جنگ الجزایر (فرانسوی: Guerre d'Algérie؛ عربی: الثورة الجزائرية، به معنی «انقلاب الجزایر») جنگی برای پایاندادن به حاکمیت استعماری فرانسه بر الجزایر بود که از ۱ نوامبر ۱۹۵۴ تا آتشبس ۱۹ مارس ۱۹۶۲ ادامه یافت و در ژوئیهٔ همان سال به استقلال الجزایر انجامید. محور اصلی جنگ رویارویی جبههٔ آزادیبخش میهنی (FLN) و شاخهٔ نظامی آن، ارتش آزادیبخش ملی (ALN)، با دولت و نیروهای مسلح فرانسه بود، اما درگیری ابعاد دیگری نیز داشت: FLN با رقیبان ملیگرای خود، بهویژه جنبش ملی الجزایر، جنگید؛ صدها هزار الجزایری در نیروهای کمکی یا ساختارهای وابسته به فرانسه خدمت کردند؛ و در مرحلهٔ پایانی، سازمان ارتش سری (OAS) برای جلوگیری از استقلال به خشونت علیه استقلالطلبان و دولت فرانسه روی آورد. از همین رو، پژوهشهای جدید جنگ را در آن واحد جنگ استقلال، جنگ استعماری و مجموعهای از درگیریهای داخلی در جامعهٔ الجزایری و فرانسوی توصیف کردهاند. الجزایر از زمان فتح فرانسه در ۱۸۳۰ موقعیتی متفاوت از بسیاری از مستعمرات دیگر فرانسه یافته بود. بخش شمالی آن از سدهٔ نوزدهم در ساختار اداری فرانسه ادغام شد و حدود یک میلیون اروپایی در میان نزدیک به ۹ میلیون مسلمان الجزایری در آستانهٔ جنگ زندگی میکردند، اما شهروندی، مالکیت زمین و مشارکت سیاسی در چهارچوبی نابرابر سازمان یافته بود. این وضع سبب شد که دولتهای فرانسه تا سالها مسئلهٔ الجزایر را مسئلهای داخلی و نه جنگی میان دو کشور تلقی کنند؛ حتی اصطلاح رسمی «جنگ الجزایر» در حقوق فرانسه تنها در ۱۹۹۹ جای تعبیرهای پیشین مانند «عملیات حفظ نظم» را گرفت. جنگ با حملات هماهنگ FLN در روز اول نوامبر ۱۹۵۴ آغاز شد و طی چند سال از شورشی محدود به جنگی سراسری تبدیل شد. فرانسه از ۱۹۵۶ بیش از ۴۰۰ هزار نیرو را بهطور مداوم در الجزایر نگه داشت و در عملیات ضدشورش از کنترل جمعیت، جابهجایی اجباری روستاییان، بازداشت گسترده و شکنجه استفاده کرد؛ در سوی دیگر، FLN نیز از ترور، بمبگذاری، اعدام مخالفان و فشار بر جمعیت برای حذف رقیبان و تحکیم اقتدار خود بهره برد. نتیجهٔ جنگ را نمیتوان صرفاً با تراز عملیات نظامی توضیح داد. ارتش فرانسه در اواخر دههٔ ۱۹۵۰ توانست شبکههای FLN را در شهرها ضربه بزند، نفوذ نیروهای ALN از مرزهای تونس و مراکش را محدود کند و در بسیاری از مناطق برتری میدانی به دست آورد؛ همزمان FLN توانست مسئلهٔ الجزایر را به موضوعی بینالمللی بدل کند، نمایندگی سیاسی استقلالطلبان را به دست گیرد و هزینهٔ سیاسی و دیپلماتیک ادامهٔ جنگ را برای فرانسه افزایش دهد. بحران الجزایر در مه ۱۹۵۸ به فروپاشی جمهوری چهارم فرانسه و بازگشت شارل دو گل به قدرت کمک کرد، اما دو گل از ۱۹۵۹ به سوی پذیرش حق تعیین سرنوشت الجزایریها رفت. توافقهای اویان در ۱۸ مارس ۱۹۶۲ زمینهٔ آتشبس و انتقال حاکمیت را فراهم کرد؛ پس از همهپرسی ۱ ژوئیه، فرانسه استقلال را در ۳ ژوئیه به رسمیت شناخت و ۵ ژوئیه به روز اعلام و جشن استقلال الجزایر تبدیل شد.
