با بخش قابل توجهی از نیروها برای جستوجوی زولوها از اردوگاه دور شد و فرماندهی بخش باقیمانده را به هنری پولین سپرد. آنتونی دورنفورد نیز همان روز با نیروهای خود به اردوگاه رسید و کمی بعد برای شناسایی به اطراف حرکت کرد. در همان زمان ارتش اصلی زولو که در نزدیکی اردوگاه پنهان شده بود کشف شد و با سرعت وارد عمل شد. حدود بیست هزار جنگجوی زولو با آرایش احاطهای به مواضع بریتانیا نزدیک شدند. خط تیراندازان بریتانیا در مرحلهٔ نخست توانست پیشروی را کند کند، اما گستردگی میدان، فشار بر جناحها، کاهش انسجام واحدها و نزدیک شدن نیروهای زولو به اردوگاه موقعیت مدافعان را از هم گسست. هنگامی که خط دفاعی عقب نشست، حمله به نبردی نزدیک تبدیل شد و بیشتر نیروهای باقیماندهٔ ستون مرکزی کشته شدند. موزهٔ ملی ارتش شمار مهاجمان را حدود بیست هزار نفر میداند و این شکست را نتیجهٔ ترکیبی از پراکندگی نیروی بریتانیا، دفاع ناکافی اردوگاه و دست کم گرفتن سرعت و توان رزمی زولوها میداند. در تاریخنگاری قدیمی گاه مشکل توزیع مهمات به عنوان توضیح اصلی شکست برجسته شده بود، اما پژوهشهای بعدی بر مجموعهای از خطاهای فرماندهی و برتری عملیاتی زولوها در همان روز تأکید کردهاند. ایساندلوانا از نظر نظامی و سیاسی ضربهای سنگین بود. بخش بزرگی از ستون مرکزی نابود شد، تجهیزات، تفنگها و مهمات فراوان به دست زولوها افتاد و تصور پیروزی سریع بریتانیا فرو ریخت. در عین حال زولوها نیز برای پیروزی هزینهٔ سنگینی دادند و ارتش آنان پس از نبرد نیازمند پراکندگی و بازیابی بود. کتچوایو نتوانست پیروزی را به بیرون راندن همهٔ ستونهای بریتانیا تبدیل کند. ستون وود در شمال غربی باقی ماند و ستون پیرسون در شرق، پس از پیروزی در نیزانه، به اشوو رسید. همین چندپارگی جبهه باعث شد جنگ پس از فاجعهٔ ستون مرکزی ادامه یابد.
=== رورکز دریفت و توقف تهاجم === بخشی از نیروی زولو که در ایساندلوانا درگیر اصلی نبرد نشده بود، زیر فرمان دابولامانزی کامپانده به سوی رورکز دریفت حرکت کرد. این ایستگاه در سوی ناتال رود بوفالو قرار داشت و به عنوان انبار و بیمارستان ستون مرکزی استفاده میشد. حدود ۱۵۰ مدافع، که هستهٔ آنان از گردان دوم هنگ بیست و چهارم پیاده تشکیل میشد، با کیسههای ذرت، جعبهها و واگنها محیطی دفاعی ساختند. حدود چهار هزار زولو از بعدازظهر ۲۲ ژانویه تا صبح روز بعد بارها به مواضع حمله کردند. مدافعان با آتش سریع تفنگ و عقبنشینی مرحلهای به محیطهای کوچکتر موضع را حفظ کردند. در پایان نبرد ۱۷ مدافع بریتانیایی کشته شده بودند و حدود ۴۰۰ جسد زولو در میدان شناسایی شد.
