جنگ‌ها و درگیری‌ها· عصر باروت· 1622 – 1924

جنگ‌های سرخپوستان

مجموعه درگیری‌های بین مهاجران و بومیان در آمریکا

جنگ‌های بومیان آمریکا یا جنگ‌های سرخ‌پوستان آمریکا (به انگلیسی: American Indian Wars یا Indian Wars) عنوانی کلی برای مجموعه‌ای از جنگ‌ها، لشکرکشی‌های نظامی، شورش‌ها و درگیری‌های مسلحانه میان ملت‌ها و کنفدراسیون‌های مختلف بومیان آمریکا از یک سو و قدرت‌های استعماری اروپایی و سپس ایالات متحده آمریکا از سوی دیگر است. این اصطلاح به یک جنگ واحد و پیوسته اشاره ندارد و درگیری‌های بسیار متفاوتی را در مناطق و دوره‌های گوناگون آمریکای شمالی دربر می‌گیرد. نخستین نمونه‌های آن هم‌زمان با گسترش مستعمرات انگلستان، فرانسه، اسپانیا و هلند در سده‌های هفدهم و هجدهم پدید آمد و پس از تشکیل ایالات متحده، با گسترش این کشور به سوی غرب ادامه یافت. جنگ‌های عمده میان دولت آمریکا و ملت‌های بومی تا اواخر سدهٔ نوزدهم ادامه داشت؛ هرچند درگیری‌های مسلحانهٔ پراکنده در برخی مناطق در اوایل سدهٔ بیستم نیز رخ داد.

== زمینه و علل == علل این جنگ‌ها در طول چند سده یکسان نبود، اما تصرف و انتقال زمین‌های بومیان، رقابت بر سر منابع، گسترش سکونتگاه‌های اروپایی و آمریکایی و کوشش ملت‌های بومی برای حفظ سرزمین، استقلال سیاسی و شیوهٔ زندگی خود از عوامل تکرارشونده بودند. در دورهٔ استعمار، روابط میان بومیان و اروپاییان صرفاً به تقابل «بومیان در برابر مهاجران» محدود نبود؛ ملت‌های بومی سیاست‌ها و منافع مستقل خود را دنبال می‌کردند و گاه با امپراتوری بریتانیا، فرانسه یا دیگر قدرت‌های استعماری متحد می‌شدند و حتی در دو سوی یک جنگ قرار می‌گرفتند. پس از انقلاب آمریکا و گسترش سکونت آمریکاییان در غرب رشته‌کوه آپالاش، اختلاف بر سر مالکیت و استفاده از زمین شدت گرفت. کنفدراسیون‌های بومی در شمال‌غرب و جنوب در چندین جنگ با ایالات متحده مقابله کردند و شماری از آنها، از جمله نیروهای وابسته به تکومسه، در جنگ ۱۸۱۲ با بریتانیا متحد شدند تا مانع گسترش بیشتر سکونتگاه‌های آمریکایی شوند. در دههٔ ۱۸۳۰ سیاست دولت فدرال بیش از پیش به انتقال اجباری ملت‌های بومی از شرق رود میسیسیپی به سرزمین‌های غربی گرایش یافت. قانون جابجایی سرخ‌پوستان در سال ۱۸۳۰ به ریاست‌جمهوری اندرو جکسون چارچوب قانونی این سیاست را فراهم کرد و در دهه‌های بعد ده‌ها هزار تن از اعضای ملت‌هایی چون چروکی، چیکاساو، چوکتاو، کریک و سمینول از سرزمین‌های خود کوچانده شدند؛ انتقال چروکی‌ها که با مرگ هزاران نفر همراه شد، بعدها به نام مسیر اشک‌ها شناخته شد. همهٔ ملت‌های بومی این سیاست را نپذیرفتند؛ مقاومت سمینول‌ها در فلوریدا به مجموعهٔ جنگ‌های سمینول انجامید که از طولانی‌ترین و پرهزینه‌ترین جنگ‌های ارتش ایالات متحده علیه یک ملت بومی بود.