زمینههای استعماری و آغاز جنگ
فتح الجزایر به دست فرانسه در ۱۸۳۰ با تصرف الجزیره آغاز شد و در دهههای بعد با لشکرکشیهای طولانی، مصادرهٔ زمین و استقرار مهاجران اروپایی گسترش یافت. در ۱۸۴۸ بخشهای اصلی شمال الجزایر به دپارتمانهای فرانسه تقسیم شدند؛ با این حال ادغام اداری به برابری سیاسی جمعیت بومی نینجامید. مسلمانان الجزایری زیر مجموعهای از قوانین و مقررات استثنایی قرار داشتند و دسترسی آنان به شهروندی کامل، زمین و نمایندگی سیاسی محدود بود. در مقابل، جامعهٔ اروپاییِ الجزایر، که بخش عمدهاش در خاک الجزایر متولد شده بود، از حقوق شهروندی فرانسه برخوردار بود و در نهادهای سیاسی محلی نفوذ گسترده داشت. تا میانهٔ سدهٔ بیستم، این تفاوت حقوقی با نابرابری شدید در مالکیت، آموزش و درآمد همراه شده بود و اصلاحات محدود دولت فرانسه نتوانسته بود شکاف میان نظام استعماری و خواستههای رو به گسترش ملیگرایان را از میان ببرد. جنگ جهانی دوم و رخدادهای پس از آن به ملیگرایی الجزایری نیروی تازهای داد. در ۸ مه ۱۹۴۵، همزمان با جشن پایان جنگ در اروپا، تظاهرات ملیگرایان در سطیف و سپس نواحی اطراف به خشونت کشیده شد؛ حملات به اروپاییان با سرکوب وسیع ارتش، پلیس و گروههای مسلح مهاجران پاسخ گرفت و هزاران الجزایری کشته شدند. رقم دقیق قربانیان همچنان محل اختلاف است، اما خشونت ۱۹۴۵ در حافظه و سازمانیابی نسل بعدی استقلالطلبان جایگاهی تعیینکننده یافت. در دههٔ بعد، جریانهای ملیگرا از اصلاحطلبان و هواداران فرحات عباس تا جنبش تودهای مصالی حاج و شبکههای مخفی مسلحانه راههای متفاوتی را دنبال میکردند. بحران درون جنبش مصالی حاج در ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴ به گروهی از فعالان جوانتر امکان داد سازمانی تازه پدید آورند. آنان در پاییز ۱۹۵۴ جبههٔ آزادیبخش میهنی را تشکیل دادند و در «اعلامیهٔ اول نوامبر» استقلال ملی و تشکیل دولتی الجزایری را هدف خود اعلام کردند. در شب ۳۱ اکتبر به ۱ نوامبر ۱۹۵۴، واحدهای FLN مجموعهای از حملات همزمان به مراکز نظامی، پلیسی، ارتباطی و برخی اهداف غیرنظامی انجام دادند؛ رویدادی که بعدها «توسن سرخ» نام گرفت و آغاز رسمی جنگ شمرده شد. شورش در ابتدا از نظر نفرات و تسلیحات محدود بود و دولت فرانسه گمان میکرد با عملیات امنیتی میتواند آن را مهار کند. روند جنگ در ۱۹۵۵ تغییر کرد. حملات اوت همان سال در منطقهٔ کنستانتین، از جمله حمله به غیرنظامیان اروپایی و مسلمانانی که FLN آنان را همکار فرانسه میدانست، با سرکوب و کشتار گستردهٔ الجزایریها پاسخ داده شد و جدایی میان بخش بزرگی از جمعیت مسلمان و نظم استعماری را عمیقتر کرد. استقلال مراکش و تونس در ۱۹۵۶ نیز برای FLN مرزهای خارجی، پناهگاه و مسیرهای تدارکاتی فراهم آورد. کنگرهٔ صومام در اوت ۱۹۵۶ ساختار سیاسی و نظامی جنبش را منظمتر کرد و سرزمین الجزایر را به ولایتهای نظامی تقسیم کرد. در همین حال، FLN برای انحصار نمایندگی ملیگرایی الجزایری با جنبش ملی الجزایرِ مصالی حاج وارد نبردی خونین شد؛ درگیریای که بهویژه در میان جامعهٔ مهاجر الجزایری در فرانسه ادامه یافت و نشان میداد جنگ استقلال در درون اردوگاه ملیگرایان نیز بُعدی داخلی دارد.