رورکز دریفت در روایت عمومی بریتانیا خیلی زود جایگاهی بزرگتر از اثر عملیاتی آن پیدا کرد. یازده نشان صلیب ویکتوریا به مدافعان اعطا شد، بیشترین شمار این نشان برای یک اقدام واحد در تاریخ ارتش بریتانیا. این نبرد پس از خبر ایساندلوانا فرصتی برای بازسازی روحیه و ارائهٔ روایتی از انضباط و پایداری فراهم کرد. موزهٔ ملی ارتش تأکید میکند که دفاع موفق تأثیر اندکی بر مسیر کلی کارزار داشت. اهمیت آن در فرهنگ عمومی به اندازهای رشد کرد که برای نسلهای بعدی گاهی ایساندلوانا و دیگر عملیات گستردهتر جنگ را تحتالشعاع قرار داد. پیامد مستقیم ایساندلوانا برای چلمزفورد توقف طرح پیشروی سریع بود. نیروهای بریتانیایی مواضع خود را استحکام بخشیدند و از پراکندگی ستونها پرهیز کردند. پیرسون در اشوو برای بیش از دو ماه در محاصره ماند. در شمال غربی، وود پایگاه خود را در کامبولا مستحکم کرد و با گشتها و عملیات محدود فشار بر جناح زولو را حفظ کرد. لندن نیز هزاران نیروی کمکی، سوارهنظام و توپخانه به ناتال فرستاد. تا پایان آوریل نیروی مؤثر بریتانیا و نیروهای همراه آن برای فتح زولولند به ۲۲٬۵۴۵ نفر رسیده بود. تهاجم دوم از نظر شمار نیرو، تدارکات و آمادگی دفاعی با عملیات ژانویه تفاوت محسوسی داشت.
=== هلوبانه، کامبولا و گینگیندلوو === در اواخر مارس، پیش از رسیدن کامل نیروهای کمکی، جبههٔ شمال غربی دوباره فعال شد. وود در ۲۸ مارس به مواضع زولوها در کوه هلوبانه حمله کرد، اما نزدیک شدن ارتش اصلی زولو و دشواری زمین عملیات را به شکستی پرهزینه تبدیل کرد. نیروهای او به سوی پایگاه مستحکم کامبولا عقب نشستند. روز بعد ارتش زولو به کامبولا حمله کرد. این بار بریتانیاییها در موضعی آماده، با استحکامات، خطوط فشردهٔ آتش و امکان استفادهٔ مؤثر از توپخانه منتظر بودند. حمله پس از چند ساعت شکست خورد و ضدحملهٔ سوارهنظام عقبنشینی را به فراری گسترده تبدیل کرد.
کامبولا از نظر راهبردی یکی از نقاط مهم جنگ بود. ارتش زولو هنوز میتوانست نیروی بزرگی را برای حمله متمرکز کند، اما نبرد نشان داد که حملهٔ مستقیم به موضع آمادهٔ بریتانیا زیر آتش منظم تفنگ، توپخانه و سلاحهای سریع آتش هزینهٔ بسیار بالایی دارد. شکست همچنین بر انسجام سیاسی پادشاهی اثر گذاشت. لابند نشان داده است که برخی رؤسای مناطق مرزی و خاندانهای محلی پس از آشکار شدن قدرت فزایندهٔ بریتانیا بیش از گذشته به حفظ منافع منطقهای خود اندیشیدند و همهٔ ساختار سیاسی زولو تا پایان جنگ با درجهٔ یکسانی از وفاداری به کتچوایو باقی نماند. در جبههٔ شرقی، چلمزفورد نیرویی برای شکستن محاصرهٔ اشوو گرد آورد. زولوها در ۲ آوریل در گینگیندلوو به ستون بریتانیا حمله کردند. نیروهای بریتانیا در آرایش دفاعی و پشت سنگرهای موقت حمله را دفع کردند و روز بعد به اشوو رسیدند. پیرسون و پادگان او آزاد شدند و موضع تخلیه شد. مجموعهٔ کامبولا و گینگیندلوو به بریتانیا امکان داد ابتکار عملیاتی را دوباره به دست گیرد. پس از آن تمرکز اصلی بر آماده کردن تهاجمی حسابشدهتر به مرکز زولولند قرار گرفت.
=== تهاجم دوم و اولوندی === در ماههای مه و ژوئن نیروی بریتانیا با ساختار تازهای سازمان یافت. لشکرها و ستونهای جدید به همراه سوارهنظام و توپخانه بیشتر آمادهٔ پیشروی شدند و خطوط تدارکاتی با احتیاط بیشتری حفاظت میشد. در همین دوره کتچوایو چند بار از طریق پیامرسانان خواهان گفتوگو برای پایان جنگ شد. اسناد همزمان نشان میدهند که در ۱۶ مه پیام او برای صلح به چلمزفورد رسید، اما چلمزفورد اعلام کرد که اقدامات نظامی را متوقف نمیکند و برکناری پادشاه و امضای شرایط در اولوندی را مناسب میداند. در هفتههای بعد نیز پیامها و پیشنهادهای دیگری رد و بدل شد و پیشروی بریتانیا ادامه یافت. تصمیمهای چلمزفورد در این مرحله زیر فشار تغییر فرماندهی نیز قرار داشت. دولت بریتانیا گارنت ولسلی را با اختیارات گسترده به جنوب آفریقا فرستاد و او در ۲۸ ژوئن به دوربان رسید. چلمزفورد پیش از آنکه ولسلی کنترل مستقیم عملیات را به دست گیرد به حرکت خود به سوی اولوندی ادامه داد. تدارکات حجیم و تجربهٔ ژانویه سبب شده بود ارتش با محافظت بیشتری حرکت کند و هر شب اردوهای دفاعی برپا کند. کتچوایو تا روزهای آخر نیز کوشید با ارسال دام، سلاحهای غنیمتی و پیامرسانان دربارهٔ شروط توقف جنگ مذاکره کند، اما توافقی پیش از برخورد نهایی حاصل نشد.