== گسترش به غرب == در نیمهٔ دوم سدهٔ نوزدهم، مرکز ثقل جنگ‌ها به غرب ایالات متحده آمریکا منتقل شد. افزایش مهاجرت پس از تب طلا در کالیفرنیا، تصویب قانون هومستد در ۱۸۶۲، ایجاد مسیرهای مهاجرتی و سپس احداث راه‌آهن سراسری، زمین‌ها و منابع بیشتری را در معرض تصرف مهاجران قرار داد. دولت فدرال نیز از مجموعه‌ای از معاهدات، انتقال اجباری جمعیت، ایجاد رزروهای بومیان و عملیات نظامی برای کنترل مناطق غربی استفاده کرد. از مهم‌ترین درگیری‌های این دوره می‌توان به جنگ داکوتا در ۱۸۶۲، جنگ ابر سرخ، جنگ‌های کومانچی، جنگ نز پرسه، جنگ بزرگ سو در ۱۸۷۶ و مجموعهٔ طولانی جنگ‌های آپاچی اشاره کرد. پیروزی نیروهای لاکوتا، شاین و آراپاهو بر هنگ هفتم سواره‌نظام به فرماندهی جرج آرمسترانگ کاستر در نبرد لیتل بیگ‌هورن در ۱۸۷۶ از مشهورترین پیروزی‌های نظامی بومیان بود، اما چنین پیروزی‌هایی نتوانست مانع برتری بلندمدت دولت فدرال از نظر جمعیت، منابع و توان لجستیکی شود. از دههٔ ۱۸۷۰ به بعد، شکست مقاومت نظامی بسیاری از ملت‌های بومی با گسترش نظام رزروها و سیاست‌های همگون‌سازی فرهنگی همراه شد. قانون داوز مصوب ۱۸۸۷، برخلاف تصور رایج، قانونی برای «اجارهٔ زمین‌های سرخ‌پوستان» نبود؛ هدف اصلی آن تقسیم زمین‌های اشتراکی قبایل به قطعات متعلق به افراد و خانواده‌ها و ادغام بومیان در الگوی مالکیت و کشاورزی جامعهٔ آمریکا بود. زمین‌هایی که پس از این تقسیم «مازاد» تشخیص داده می‌شدند، می‌توانستند در اختیار مهاجران غیربومی قرار گیرند. بنابراین سیاست فدرال در پایان دورهٔ اصلی جنگ‌ها از عملیات نظامی مستقیم به مجموعه‌ای از سیاست‌های تخصیص زمین، آموزش اجباری و همگون‌سازی فرهنگی تغییر جهت داد.

== پیامدها و تاریخ‌نگاری == پیامد کلی این درگیری‌ها برای بسیاری از ملت‌های بومی از دست دادن بخش بزرگی از سرزمین‌های اجدادی، کاهش استقلال سیاسی، کوچ اجباری و محدود شدن به رزروها بود. کاهش شدید جمعیت بومیان در سده‌های پس از ورود اروپاییان نیز حاصل ترکیبی از همه‌گیری بیماری‌های وارداتی، جنگ، گرسنگی، کوچ اجباری، نابودی منابع معیشتی و دیگر اشکال خشونت و جابه‌جایی بود؛ از این رو تاریخ‌نگاران معاصر معمولاً از نسبت‌دادن این کاهش جمعیت به یک علت واحد پرهیز می‌کنند. پایان کارزارهای بزرگ نظامی نیز به معنای پایان جوامع یا هویت‌های سیاسی بومی نبود و ملت‌های بومی به مبارزه برای حقوق معاهده‌ای، حاکمیت و بازپس‌گیری یا حفاظت از سرزمین‌های خود ادامه دادند. تفسیر ماهیت این جنگ‌ها در تاریخ‌نگاری نیز دگرگون شده است. روایت‌های قدیمی‌تر غالباً آنها را بخشی از «گشایش مرز غربی» و پیشروی تمدن آمریکایی تصویر می‌کردند، در حالی که پژوهش‌های جدیدتر نقش استعمار مهاجرنشین، سلب مالکیت، نقض معاهدات و عاملیت و دیدگاه خود ملت‌های بومی را در مرکز تحلیل قرار می‌دهند. مسئلهٔ کاربرد مفهوم نسل‌کشی نیز موضوع بحث علمی است. پژوهشگرانی چون جفری اوستلر استدلال کرده‌اند که برخی سیاست‌ها، کوچ‌های اجباری و عملیات نظامی ایالات متحده علیه ملت‌های بومی را می‌توان در چارچوب مطالعات نسل‌کشی تحلیل کرد، و بنجامین مدلی به‌طور مشخص نابودی بومیان کالیفرنیا در میانهٔ سدهٔ نوزدهم را نسل‌کشی دانسته است؛ در مقابل، کاربرد یکسان این اصطلاح برای تمام مجموعهٔ ناهمگون «جنگ‌های بومیان آمریکا» محل اختلاف میان پژوهشگران است.

نگارخانه

== جستارهای وابسته == جنگ آپاچی

پانویس

مقالهٔ کامل در ویکی‌پدیا ↗