گسترش جنگ و بحران سیاسی فرانسه
در ۱۹۵۶ دولت سوسیالیست گی موله، که در آغاز با وعدهٔ راهحلی سیاسی بر سر کار آمده بود، اختیارات ویژه برای گسترش عملیات نظامی در الجزایر گرفت و اعزام سربازان وظیفه افزایش یافت. از آن پس بیش از ۴۰۰ هزار نیروی فرانسوی بهطور مستمر در الجزایر حضور داشتند. جنگ عمدتاً در نواحی روستایی جریان داشت، جایی که ارتش فرانسه میکوشید واحدهای چریکی را از جمعیت محلی و منابع تدارکاتی جدا کند. ایجاد «مناطق ممنوعه»، انتقال اجباری روستاییان به اردوگاهها و مراکز تجمیع و ساخت موانع الکترونیکی و مینگذاریشده در مرز تونس و مراکش از مهمترین ابزارهای این راهبرد بود. پیامد انسانی آن بسیار گسترده بود: حدود ۳۰۰ هزار پناهنده به تونس و مراکش گریختند و هنوز در زمان آتشبس ۱۹۶۲ نزدیک به ۱٫۸ میلیون نفر در مراکز تجمیع و جابهجایی داخلی زندگی میکردند. این جابهجاییها ساخت اجتماعی روستاها و کشاورزی را مختل کرد و استقلال را با مسئلهٔ بازگرداندن و اسکان جمعیتی عظیم روبهرو ساخت. در شهر الجزیره، FLN از ۱۹۵۶ شبکهای برای بمبگذاری، ترور و اعتصاب ایجاد کرد و بخشی از حملاتش غیرنظامیان اروپایی را هدف گرفت. دولت فرانسه در آغاز ۱۹۵۷ مسئولیت برقراری نظم در پایتخت را به واحدهای چترباز سپرد؛ دورهای که به «نبرد الجزیره» معروف شد. نیروهای تحت فرمان ژاک ماسو با ایجاد شبکهٔ اطلاعاتی، بازداشتهای گسترده و بازجویی سازمانیافته، ساختار شهری FLN را درهم شکستند. استفادهٔ نظاممند از شکنجه، ناپدیدسازی اجباری و اعدامهای فراقضایی در این عملیات بعدها به یکی از مهمترین مناقشههای اخلاقی و تاریخی جنگ تبدیل شد. العربی بن مهیدی، از رهبران برجستهٔ FLN، در فوریهٔ ۱۹۵۷ دستگیر شد و در بازداشت نیروهای فرانسوی کشته شد؛ مقامهای فرانسوی سالها مرگ او را خودکشی معرفی میکردند. موفقیت اطلاعاتی و نظامی فرانسه در الجزیره شبکهٔ بمبگذاری FLN را برای مدتی از کار انداخت، اما انتشار گزارشهای شکنجه و سرکوب، مشروعیت جنگ را در فرانسه و خارج از آن فرسود. به همین دلیل «پیروزی» در نبرد الجزیره نمونهای شناختهشده از فاصله میان موفقیت تاکتیکی و هزینهٔ سیاسی یک عملیات ضدشورش شد.