در ۴ ژوئیه نیروی چلمزفورد در دشتی نزدیک اولوندی در یک مربع بزرگ پیادهنظام آرایش گرفت و توپخانه و مسلسلهای گاتلینگ را در پیرامون آن قرار داد. ارتش زولو از چند جهت به مربع نزدیک شد، اما حجم آتش اجازهٔ شکستن آرایش را نداد. پس از عقبنشینی زولوها، سوارهنظام بریتانیا تعقیب را آغاز کرد و مراکز سلطنتی اولوندی به آتش کشیده شدند. این شکست توان ارتش سلطنتی را برای یک نبرد بزرگ دیگر از میان برد و مرحلهٔ اصلی عملیات نظامی پایان یافت. کتچوایو از منطقه گریخت و تا ۲۸ اوت از تعقیب بریتانیاییها دور ماند، سپس دستگیر و به کیپ فرستاده شد. پیروزی اولوندی حاصل یک عامل واحد نبود. بریتانیا پس از ایساندلوانا نیروی انسانی خود را افزایش داده، آرایش دفاعی را تغییر داده، حرکت ستونها را محتاطتر کرده و قدرت آتش بیشتری در میدان متمرکز کرده بود. در طرف زولو، تلفات نبردهای پیشین، فرسودگی بسیج طولانی، دشواری تأمین نیروها و فاصله گرفتن برخی رؤسا توان پادشاه را محدود کرده بود. با این حال لابند دربارهٔ تبدیل این عوامل به تصویری از فروپاشی کامل جامعهٔ زولو هشدار میدهد. خسارت جنگ به خانوادهها و شبکهٔ سیاسی سنگین بود، اما شواهد نشان نمیدهد که اقتصاد روستایی زولو در ۱۸۷۹ به طور کامل نابود شده باشد. ضربهٔ ماندگارتر از راه تغییر نظم سیاسی و جنگ داخلی پس از شکست وارد شد.
پیامدها و میراث
=== تجزیهٔ زولولند === پایان نبردهای اصلی مسئلهٔ حکومت زولولند را پیش کشید. ولسلی سیاست الحاق فوری را انتخاب نکرد. در ۱ سپتامبر ۱۸۷۹ ترتیبات جدید را اعلام کرد و توافقهای بعدی قلمرو را میان ۱۳ رئیس تقسیم کردند. برخی از این رؤسا از مخالفان کتچوایو بودند یا در طول جنگ از دربار فاصله گرفته بودند. جان دان، بازرگان و شخصیت بانفوذی که در آغاز جنگ به بریتانیا پیوسته بود، یکی از بزرگترین قلمروها را دریافت کرد. یک مقیم بریتانیایی نیز برای نظارت بر ترتیبات سیاسی منصوب شد. هدف این ساختار جلوگیری از احیای قدرت متمرکز سلطنتی و ارتش زولو بود، در حالی که بریتانیا مسئولیت و هزینهٔ ادارهٔ مستقیم را نمیپذیرفت. این تقسیمبندی با افزایش رقابت بر سر اقتدار، مرزهای جدید، دام، زمین و پیروان به بیثباتی سیاسی انجامید. هواداران دودمان سلطنتی که با نام اوسوتو شناخته میشدند پیرامون اعضای خاندان کتچوایو گرد آمدند و در برابر رقبایی مانند زیبهبو کامافیتا قرار گرفتند. گای در پژوهش خود دربارهٔ سالهای ۱۸۷۹ تا ۱۸۸۴ استدلال میکند که تخریب استقلال سیاسی پادشاهی از خود کارزار نظامی فراتر رفت و شیوهٔ تسویهٔ سیاسی بریتانیا زمینهٔ اصلی جنگ داخلی بعدی را فراهم کرد. تأثیر اجتماعی جنگ نیز یکنواخت نبود. عملیات نظامی، سوزاندن شماری از مراکز سلطنتی و آبادیها، مصادرهٔ دام و کشته شدن هزاران مرد فشار سنگینی بر خانوادهها و جوامع محلی وارد کرد. لابند با بررسی شواهد مربوط به دام، غله و آبادیها نتیجه گرفته است که جنگ را نمیتوان به معنای دقیق یک جنگ تمامعیار علیه کل جامعه یا کارزاری نسلکشانه توصیف کرد. بسیاری از خانوارها توانستند در مدت نسبتاً کوتاهی تولید کشاورزی را از سر گیرند. پیامد سیاسی، از میان رفتن مرکز سلطنتی و گسترش درگیری داخلی، در بلندمدت اثر عمیقتری بر ساختار جامعه گذاشت.
=== بازگشت کتچوایو و الحاق بریتانیا === کتچوایو پس از دستگیری ابتدا در کیپ زندانی و سپس در تبعید نگهداری شد. او در ۱۸۸۲ اجازه یافت به بریتانیا سفر کند و درخواست خود برای بازگرداندن سلطنت را مطرح کند. دولت بریتانیا در نهایت پذیرفت که او در آغاز ۱۸۸۳ به بخشی از زولولند بازگردد. قلمرو بازگرداندهشده کوچکتر از پادشاهی پیش از جنگ بود و رقبای او مناطق مهمی را در اختیار داشتند. درگیری میان اوسوتو و نیروهای زیبهبو به سرعت شدت گرفت و در ژوئیهٔ ۱۸۸۳ حمله به اولوندی تازه، قدرت کتچوایو را دوباره درهم شکست. او به قلمرو تحت حمایت بریتانیا پناه برد و در فوریهٔ ۱۸۸۴ درگذشت. پس از مرگ او، دینوزولو، پسر کتچوایو، برای مقابله با زیبهبو از داوطلبان بوئر کمک گرفت و در برابر این کمک بخش بزرگی از شمال زولولند به آنان واگذار شد. تشکیل «جمهوری جدید» بوئر و ادامهٔ بیثباتی، بریتانیا را به مداخلهٔ مستقیمتر سوق داد. در ۱۹ مهٔ ۱۸۸۷ زولولند به مالکیت بریتانیا درآمد و یک دستگاه اداری استعماری برای آن تشکیل شد. پژوهش لابند دربارهٔ ادارهٔ ۱۸۸۷ نشان میدهد که این الحاق مرحلهای جدا از پیروزی نظامی ۱۸۷۹ بود. از این رو عبارت رایج «الحاق زولولند در پایان جنگ» ترتیب واقعی تحولات را هشت سال فشرده میکند. در ۱۸۹۷ زولولند در مستعمرهٔ ناتال ادغام شد. این فرایند پایان استقلال سیاسی پادشاهی را تثبیت کرد، هرچند هویت زولو، اقتدار خاندان سلطنتی و شبکههای محلی از میان نرفتند و در سیاست منطقهای دورههای بعد ادامه یافتند. از دید تاریخ امپراتوری، جنگ ۱۸۷۹ بخشی از دورهای بود که بریتانیا با مجموعهای از جنگها و الحاقها شکل سیاسی جنوب آفریقا را تغییر داد. از دید تاریخ زولو، خود جنگ نقطهٔ آغاز رشتهای از مداخلات، تجزیهٔ سیاسی و کشمکشهای داخلی بود که پیامدهایشان تا دهههای بعد ادامه داشت.