از ۱۹۵۷ و ۱۹۵۸، ارتش فرانسه با تقویت خطوط مرزی و سپس عملیات گستردهٔ «طرح شال» در ۱۹۵۹ و ۱۹۶۰ توانست بسیاری از واحدهای ALN در داخل کشور را تضعیف کند و رفتوآمد نیروهای مستقر در تونس و مراکش را دشوار سازد. همین برتری میدانی با گسترش فعالیت دیپلماتیک FLN همزمان بود. جبهه در سپتامبر ۱۹۵۸ حکومت موقت جمهوری الجزایر را اعلام کرد و از حمایت کشورهای عربی و آسیایی، مجامع بینالمللی و بحثهای سازمان ملل برای تبدیل جنگ از مسئلهای «داخلی» فرانسه به مسئلهای جهانی در روند استعمارزدایی بهره گرفت. در خود فرانسه، بحران ۱۳ مه ۱۹۵۸ در الجزیره، که در آن بخشی از مهاجران اروپایی و فرماندهان نظامی از بیم سازش دولت با استقلالطلبان علیه حکومت پاریس بسیج شدند، راه بازگشت شارل دو گل را به قدرت گشود. او در ژوئن آخرین نخستوزیر جمهوری چهارم شد و قانون اساسی جمهوری پنجم در پاییز همان سال تصویب شد. بازگشت دو گل در آغاز با امید هواداران «الجزایر فرانسه» همراه بود، اما او بهتدریج به این نتیجه رسید که ادامهٔ وضع موجود هزینهٔ سیاسی و راهبردی قابل تحملی ندارد. در سپتامبر ۱۹۵۹، حق تعیین سرنوشت الجزایریها را به رسمیت شناخت. این تغییر، بخشی از اروپاییان الجزایر و افسران ارتش را علیه او برانگیخت: «هفتهٔ سنگرها» در ژانویهٔ ۱۹۶۰ و کودتای نافرجام چهار ژنرال در آوریل ۱۹۶۱ آشکارترین نمود این بحران بود. در فوریهٔ ۱۹۶۱، مخالفان استقلال سازمان ارتش سری را تشکیل دادند. OAS با بمبگذاری، ترور و حمله به مسلمانان الجزایری، هواداران استقلال و مقامهای فرانسوی کوشید مذاکرات را متوقف کند و مهاجران اروپایی را پشت حفظ الجزایر فرانسه بسیج کند. همزمان، تظاهرات گستردهٔ استقلالطلبان الجزایری در دسامبر ۱۹۶۰ نشان داد که حتی پس از ضربههای سنگین به سازمان نظامی FLN، مطالبهٔ استقلال از پایگاه اجتماعی گستردهای برخوردار است. در این مرحله فاصله میان موقعیت نظامی فرانسه و امکان حفظ نظم استعماری از راه سیاسی آشکارتر شد.
== مذاکرات، استقلال و پیامدها == همهپرسی ۸ ژانویهٔ ۱۹۶۱ در فرانسه و الجزایر به دو گل اجازه داد روند تعیین سرنوشت را دنبال کند. گفتوگوهای رسمی با نمایندگان حکومت موقت الجزایر در مه ۱۹۶۱ در اویان آغاز شد و پس از وقفهها و مذاکرات محرمانه، از ۷ تا ۱۸ مارس ۱۹۶۲ به دور نهایی رسید. مهمترین اختلافها به حاکمیت، آیندهٔ جمعیت اروپایی، صحرای الجزایر و منابع نفت و گاز، وضعیت پایگاههای نظامی و شکل روابط اقتصادی پس از استقلال مربوط بود. توافقهای اویان در ۱۸ مارس امضا شد و آتشبس از ظهر ۱۹ مارس اجرا شد. متن توافقها دورهای انتقالی و همهپرسی تعیین سرنوشت را پیشبینی میکرد و برای ساکنان اروپایی و افرادی که با فرانسه همکاری کرده بودند تضمینهایی در نظر میگرفت. آتشبس از نظر حقوقی مرحلهٔ اصلی جنگ میان فرانسه و FLN را پایان داد، اما خشونت در عمل متوقف نشد. OAS پس از توافقهای اویان کارزار خشونت و تخریب را تشدید کرد و در بخشهایی از الجزیره و وهران سیاست «زمین سوخته» در پیش گرفت. در ۲۶ مارس ۱۹۶۲ سربازان فرانسوی در خیابان ایزلی الجزیره به سوی تظاهرکنندگان اروپایی مخالف توافقها آتش گشودند. در سوی دیگر، آدمربایی، انتقامگیری و قتل افرادی که با نیروهای فرانسه همکاری کرده بودند در ماههای بعد گسترش یافت؛ شمار دقیق حرکیها و دیگر الجزایریهای طرفدار فرانسه که پس از آتشبس کشته شدند هنوز روشن نیست و پژوهشهای تاریخی از دهها هزار قربانی سخن گفتهاند. خشونت ۵ ژوئیه در وهران نیز به قتل و ناپدیدشدن شمار زیادی از اروپاییان و مسلمانان انجامید. همزمان مهاجرت اروپاییان الجزایر سرعتی یافت که دولت