=== تاریخنگاری و حافظهٔ جنگ === روایت جنگ برای مدت طولانی زیر تأثیر گزارشهای نظامی، خاطرات افسران و ادبیات امپراتوری بریتانیا قرار داشت. ایساندلوانا اغلب به عنوان «فاجعه» یا شکست بریتانیا روایت میشد و مسئلهٔ اصلی یافتن خطاهای فرماندهی بریتانیا بود. این زاویهٔ دید نقش تصمیمگیری و راهبرد زولو را محدود میکرد. مقالهٔ لابند در ۱۹۷۹ بر همین مشکل تأکید کرد و نشان داد که با وجود دشواری منابع، میتوان خطوط اصلی راهبرد و سازمان زولو را بازسازی کرد. پژوهشهای بعدی توجه بیشتری به شهادتهای زولو، اهداف کتچوایو، اختلافهای داخلی و تجربهٔ جنگجویان آفریقایی در هر دو سوی جنگ نشان دادهاند. ایساندلوانا در این بازنگری از «شکست بریتانیا» به «پیروزی زولو» نیز بازتعریف شده است. هربرت نتولی این نبرد را در حافظهٔ آفریقای جنوبی بخشی از تاریخ مقاومت در برابر گسترش استعمار میداند و تحول تاریخنگاری پس از میانهٔ سدهٔ بیستم را به افزایش توجه به تجربه و توان نظامی زولو پیوند میدهد. این بازنگری، اشتباههای چلمزفورد را در کنار ابتکار، تحرک و طرح عملیاتی زولوها بررسی میکند و نتیجهٔ نبرد را محصول کنش هر دو طرف میبیند. رورکز دریفت مسیر متفاوتی در حافظهٔ بریتانیا پیمود. اعطای یازده صلیب ویکتوریا، نقاشیهایی چون اثر آلفونس دو نوویل و بازگوییهای فراوان در ادبیات نظامی آن را به نمونهای مشهور از «آخرین ایستادگی» تبدیل کردند. فیلم زولو در ۱۹۶۴ این روایت را برای مخاطبان جهانی تازه کرد. موزهٔ ملی ارتش یادآور میشود که رورکز دریفت، با وجود اهمیت محدودش برای نتیجهٔ جنگ، در فرهنگ عمومی بریتانیا از ایساندلوانا شناختهشدهتر شد. همین تفاوت میان وزن نظامی و وزن فرهنگی دو نبرد، خود به موضوع پژوهش دربارهٔ حافظهٔ امپراتوری تبدیل شده است. جنگ همچنین نمونهای مهم برای نقد روایت سادهٔ برتری اجتنابناپذیر فناوری اروپایی است. بریتانیا از تفنگهای مدرن، توپخانه، گاتلینگ، شبکهٔ تدارکاتی و منابع یک امپراتوری صنعتی برخوردار بود، اما ایساندلوانا نشان داد که این مزایا بدون شناسایی، تمرکز نیرو و آرایش مناسب تضمینکنندهٔ پیروزی نبودند. در سوی دیگر، پیروزی زولو در یک نبرد به معنای توان برابر برای جنگ طولانی با امپراتوری نبود. ورود نیروهای کمکی، ظرفیت جایگزینی تلفات، سوارهنظام و توپخانه بیشتر و تغییر روش عملیات به بریتانیا اجازه داد شرایط نبردهای بعدی را به سود خود شکل دهد. جایگاه جنگ در تاریخ نظامی از همین تنش میان موفقیت عملیاتی زولوها و برتری منابع بلندمدت بریتانیا ناشی میشود.
== جستارهای وابسته == نبرد ایساندلوانا پادشاهی زولو مستعمره ناتال امپراتوری بریتانیا جنگهای بوئرها
پانویس
== منابع == Beckett, Ian F. W. (2021). Rorke's Drift and Isandlwana: Great Battles (in English). Oxford University Press. ISBN 9780198794134. Colenso, Frances E. (1880). History of the Zulu War and Its Origin (in English). Chapman and Hall. Guy, Jeff (1979). The Destruction of the Zulu Kingdom: The Civil War in Zululand, 1879-1884 (in English). Longman. ISBN 9780582646865. Knight, Ian (2003). The Zulu War 1879 (in English). Osprey Publishing. ISBN 9781841766126. Laband, John (1992). Kingdom in Crisis: The Zulu Response to the British Invasion of 1879 (in English). Manchester University Press. ISBN 9780719035821. Laband, John (2014). Zulu Warriors: The Battle for the South African Frontier (in English). Yale University Press. doi:10.12987/yale/9780300180312.001.0001. ISBN 9780300180312. Thompson, P. S. (2006). Black Soldiers of the Queen: The Natal Native Contingent in the Anglo-Zulu War (in English). University of Alabama Press. ISBN 9780817353681.
== پیوند به بیرون == پروندهٔ جنگ زولو در موزهٔ ملی ارتش بریتانیا جنگ بریتانیا و زولو و پیامدهای آن در South African History Online History of the Zulu War and Its Origin، اثر فرانسیس الن کولنسو، ۱۸۸۰
الگو:کنترل اعتبار