فرانسه پیشبینی نکرده بود: حدود ۸۰۰ هزار نفر تنها میان آوریل و سپتامبر ۱۹۶۲ به فرانسه رفتند. خروج مهاجران، بازگشت پناهندگان و آوارگان داخلی و بحران قدرت درون FLN نخستین ماههای دولت تازه را با جابهجایی اجتماعی و سیاسی گسترده همراه کرد. در همهپرسی ۱ ژوئیهٔ ۱۹۶۲، ۹۹٫۷ درصد آرای معتبر به استقلال تعلق گرفت. فرانسه در ۳ ژوئیه استقلال را به رسمیت شناخت و در الجزایر ۵ ژوئیه، همزمان با سالگرد اشغال الجزیره در ۱۸۳۰، بهعنوان روز استقلال اعلام شد. در سطح نظامی، FLN در واپسین سالهای جنگ نتوانسته بود ارتش فرانسه را در میدان شکست دهد و نیروهای ALN در داخل کشور زیر فشار شدیدی قرار داشتند؛ نتیجهٔ نهایی از پیوند پایداری شورش، بسیج سیاسی جامعهٔ الجزایری، بحران مشروعیت استعمار، هزینههای جنگ برای فرانسه و موفقیت دیپلماتیک FLN شکل گرفت. هزینهٔ انسانی جنگ همچنان موضوع پژوهش و مناقشهٔ حافظه است. سرشماری وزارت مجاهدین الجزایر در ۱۹۷۴، ۱۵۲٬۸۶۳ کشته را در میان فعالان FLN و رزمندگان ALN ثبت کرد، در حالی که بررسیهای جمعیتشناختی و تاریخی شمار کل مرگهای الجزایری را، با احتساب غیرنظامیان و دیگر گروهها، غالباً در حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ هزار نفر برآورد میکنند؛ ارقام رسمی و یادمانی الجزایری در دورههایی بسیار بالاتر بودهاند. در سوی فرانسه، آمار رسمی نزدیک به ۲۵ هزار کشتهٔ نظامی را ثبت میکند. شکنجه، اعدامهای فراقضایی، بمبگذاری علیه غیرنظامیان، ناپدیدشدگان، سرنوشت حرکیها و مهاجرت اجباری یا شتابزدهٔ اروپاییان الجزایر از محورهای پایدار مناقشهٔ تاریخی میان دو جامعه باقی ماندهاند. جنگ افزون بر ایجاد دولت مستقل الجزایر، نظام سیاسی فرانسه را نیز دگرگون کرد و به یکی از مهمترین نمونههای استعمارزدایی خشونتآمیز در سدهٔ بیستم تبدیل شد.
جستارهای وابسته
جبهه آزادیبخش میهنی (الجزایر) الجزایر فرانسه سازمان ارتش سری جمهوری چهارم فرانسه جمهوری پنجم فرانسه جنگهای استقلال نبرد الجزیره (فیلم)
پانویس
== منابع == Connelly, Matthew (2002). A Diplomatic Revolution: Algeria's Fight for Independence and the Origins of the Post-Cold War Era (in English). Oxford University Press. doi:10.1093/oso/9780195145137.001.0001. ISBN 9780195145137. Evans, Martin (2012). Algeria: France's Undeclared War (in English). Oxford University Press. ISBN 9780192803504. Horne, Alistair (2006). A Savage War of Peace: Algeria 1954–1962 (in English). New York Review Books. ISBN 9781590172186. Lazreg, Marnia (2008). Torture and the Twilight of Empire: From Algiers to Baghdad (in English). Princeton University Press. ISBN 9780691131351. McDougall, James (2017). A History of Algeria (in English). Cambridge University Press. doi:10.1017/9781139029230. Pervillé, Guy (2024). Atlas de la guerre d'Algérie: de la conquête à l'indépendance (in French). Autrement. ISBN 9782746747951. Rahal, Malika; White, Benjamin Thomas (2022). "UNHCR and the Algerian war of independence: postcolonial sovereignty and the globalization of the international refugee regime, 1954–63". Journal of Global History (in English). 17 (2): 331–352. doi:10.1017/S1740022821000449.
== پیوند به بیرون == پروندهٔ شصتمین سالگرد پایان جنگ الجزایر در وبگاه وزارت نیروهای مسلح فرانسه گاهشمار و اسناد سال ۱۹۶۲ در «مسیرهای حافظه» معرفی «تاریخ الجزایر» جیمز مکدوگال در انتشارات دانشگاه کمبریج

